آیا برای عکاسی خوب بهترین دوربین لازم است؟

14 مرداد 1397
بیشتر دوستان تصور میکنند که برای گرفتن بهترین عکس شما باید بهترین دوربین را داشته باشید. بارها ممکن است این جمله به گوش شما خورده باشد،‌ شیاد این جمله به گوش افرادی که بتازگی قصد ورود به هنر عکاسی را دارند بیشتر شنیده میشود. . این‌یک باور عمومی است که تصویر عالی با بهترین دوربین گرفته می‌شود. این باوری است که کام عکاسان را تلخ کرده، چراکه مهارت‌های آنان را درگرفتن عکس‌های خوب نادیده می‌گیرد. نکته جالب این است که باوجود فرمول رایج «بهترین دوربین برابر است با بهترین عکس» شاهد نسل جدید از دوربین‌های جدید هستیم که در جیب شما جا می‌شوند. در اینجا زومیت تجربیات یک عکاس برزیلی به نام تیتو فرنادز (Tito Ferradans) که فیلم بردار و متخصص تکنیک های جلوه های بصری و از علاقمندان هنر آنامورفیک است را برای شما بازگو می کند. اگرچه این مطالب بخشی از نظرات شخصی عکاس است؛ ولی به عنوان یک هنرمند با تجربه که اکنون در کشور کانادا زندگی می کند، می‌تواند راهنمای برای شما در آغاز کار عکاسی باشد.
عکاسی بارداری در آتلیه بارداری
تجربیات تیتو فرنادز در جستجوی بهترین عکس ها

قبل از اینکه من (تیتو فرنادز) وارد دنیای عکاسی و فیلم‌برداری شوم (بیش از ده سال پیش) کارم را با یک دوربین کامپکت سونی شروع کردم. با دوربین ساده و اتوماتیک کوچکی که فقط به من اجازه می‌داد دکمه شاتر را فشار بدهم. آن زمان من نیز اعتقاد داشتم بهترین عکس‌ها با بهترین دوربین های عکاسی گرفته می‌شود. مطالب زیادی بود که باید یاد می‌گرفتم و هیچ آشنایی با عمق میدان و کم کردن عمق میدان و دنیای گسترده رنگ‌ها و راز و رمزهای آن‌ها نداشتم. وقتی اولین دوربین DSLR خودم را در سال ۲۰۰۸ خریدم، فصل جدیدی در دنیای عکاسی برای من آغاز شد. سفر از دنیای عکاسی آنالوگ به دنیای عکاسی دیجیتال برای من با دوربین کانن Rebel XTi بود. هنوز خاطره گرفتن اولین عکس‌ها دیجیتالی جز خاطرات زیبای من است. همین خاطرات به من درس‌های بزرگی را یاد داد. یکی از این درس‌ها درک این مطلب بود که یک دوربین عکاسی خوب در حقیقت شرایط را بهتر می‌کند؛ اما آمار عکس‌های خنده‌دار را کمتر نمی‌کند.

امروز من از هر سه عکس گرفته‌شده یک عکس غیرقابل‌دفاع دارم. آن زمان از هر ۲۵ عکس گرفته‌شده یک عکس قابل دفاع داشتم. جالب است که اگر در هر عکسی که می‌گیرد یک یا دو تکنیک عکاسی را پیاده کنید، به‌مرور سرعت شکار عکاسهای عالی برای شما بیشتر می‌شود و یک گنجینه ارزشمند در لایت روم خواهید داشت.

در طول یک دهه کار و تلاش که مهارت عکاسی من بهبود پیدا کرد، تجربه کار با دوربین‌های خوبی از شرکت کانن را داشتم. ابتدا با دوربین XTi I بعد با دوربین ۷D و بعدازآن نیز دورانی با ۵D MkIII گذراندم. در این اواخر نیز با یک دوربین سونی به نام A7s II عکاسی می‌کردم. باتجربه هر دوربین جدید من به چشم می‌دیدم که قابلیت‌های جدید آن‌ها باعث تغییر رویه در شیوه عکاسی من می‌شود. امکاناتی مانند بازتولید رنگ (color reproduction) که اغلب آماتورها در عکاسی از نتایج تأثیرات آن شگفت‌زده می‎شوند، سنسور فول فریم (full frame sensor) که زاویه‌های بازتری را برای دوربین‌ها به ارمغان آورد، حساسیت به نورپایین (low light sensitivity) که مرزهای عکاسی در محیط‌های کم‌نور را به عقب راند و… از مواردی بود که تأثیر مهم و شگفتی بردنیای عکاسی گذاشت.

در طی همین مسیردر تحول در دنیای عکاسی بیش از چند عکس بود که به گرفتن آن‌ها افتخار می‌کردم و بیش از چندین بار با دیدن عکس‌های خوب غافلگیر شدم و صداهای تحسین برانگیزی شنیدم که می‌گفت:

    معرکه است! این عکس عالی است! دوربین بسیار خوبی دارید!

اکنون متوجه می‌شدم چرا کام بعضی از عکاسان با شنیدن این تعریف‌ها و تمجیدها تلخ می‌شود. این بحث تعریف از بهترین دوربین‌ها حتی به قبل از گرفتن عکس‌های جدید نیز کشیده شده بود. صاحب‌نظران تنها با دیدن دوربین عکاسی جملاتی نظیر، با دوربینی مانند این هیچ جای شکی نیست که عکس‌های عالی خواهید گرفت را زیاد تکرار می‌کردند. از این میان تنها با دوستانی که صمیمیت بیشتری داشتیم، فرصتی هم برای گفتن این توضیح پیش می‌آمد که دوربین یک ابزار است و نباید انتظار داشت عکس باکیفیت خوب به‌وسیله آن گرفته شود، مگر اینکه کسی که دکمه شاتر را فشار می‌دهد، به عکاسی آشنا باشد.

در طی دورانی که من با عکاسی زندگی می‌کردم،‌ استفاده از گوشی هوشمند نیز به‌طور گسترده‌ای رواج پیدا کرد. در طی سال‌های ۲۰۱۲ تا ۲۰۱۳ که من نویسنده یک مجله عکاسی در برزیل بودم، دیدم چند عکاس حرفه‌ای در مورد اعتبار هنری یک عکس از عکاسان حرفه‌ای که با گوشی هوشمند گرفته‌شده بود چه بحث آتشینی را تجربه می‌کردند. آن زمان این مکالمات یک بحث داغ و رایج در میان جماعت روزنامه‌نگار بود.

مردم نیز خواه‌ناخواه تحت تأثیر حضور تکنولوژی عکاسی گوشی همراه در زندگی خود هستند. آن‌ها نیز با گوشی‌های همراه خود هنگام وقوع حوادث درصحنه حاضر هستند و عمق صحنه را نشانه‌گیری و دکمه شاتر را فشار می‌دهند. تصاویر و صحنه‌ای باارزشی را در لحظه‌های مهم ضبط و ثبت می‌کنند، این در حالی است که هنوز عکاسان به صحنه نرسیده‌اند؛ اما کیفیت تصاویر توسط مردم عادی خوب نبودند و این فراتر از قابلیت‌های دوربین گوشی همراه بود، مهم‌تر از کیفیت و رزولوشن و قدرت نمایش رنگ‌ها، ظرافت و زاویه دید عکاسان حرفه‌ای بود که بازهم مرزبندی‌ها را حفظ می‌کرد.

همانطور که تیتو فرنادز بیان کرد این تفاوت‌ها حتی هم‌اکنون هم مابین عکاسان آماتور و حرفه‌ای به‌راحتی دیده می‌شود در ادامه به چند نمونه از عکاسی سوژه‌ها در یک مکان توسط عکاس آماتور و حرفه‌ای نگاه کنید و خودتان قضاوت کنید. اینکه چگونه به چنین نگاهی نزدیک شوید منوط به تمرین تکنیک‌های عکاسی است.

تجربیات تیتو فرنادز و دوربین‌های گوشی همراه

تیتو فرنادز درادامه تجربیات خودش به حضور و ظهور دوربین ها در گوشی هوشمند نیز اشاره می‌کند. اعتقاد فرنادز چنین است که گوشی‌های هوشمند باقابلیت دوربین عکاسی و قیمت نزولی دوربین‌های دیجیتال دو عامل مهم در شکستن سد انحصار در عکاسی بود و سیل عکاسان نوظهور وارد دنیای عکاسی شد. حالا هر شخصی خواه یا نا خواه یک دوربین عکاس در قالب یک گوشی هوشمند به همراه خود داشت و نمی‌توانست آن را از زندگی خودش بیرون کند. حتی عکاسی‌هایی افتتاح شدند که عکاسان آن هنوز عکاسی را به‌طور حرفه‌ای شروع نکرده بودند. نقش اصلی این تغییرات را باید بر عهده دوربین‌های گوشی هوشمند گذاشت. تا این اواخر تشخیص اینکه عکس گرفته‌شده با گوشی هوشمند است یا دوربین واقعی چندان سخت نبود.

با حضور گوشی‌های دو لنزی (dual lenses) یا همان دوگانه، یادگیری ماشین (machine learning) و فرایندهای خودکار، گوشی‌های هوشمند تصاویری را ثبت و ضبط می‌کنند که نگاه هر عکاس صاحب‌نظری را به خود جلب می‌کند. امروز عکاسان می‌دانند که حفظ ارزش‌های عکاسی اپتیکال (optical photography) در سایه و جایگاه قدرتمند عکاسی محاسباتی (computational photography) کاری آسانی نیست. اکنون عکاسی محاسباتی تعریف و جایگاه مشخصی برای خود دست‌وپا کرده است. عکاسی محاسباتی، اشاره به ضبط تصاویر دیجیتال و متدهای پردازشی حاصل از محاسبات دیجیتال به‌جای فرایندهای نوری دارد. عکاسی محاسباتی به بهبود قابلیت‌های دوربین کمک شایانی می‌کند، ویژگی‌های در اختیار عکاس قرار می‌دهد که با عکاسی مبتنی بر فیلم و نور به‌راحتی ممکن نیست. همچنین عکاسی محاسباتی هزینه‌ها را کاهش می‌دهد و اجزای دوربین‌ها را کوچک‌تر می‌کند که به‌طور فزاینده‌ای باعث رشد محبوبیت آن می‌شود.

پشت پرده این قابلیت‌های فوق‌العاده در گوشی‌های هوشمند در وجود پردازنده‌های قوی و الگوریتم‌های قدرتمندی است که هرروز در حال ارتقا هستند و البته دوربین‌های اپتیکی از این مزیت ویژه بی‌بهره هستند. در آخرین‌مدل‌های گوشی همراه آیفون  ۷Plus 8Plus ،X،   از دو لنز استفاده شد. یک لنز تله فوتو (telephoto) و یک لنز واید (wide angle) که باعث می‌شود عمق میدان درصحنه بازسازی شود. این شبیه‌سازی، قابلیت عمق میدان را، همانند دوربین‌های حرفه‌ای بدون افزایش وزن قابل‌توجه به‌واسطه عکاسی محاسباتی وارد گوشی هوشمند کرد. هرچند مدیریت این عمق میدان، هنوز در اختیار گوشی است؛ بااین‌حال شما تا حدی این امکان را دارید که نورپردازی صحنه را تغییر دهید و عمق میدانی مناسب و تا جای ممکن، دقیقی ایجاد کنید. حتی می‌توانید نقطه فوکوس خود را بعد از فشار دادن دکمه شاتر تغییر دهید.

البته با توجه به اینکه این ویژگی‌ها در دوربین‌های لایترو Lytro وجود دارد، نمی‌توان آن را چندان جدید و نو خواند؛ ولی امروزه قدرت تکنولوژی عکاسی محاسباتی در دسترس همه قرارگرفته و تا حدی وسیله آزمون و بازی تبدیل‌ شده است. اکنون برنامه‌ها و نرم‌افزارهای گوشی‌های هوشمند با هزینه‌ای اندک یا حتی رایگان همچون Focos و Anamorphic امکاناتی به شما می‌دهند تا تصاویر شما با دوربین‌های دو گانه تفاوتی نداشته باشد. رویکرد اپل در مقایسه با گوگل در عکاسی محاسباتی محافظه‌کارانه به نظر می‌رسد. گوگل با برنامه‌ریزی و پیاده‌سازی یک لنز و پشتیبانی قدرتمند هوش مصنوعی از آن در گوشی هوشمند Pixel 2 گام بلندتری را در دنیای دوربین عکاسی محاسباتی برداشته است. پیکسل ۲ با گرفتن ۹ عکس پشت سرهم این امکان را به وجود می‌آورد که تا حد بالاتری از دامنه پویایی و تجزیه‌وتحلیل عکس فراهم شود، همچنین پیاده‌سازی عمق میدان درحرکت دوربین و اختلاف‌منظر صحنه به نحو کامل‌تری ایجاد شود.

به عقیده تیتو بعلاوه اینکه AI در عکاسی محاسباتی با هوشمندی به دنبال ارزیابی حضور عناصر خاص درصحنه و تنظیم فوکوس روی آن‌ها در زاویه دید لنز گوشی هوشمند است. نتیجه این فعالیت‌ها عکس‌های شگفت‌انگیز از یک دستگاه نسبتاً ارزان و سبک در مقایسه با دوربین‌های حرفه‌ای است که البته در کارهایی همچون ارتباطات و مخابرات نیز به‌طور قدرتمند عمل می‌کند. با این فناوری‌ها در گوشی هوشمند عکس گرفته‌شده توسط خواهر ۷ ساله تیتو با عکس‌های گرفته‌شده توسط تیتو رقابت می‌کند؛ عکس‌هایی که تنها با فشردن یک دکمه شاتر گرفته‌شده است.

تیتو معتقداست درعین‌حال که عکاسی محاسباتی روزبه‌روز باعث گسترش عکاسی با گوشی هوشمند می‌شود، اهمیت مهارت در عکاسی نیز برجسته‌تر می‌شود. به‌عنوان‌مثال،‌ قاب‌بندی و روشنایی هنوز  در عکاسی محاسباتی ماشینی هستند و البته کیفیت چندانی نیز ندارند. اهمیت این ظرافت‌ها در هنر عکاسی است که باعث می‌شود عکس‌های عکاسان حرفه‌ای با همین ابزار بسیار غنی‌تر و درخشنده جلوه کند.

ماحصل تجربیات تیتو به ما می‌گوید این همان عاملی است که عکاسان بزرگ را از عکاسان آماتور جدا می‌کنند. آن‌ها ابزار عکاسی را از جایگاه خود بالاتر نمی‌برند بلکه با تسلط بر تکنیک‌های عکاسی تصاویری ماندگار و اثرگذار خلق می‌کنند که سال‌ها در ذهن و خاطره به یادگار می‌ماند. شما نیز با دیدن عکس‌های بیشتر از هنرمندان عکاس متوجه منظور من خواهید شد. در بخش شاتر تجربه‌ای خلاقانه و شگفت‌انگیز عکاسان بزرگ شما را هم به وجد می‌آورد و ایده‌ای جدیدی برای عکاسی، به شما می‌دهد. اگر هنوز فکر می‌کنید که یک عکس خوب تنها با یک دوربین خوب گرفته می‎شود بهتر است دراین‌باره تجدیدنظر کنید، عکس عالی با عکاس عالی میسر است.

 

منبع: سایت زومیت

تکنیک های عکاسی پرتره با استفاده از نور محیط در شب

14 مرداد 1397
نور محیط یکی از بهترین و ارزان ترین ابزارهای عکاسی نوزاد در آتلیه نوزاد به شمار میرود. اگر بتوانید تکنیک های استفاده از آن را بیاموزید هیچ وقت از گرفتن تصاویر پرتره خوب باز نمیمانید. برای اکثر عکاسان جهان، ساعت طلایی عکاسی، غروب آفتاب است؛ اما جردن متر (Jordan Matter) عکاس معروف ژاپنی اعتقاد دارد که شب، بهترین زمان برای عکاسی است. او معتقد است که با در نظر گرفتن ۵ نکته در مورد استفاده از نور محیط و خیابان، می‌توان عکس‌های پرتره‌ی بسیار زیبایی ثبت کرد.

۱. به چراغ‌های خیابان نگاه کنید

چراغ‌های خیابان یکی از بهترین منابع نور برای عکاسی در شب است. در نظر داشته باشید که نور چراغ‌های خیابان سایه‌ی بدی روی صورت سوژه ایجاد می‌کند؛ بنابراین، بهتر است که سوژه کمی به سمت بالا و به نورهای موجود نگاه کند؛ تنها در حدی که سایه‌ی ایجادشده از بین برود و نیازی نیست که سوژه، سر خود را خیلی بالا بگیرد.

۲. از ویترین مغازه‌ها به‌عنوان سافت‌باکس استفاده کنید

اگر می‌خواهید که سوژه به سمت دوربین نگاه کند، نمی‌توانید از چراغ‌های خیابان استفاده کنید. برای این مورد بهتر است که از چراغ‌های یک ویترین بزرگ به‌عنوان سافت‌باکس استفاده کنید. کافی است که پشت به ویترین ایستاده و سوژه به سمت دوربین نگاه کند.

۳. از لنزهایی با دیافراگم باز استفاده کنید

استفاده از ابزار مناسب، مهم‌ترین مورد برای ثبت عکس‌های باکیفیت است. برای اینکه بتوانید عکس‌های پرتره‌ی خوبی در شب بگیرید، بهتر است از لنز‌هایی با نسبت کانونی f/1.8 ،f/2 یا حتی f/1.4 استفاده کنید؛ این لنزها، نور بیشتری را ثبت می‌کند.

۴. از لباس‌هایی با رنگ روشن استفاده کنید

اگر می‌خواهید عکس‌های پرتره‌ی خوبی در شب بگیرید، از سوژه‌ی خود درخواست کنید که لباس‌هایی با رنگ روشن بپوشد.

۵. برای عکاسی با حالت رامبرانت، نور را از یک سمت بتابانید

هنگام استفاده از ویترین مغازه‌ها، می‌توانید کنار ویترین ایستاده تا نور تنها به یک سمت از صورت سوژه، تابیده شود. این مورد کمک می‌کند تا بتوانید عکس‌های زیبایی با حالت رامبرانت ثبت کنید.


منبع: سایت زومیت

راههای تمیز نگه داشتن لنز دوربین

14 مرداد 1397

اگر میخواهید همیشه لنز دوربینتان پاک بماند اول به اراده خود شما بستگی دارد و  بعد راه کار هایی که ما برای شما دوستان و کاربران عزیز  اماده کرده ایم تا بتوانید با استفاده از آن به طور اصولی لنز دوربین خود را پاک کنید.

عکاسی کودک در آتلیه کودک نیز به لنز تمیز احتیاج دارد.

نگهداری از لنز: هر آنچه که باید درباره نحوه ی نگهداری و تمیز کردن لنزهای گرانبهای خود بدانید

آخرین بار کی لنزهایتان راتمیز کردید؟ اگر زمان روشنی به ذهنتان خطور نمی کند پس احتمالا مدت زمان مدیدی است که تمیزشان نکرده اید. باید به خاطر داشته باشید که نگهداری مناسب از لنزهایتان مهم ترین کاری است که می تواند به حفظ کیفیت، وضوح و شارپنس عکس هایتان کمک کند .

گرد و خاکهای داخلی و دیگر مصنوعاتی که ندرتا می توانند درون لنز وارد شوند تاثیرات گسترده ای روی لنزها می گذارند. البته با فرآیند بسیار دقیق و پیچیده ای که هنگام ساخت لنزهای نوری وجود دارد احتمال ورود گرد و خاک یا هر نوع مصنوع دیگری به ساختار درونی لنز بسیار نادر است و هر جز از ساختار کلی یک لنز پیش از آنکه در ساختمان لنز مورد استفاده قرار گیرد چندین و چند بار مورد بررسی دقیق قرار می گیرد .

اما بازرسی های منظم و تمیز کردن دقیق لنزها در حفظ شارپنس عکس های شما تاثیر بسیار شگرفی دارد. در این مقاله به چگونگی بررسی دقیق لنزها و تمیز کردن انها می پردازیم.

تمیز کردن یک لنز غالبا توسط چهار وسیله ی اصلی انجام می شود. پارچه ی تمیز کننده ی مخصوص لنز، راکت دمنده ، دستمال مرطوب و برس / خودکار مخصوص لنز. این وسایل در حفظ و نگهداری دوربین و دیگر لوازم جانبی کار عکاسی نیز می توانند مورد استفاده برار گیرند و باعث شوند دوربینتان همواره نو و تمیز به نظر برسد. قیمت این وسایل نیز بسیار اندک در حدود چند دلار است و در هر فروشگاه دوربین عکاسی فروشی قابل خریداری هستند.

تمیز کردن لنزها

    شیشه های جلو و عقب

بهترین راه برای پراکندن ذرات بزرگ از روی لنزها استفاده از راکت های دمنده است. مزیت استفاده از این راکت ها این است که تماسی با لنز برای زدودن ذرات بزرگ ایجاد نمی شود . که این تماس خود ممکن است روی المنتهای جلو عقب لنز ایجاد خراش نماید. پس از آنکه ذران درشت از روی قسمت های شیشه ای جلو و عقب لنز زدوده شدند، وقت ان است که از یک وسیله مرطوب استفاده شود و دستمال میکروفایبر مرطوب بهترین گزینه است. باید این دستمال را تنها به صورت چرخشی در جهت حرکت عقربه های ساعت روی شیشه ی لنز به ارامی بکشید. و سپس از یک دستمال خشک میکروفایبر با همان طریق حرکت برای خشک کردن شیشه های لنز استفاده کنید. در برخی موارد ممکن است دستمال مرطوب رد خیسی از خود به جای بگذارد . در این صورت استفاده از خودکار لنز توصیه می شود.

اما اگر شیشه ی لنزتان آنقدر کثیف نیست که بخواهید از دستمال مرطوب استفاده کنید، آنگاه است که سیستم "هاه” را توصیه می کنیم. بدین ترتیب که با نفس گرم خود بخاری روی شیشه ی لنز بیاندازید و با دستمال میکروفایبر به همان صورت چرخشی در جهت حرکت عقربه های ساعت پاک کنید. این شیوه همچنین می تواند برای پاک کردن فیلترهای لنز نیز مورد استفاده قرار گیرد . چرا که این فیلتر ها غالبا با پوشش های به خصوصی پوشانده شده اند و استفاده از دستمال مرطوب روی آنها دشوار است.

برای تمیزکردن بدنه ی لنز می توان از یک مسواک استفاده کرد. بدین ترتیب می توان قسمت های زوم لنز و رینگ های فوکوس را به خوبی تمیز کرد. توصیه می شود برای تمیز کردن بدنه ی لنز اصلا از مسواک مرطوب استفاده نکنید. چرا که رطوبت و آب می تواند به راحتی وارد لنز شود. دقت داشته باشید که هرگز چیزی مطلق به نام لنز ضد آب وجود ندارد. درست بر عکس آنچه که شرکت های سازنده می توانند ادعا کنند .

    قسمت های تماسی لنز

توصیه می شود هیچ وقت قسمت های تماسی لنز را تمیز نکنید مگر آنکه پیغام خطا در نصب لنز روی دوربین ظاهر شود. یا آنکه مجبور به شناسایی یا تشخیص مشکلی شوید. قسمت های تماسی لنزها از جنس فلزی بسیار نرم و حساس هستند و تمیز کردن بی دقت انها ممکن است به ایجاد مشکل و خراب شدن لنز منجر شود. اگر با نصب لنز پیغام خطا روی دوربین ظاهر شد انگاه مجبورید قسمت اتصال لنز به دوربین را تمیز کنید. برای این کار از یک مداد پاک کن استفاده کنید و به نرمی آن را روی سطوح تماسی لنز بکشید و اطمینان حاصل کنید که هیچ تراشه ای از پاک کن وارد لنز نشود. گزینه ی دیگر استفاده از الکل به خصوص گرد و خاک گیری است و تما لازم است با نهایت دقت و آرامی این کار را انجام دهید آنهم تنها در صورتیکه پیغام خطا دریافت کرده باشید.

گرد و خاک بخش جدایی ناپذیر کار عکاسی است و ممکن نیست بتوان از آن خلاصی یافت. یک ذره ی بسیار کوچک گرد و خاک می تواند تاثیر بسیار مخربی بر کیفیت و شارپنس عکستان داشته باشد. دور نگاه داشتن دوربین و لنز از گرد و خاک می تواند شمار را از هزینه های بالای تمیزکردن لنز توسط یک کارشناس و به شکل کاملا حرفه ای رهایی بخشد. اما در ادامه چند راه کاربردی و عمده برای دور نگاه داشتن لنز از گرد و خاک را خدمتتان ارائه می کنیم.

     وقتی از دوربین و لنزش استفاده نمی کنید آنها را در کیس های به خصوصشان نگاهداری کنید.
     کیس دوربین و لنز را مرتبا تمیز کنید و آنها را پاکیزه نگاه دارید.
     همیشه کپ لنز(درپوش) را هنگام استفاده نکردن از آن بسته نگاه دارید.

 

تست تجهیزات

    تست کردن مرتب تجهیزات کاری بسیارمهم است که هر از گاهی باید انجام شود تا عکاس دریابد عملکرد لنزش دقیق و درست است یه خیر.

    شناخت دقیق لنز و مشکلات معمول آن

مانند هر چیز دیگری لنز نیز می تواند به مرور زمان دچار آسیب و استهلاک گردد. مهم است که بتوان این مشکلات را شناسایی کرد و از وقوع انها در آینده پیشگیری کرد. درست مانند ماشین. سرویس کردن منظم ماشین می تواند از بروز مشکلات جدی جلوگیری و عمر مفید ماشین را افزایش دهد. این مسئله در مورد لنز و دوربین نیز وجود دارد. هر از گاهی تمام بخش های لنز را چک کنید و مطمئن شوید که همه چیز به درستی کار می کند. در ذیل برخی از مشکلاتی که ممکن است با آن مواجه شوید آمده است.

       تکان خوردن

با استفاده ی دائم از لنز ، ماونت لنز ممکن است به مرور زمان دچار آسیب شود. این امر ممکن است وقتی لنز به دوربین متصل می شود ، تکان های کوچکی را ایجاد کند. اگرچه تکان های خیلی ریز و کوچک چندان مشکل آفرین نیستند ولی استمرار این امر می تواند در آینده دردسر ساز و مشکل آفرین باشد.

       کش آمدن

گاهی ممکن است لنز در حالت زوم حالتی از کش امدگی را نشان دهد. این امر می تواند به دلیل ایجاد مشکل برای بخش های درونی لنز باشد. توصیه ما این است که در این شرایط به سرعت لنز را به تعمیرگاههای مجهز و مطمئن دوربین بسپارید.

      شل شدگی پیچ ها

اگر احساس کردید پیچ های لنز تان شل شده اند ، توصیه می شود لنز را به تعمیرگاه بفرستید. در این حالت ممکن است پیچ های داخلی لنز نیز شل شده باشند. این مشکل امری عادی است و ممکن است به دفعات اتفاق بیفتد. در این حالت لازم است حتما لنز را به تعمیرگاههای مجاز بسپارید. این مشکل می تواند گاه منجر به کش آمدگی لنز نیز شود.

      شل شدگی شیشه ی جلوی لنز

این مشکل می تواند به دلیل ایجاد فشار بر شیشه ی جلوی لنز به دلیل تمیز کردن غیر استاندارد آن با ایجاد فشار زیاد یا حرکت بر خلاف جهت عقربه های ساعت روی شیشه ایجاد شود. شیشه ی لنز یکی از پر اهمیت ترین و کلیدی ترین بخش های لنز است که به نوعی محافظ بخش های درونی لنز نیز هست. بنابراین اگر مشکلی برای این بخش ایجاد شود لازم است لنز حتما به نمایندگی شرکت سازنده ی آن برای تعمیر سپرده شود.

      بخش لرزشگیر تصویر

برخی از انواع لرزشگیرهای تصویر لنز بلند تر از دیگر انواع آن هستند و این می تواند در استفاده ی مداوم و طولانی مدت ایجاد مشکل کند . مراقب هر مشکلی که ممکن است برای IS (Image Stabilizer) لنز ایجاد می شود باشید. مانند حرکات غیر طبیعی متشنجانه هنگام فوکوس یا عمل کرد نادرست هنگام حرکت دوربین بر محور افقی و مشکلاتی از این دست. اگر بخش لرزشگیر تصویر لنز خرب شود هزینه ی زیادی برای تعمیر آن روی دستتان می گذارد. بنابراین همیشه حواستان باشد پیش از خاموش کردن دوربین ، لرزشگیر تصویر را خاموش کنید چر که این کار باعث قفل شدن سیستم لرزشگیر تصویر می شود و در حین جابه جایی دوربین یا لنز امنیت آن را بالا می برد.

دیگر مشکلاتی که ممکن است با آن مواجه شوید :

    شن

 لنزها از مجموعه ای از بخش های متحرک تشکیل شده اند و اگر شن یا خاک وارد بخش های درونی لنز شود موجب ایجاد اختلال یال متوقف شدن حرکت بخش های درونی لنز می شود. اگر در ساحل ، یا کویر یا محیط هایی اینچنین عکاسی می کنید، همیشه مراقب باشید و دوربینتان از شن دور نگاه دارید. چرا که شن آسیبی جدی به لنز وارد می کند.

    آب

همچنانکه در بالا اشاره کردیم ، هرگز چیزی به نام لنز ضد آب وجود ندارد. حتی اگر شرکت های بزرگی چون کانن ، نیکون و سونی ادعا کنند که لنزهایشان ضد آب است اما به یاد داشته باشید که اگر لنزتان با آسیب ببیند هیچ یک از این شرکت ها ان را رایگان تعمیر نمی کنند. آب می تواند به راحتی تمام بخش های درونی لنز یا دوربین را خراب کند. بنابراین اگر در محیط های خیس و مرطوب عکاسی می کنید حتما از یک کاور ضد آب استفاده کنید.

    گردوخاک

در ۹۵ درصد از موارد گرد و خاک موجود در لنز نمی تواند اثر چندان مخربی بر آن داشته باشد. اگر تاثیر منفی از وجود گرد و خاک در عکس خود دیدید احتمال دارد گرد و خاک روی حسگر دوربین نشسته باشد. اگر می خواهید از وجود گرد و خاک روی حسگر دوربین مطمئن شوید به راحتی می توانید به یک محیط روشن بروید و با دیافراگم f/12-22 عکسی بگیرید . در این صئورت در عکس خود گرد و خاک های موجود در حسگر را می توانید به مثابه نقاطی تیره روی عکستان ببینید. در این صورت اگر خواستید حسگر را تمیز کنید حتما دوربین را نمایندگی مجاز بسپارید.

    خطاهای اتصال

یکی از مشکلات رایج ، ارسال خطای ناشی از اتصال دوربین به لنز است . در این صورت لنز را بازکنید و دوباره ببندید. اگر خطا همچنان وجود داشت به طریقی که در بالا ذکر شد عمل کنید. خطاهای دیگر می تواند خطای کارت حافظه (مطمئن باشید کارت حافظه ی مناسب با سرعت استاندارد استفاده می کنید) یا خطای باتری (که غالبا ممکن است به دلیل استفاده از باتری های غیر مجاز) باشد.

امیدوارم این مقاله خیلی شما را نترسانده باشد. اما نگهداری دقیق از تجهیزات می تواند عمر مفید آنها را افزایش داده و مانع از افت کیفی عکس ها و ویدیوهای شما گردد . بنابراین همواره به چک آپ منظم دوربین و لنز و دیگر تجهیزات خود پایبند باشید و توجه داشته باشید که پیشگیری همیشه بهتر از درمان است.

منبع:

عکاسی

نکات عکاسی مینیمالیستی

13 مرداد 1397

 عبارت «هر چه ساده تر، قابل فهم تر» به یک دلیل مشهور شده است: چون واقعاً جواب می دهد. بله، گاهی اوقات پیچیدگی در ترکیب بندی اشیاء در یک عکس خوب است اما با ایجاد یک فضای تقریباً خالی، شما می توانید یک عکس قوی تر خلق کنید.
چرا سادگی جواب می دهد؟

با حذف بی نظمی های موجود در عکس، افراد غیر ضروری و دیگر عوامل بی نظم کننده تصویر، شما تمام عوامل بالقوه را از بین برده و باعث می شوید که درک عکس برای بیننده ساده تر شده و راحت تر بفهمد که تمرکز اصلی شما در عکس چه چیز یا چه کسی بوده و همچنین شما می خواهید چه هدفی را در عکس بیان کنید.
[نمونه عکس مینیمال برای مثال]

تا اینجای مقاله، فهمیدیم که ما می خواهیم با یک سری روش ها، «درک عکس را برای بیننده ساده تر کنیم». پس خیلی ساده بگوییم که ما دنبال مینیمالیسم یا ساده گرایی هستیم و می خواهیم از آن برای بهبود عکاسی خود استفاده کنیم. اصلا تفاوتی ندارد چه شاخه ای از عکاسی! می خواهد ماکرو باشد، پرتره باشد یا منظره… ماموریت ما بهره گیری از سبک «مینیمالیسم» برای بهتر کردن عکس هایمان است. پس ابتدا بهتر است با تعریف مینیمالیسم شروع کنیم:
مینیمالیسم چیست؟

در هنر های تجسمی (مثل مجسمه سازی، نقاشی، عکاسی و…)، مینیمالیسم (minimalism) یک سبک یا رویکرد است که هنرمند سادگی را اساس خلق آثار خود قرار می دهد. یعنی از روش های ساده و خالی از پیچیدگی استفاده می کند – که یکی از مهم ترین آن ها، کاهش المان های بصری می باشد. مینیمالیسم در زبان فارسی، «ساده گرایی»، «هنر کمینه» یا «کمینه گرایی» نیز نامیده می شود. حال که با تعریف «مینیمالیسم» و اساس آن در هنر های تجسمی آشنا شدید، بیایید نگاهی به مینیمالیسم در عکاسی داشته باشیم:
مینیمالیسم یا ساده گرایی در عکاسی چیست؟

در عکاسی، مینیمالیسم یک بیان یا شرح بصری واضح است – همان ساده تر کردن درک عکس که در بالا اشاره کردیم. داستان عکس ساده می شود، المان ها کاهش می یابند، و فضای تمیز اضافه می شود. عکاسی مینیمالیستی (که عکاسی مینیمال نیز نامیده می شود) نه تنها خود به یکی از ژانر ها یا شاخه های عکاسی تبدیل شده، بلکه عکاسان متخصص در رشته خود، یک فضای زنده و جذاب از هنر برای همه ما ایجاد می کنند تا از آن لذت ببریم.

اما آیا شما باید به طور کامل به عنوان یک عکاس مینیمالیستی تخصص داشته باشید یا تا بتوانید از مزایای این سبک بهره مند شوید؟ قطعا نه! هر یک از نکات زیر تقریبا برای هر نوع عکاسی عملی هستند. بیایید برخی از دستورالعمل ها را بررسی کرده و ببینیم چطور می توانید صرف نظر از ژانر (شاخه عکاسی) یا سبک از آنها در کار خود استفاده کنید:
الف
انتخاب سوژه
[نمونه عکس مینیمال برای مثال]

این که شما می خواهید مسائل را ساده و قابل درک نگه دارید، دلیل بر کسل کنندگی عکس نیست. در واقع، با این تکنیک شما باید به سختی تلاش کنید تا خلاف آن را ثابت کرده و یک موضوع قوی پیدا کنید تا به تنهایی بتواند حرفی برای گفتن داشته باشد. این مسئله زمانی بیشتر آشکار می گردد که شما می خواهید از یک فضای بزرگ عکاسی کنید و موضوع اصلی (سوژه اصلی عکس) در قسمت کوچکی از این کادر قرار دارد. همچنین به جای فکر کردن به این که چه چیزهایی را می توانید در کادر خود قرار دهید، به این مسئله فکر کنید که چه چیز هایی را می توانید از عکس حذف کنید. سوژه یا داستان عکس خود را به طور شفاف مشخص کنید، سپس به کمک نکته ها و روش های زیر، آن را به ساده ترین شکل ممکن روایت کنید.
[عکاسی مینیمالیستی]

سوژه اصلی عکس در قسمت کوچکی از این کادر قرار دارد.
ب
انتخاب پس زمینه

پس زمینه نقش مهمی را در ساده یا پیچیده کردن عکس ها ایفا می کند. این ها چند راه برای انتخاب یک پس زمینه مناسب عکاسی مینیمالیستی هستند:
۱
پس زمینه های تار


یک راه آشکار برای جلب توجه چشم بیننده به سوژه اصلی این است که دیافراگم دوربین را به شکلی تنظیم کنید که هر چیزی در پس زمینه از فوکوس خارج شود.
عکاسی بارداری در آتلیه بارداری
داشتن یک پس زمینه یکدست یا مات و نرم مانع از چرخیدن بیش از حد چشم بیننده در تصویر شده و به شما کمک می کند آنچه را که می خواهید در عکس برجسته کنید (چشم بیننده را به آن هدایت کنید).

چطور پس زمینه عکس را تار یا مات کنیم؟

    با دوربین DSLR
    با دوربین کامپکت
    با فتوشاپ

۲
پس زمینه های ساده
[ترفند عکاسی از اجسام بی جان]

زمانی که در محیط داخلی (فضای بسته مثل خانه، آتلیه و…) عکاسی می کنید از پرده های پس زمینه یا فون استفاده کنید که بی نظمی های عکس را از بین ببرند. همچنین برای عکاسی در محیط بیرون نیز از حصار ها و دیوار های یکدست استفاده کرده و بالاخره هنگام گرفتن عکس از اشیاء کوچک مانند گل ها، سعی کنید پس زمینه خود را به همراه داشته باشید. زمانی که سوژه عکس، گل باشد می توانید زاویه عکس را طوری پایین بیاورید که آسمان به عنوان پس زمینه بوده و به عکس شما فضای مینیمال بدهد

چطور به یک پس زمینه ساده زیبا دست یابیم؟

    با ساخت پس زمینه بوکه خلاقانه برای عکاسی پرتره
    با سینی فر برای سوژه های کوچک
    با کاغذ برای سوژه هایی مثل گل ها
    با تعویض پس زمینه در فتوشاپ

ج
ایجاد فضای تنفس
[عکاسی مینیمالیستی]

شما می توانید با قرار دادن فضای خالی بیشتر در اطراف سوژه اصلی تان، که تحت عنوان فضای منفی شناخته می شود، برای چشم بیننده یک فضای تنفس ایجاد کرده و تمرکز بیشتری را متوجه سوژه کنید. مقاله «درک و استفاده از فضای منفی در عکاسی» در این زمینه به شما کمک خواهد کرد.
د
با رنگ ها بازی کنید
[نمونه عکس مینیمال برای مثال]

اگر بین پس زمینه و سوژه یک کنتراست (تضاد) وجود داشته باشد، در این صورت سوژه کاملاً برجسته به نظر خواهد رسید. به عنوان مثال از رنگ های روشن و قوی در پس زمینه تاریک و یا بر عکس استفاده کنید. مطمئن شوید که هیچ نقطه شاخصی که توجه بیننده را از سوژه اصلی منحرف کند، در عکس وجود نداشته باشد. رنگ تنها یکی از ابزار های شما برای تبدیل کردن سوژه به نقطه کانونی عکس است. می خواهید بدانید نقطه کانونی چیست؟ و چه عوامل دیگری غیر از رنگ به شما کمک می کنند توجه بیننده را به سوژه اصلی تان جلب کنید؟ با مطالعه مقاله «تعریف ساده نقطه کانونی در عکاسی» شروع نمایید.
ه
المان ها یا اشیاء اضافی را حذف کنید
[عکاسی مینیمالیستی]

هر آنچه که در تصویر اضافی است را حذف کنید! تا می شود در مرحله عکاسی و اگر هم نشد با جادوی فتوشاپ. مواردی که از نظر جلب توجه با سوژه اصلی عکس رقابت می کنند. المان هایی که هیچ چیز به داستان عکس شما اضافه نمی کنند. زوم کنید و آن سطل زباله را از پشت سوژه تان حذف کنید. زاویه عکاسی را تغییر دهید تا چند شیء یا اشیاء بی ربط را حذف نمایید. اگر شیء ناخواسته دیگری ماند که نمی شد در مرحله عکاسی آن را حذف کرد، در نهایت آن را در مرحله ویرایش و فتوشاپ حذف کنید.

فرمانده روتوش: نباید همه چیز را برای مرحله ویرایش بگذارید

حال که با حذف المان های ناخواسته و حواس پرتکن، رقبای سوژه اصلی مان را کنار زدیم، از خطوط هدایتگر برای هدایت چشم بیننده به سمت سوژه کمک می گیریم:
و
از خطوط هدایتگر استفاده کنید
[نمونه عکس مینیمال برای مثال]

از آنجا که عکاسی مینیمالیستی معمولا ترکیب بندی های بسیار ساده ای دارد، اغلب از خطوط و بافت ها برای بهبود داستان سرایی و هدایت توجه بیننده در جهت مناسب استفاده می شود. پیدا کردن خطوط هدایتگر طبیعی در ترکیب بندی هایتان می تواند به هدایت چشم بیننده به جایی که شما می خواهید کمک کند، که به شما اجازه می دهد تا تعداد المان های مورد نیاز برای گفتن داستان در عکستان را به حداقل برسانید.

این خطوط را می توانید در همه جا پیدا کنید؛ ریل های قطار، جاده ها، پیاده روها، و ساختمان ها تنها چند نمونه از آنها هستند. اگرچه پیدا کردن آنها آسان است، به راحتی می توان از آنها استفاده اشتباه کرده و بیننده را گیج کرد. اگر انتخاب یک خط آسان است، باید چشم ها را به جایی مرتبط هدایت کند. خطوط نباید نگاه بیننده را به صورت تصادفی از سوژه دور کنند، یا بدون هیچ مقصد واقعی به جایی بیرون از کادر هدایت کنند.

منبع:

لنزک

۵ راه برای ایجاد تصاویر بهتر از مناظر

13 مرداد 1397

 آیا تا به حال پیش آمده که به یک مکان جالب بروید تا از مناظر عکس بگیرید، اما نتوانید آن را به بهترین شکل به تصویر بکشید؟ شما تنها نیستید – اکثر عکاسان تلاش می کنند تا جادویی که با چشمان خود می بینند را در یک عکس ثبت کنند.

زمانی که این اتفاق می افتد ایده خوبی است که به اصول اولیه برگردید. شما حتی می توانید یک چک لیست تهیه کنید – نور زیبا، سوژه عالی، جذابیت پیش زمینه، تنوع ترکیب بندی، و غیره. بیایید با جزئیات بیشتری به این ایده ها بپردازیم.
۱
خوانش نور را یاد بگیرید
[عکاسی منظره]

اولین نکته از همه ساده تر است. مطمئن شوید که وقتی نور در زیباترین حالت است، در محل عکاسی نوزاد در آتلیه نوزاد باشید. این خیلی مهم است، و ممکن است به تلاش نیاز داشته باشد تا صبح زود یا هنگام غروب برای ثبت نور ملایم ساعت طلایی در محل حاضر باشید، اما نتایج همیشه ارزش تلاش را دارند. من عکس بالا را کمی بعد از غروب آفتاب گرفتم، درخشش نور در حال محو شدن بر روی سنگ ها دیده می شود. تنها در صورتی که در زمان مناسب در محل حاضر باشید، می توانید عکس هایی مانند این بگیرید.

گاهی اوقات آب و هوا غیر قابل پیش بینی است و کیفیت نوری که انتظارش را داشتید، وجود ندارد. در این صورت، تنها گزینه این است که وقتی نور بهتر است دوباره برگردید.

چیز دیگری که باید مراقب آن باشید نور دراماتیک ناشی از هوای بد است. این نور به طور طبیعی زودگذر و ثبت آن دشوار است، اما اگر بتوانید در این نور عکس بگیرید، پاداش شما یک نور زیبا و دراماتیک خواهد بود. من عکس زیر را از یک نقطه دورنما در شهر توپیزا در بولیوی گرفتم. من مجبور شدم بدوم تا از طوفانی که چند ثانیه بعد شروع شد در امان بمانم، اما بالاخره عکس را گرفتم.
[عکاسی منظره]

یک مهارت ضروری برای عکاسی منظره، تطبیق نور با سوژه و تکنیک است. اگر می خواهید عکس رنگی بگیرید، کیفیت نور بسیار مهم است، و در اکثر صحنه ها لازم است که شما در ابتدا یا انتهای روز آنجا باشید تا بتوانید زیباترین نور را ثبت کنید.

اما عکاسی از برخی مناظر زمانی که هوا ابری یا حتی بارانی باشد، بهتر است. چند نمونه خوب جنگل ها و آبشارها هستند. نورپردازی یکنواخت نرم برای آشکارسازی بافت ها و جزئیات پنهان عالی است.
[عکاسی منظره]

نوع دیگری از عکاسی منظره که اغلب در نور ابری انجام می شود، مناظر دریایی سیاه و سفید با نوردهی طولانی است. در این نوع عکاسی، دریا نرم و مه آلود می شود، و ابرها نیز رگه دار یا تار می شوند، و یک تصویر سورئال به شما می دهد که بسیار متفاوت از یک تصویر گرفته شده در نور مستقیم خورشید است.

لنزک: کتاب «آهسته» شما را برای عکاسی با نوردهی طولانی آماده می سازد.
[عکاسی منظره]
۲
یک شیء جالب به عنوان نقطه کانونی انتخاب کنید

این تنها یک توصیه کلی است، چون راه های زیادی برای ترکیب بندی یک عکس منظره وجود دارد، اما اگر تصمیم بگیرید که می خواهید نقطه کانونی اصلی چه باشد و سپس ترکیب بندی را در اطراف آن ترتیب دهید، به شما کمک می کند.

به عنوان مثال، نقطه کانونی اصلی عکس زیر یک تور است (تور یک پشته سنگی گرانیتی است که در دارتمور در جنوب غربی انگلستان یافت می شود).
[عکاسی منظره]

من با نزدیکتر شدن و با ساده سازی ترکیب بندی، آن را در مرکز ترکیب بندی قرار دادم.

همیشه به یاد داشته باشید که شما اغلب می توانید ترکیب بندی عکس های منظره خود را با نزدیکتر شدن به سوژه اصلی و ساده سازی ترکیب بندی، بهبود بخشید. این روش به حذف المان های حواس پرت کننده کمک کرده و عکس های شما را روشن تر و قوی تر می کند.
۳
به دنبال جذابیت پیش زمینه بگردید

شما زمانی که نور زیباست به محل عکاسی رسیده اید و سوژه اصلی را شناسایی کرده اید. سوال بعدی که باید به آن پاسخ دهید این است که چطور می خواهید نگاه بیننده را در میان عکس به مهم ترین قسمت ها هدایت کنید؟

یک تکنیک این است که چیز جالبی را در پیش زمینه بگنجانید تا چشم بیننده به آن بیفتد، که نگاه را به حرکت در میان عکس به سمت سوژه اصلی ترغیب کند. این کار حتی بهتر جواب می دهد اگر بتوانید نوعی خط پیدا کنید که نگاه را به میان کادر بکشاند.

هدف پیدا کردن یک ترکیب بندی هماهنگ است که در آن تمام قسمت های تصویر با هم عمل می کنند. در حالت ایده آل، پیش زمینه شما به اندازه کافی جذاب هست که بیننده به آن نگاه کند، اما نه آنقدر جذاب یا قابل توجه که نگاه را از سوژه اصلی دور کند. به سوژه اصلی به عنوان بازیگر ستاره صحنه، و به جذابیت پیش زمینه به عنوان بازیگر پشتیبان فکر کنید.

این عکس یک نمونه خوب است، چون سنگ ها در پیش زمینه، صخره های دوردست را کادربندی می کنند. آنها چیز جالبی برای نگاه کردن در یک سوم پایینی عکس به شما می دهند، اما توجه شما را از صخره ها که نقطه کانونی اصلی هستند، دور نمی کنند.
[عکاسی منظره]
۴
به ترکیب بندی تنوع دهید

هنگامی که با استفاده از بدیهی ترین ترکیب بندی عکس گرفتید، وقت آن است که بر روی سوژه کار کنید و به سراغ ترکیب بندی های مختلف بروید. شما می توانید با تغییر فاصله کانونی لنز و نقطه دید خود (ارتفاع سه پایه و زاویه ای که از آن عکس می گیرید)، در رویکرد خود تنوع ایجاد کنید.

به عنوان مثال، اینها دو عکس دیگری هستند که من از تور عکس قبلی گرفتم. در یکی از آنها یک شخص (و ماه) را گنجاندم، دیگری در جهت عمودی گرفته شده است.
[عکاسی منظره] [عکاسی منظره]
۵
بلندمدت فکر کنید

هنگامی که یک محل مناسب با پتانسیل عکاسی پیدا کردید، باید هر موقع که می توانید، در زمان های مختلف سال و در شرایط نوری مختلف از آنجا بازدید کنید. اگر آن محل واقعا خاص باشد، هر بار که به آنجا برمی گردید، ترکیب بندی های مختلف و روش های مختلفی برای عکاسی از آن پیدا خواهید کرد.

شگفت آور است که نور و آب و هوا در طول فصول چقدر تغییر می کنند. همانطور که محل انتخابی خود را بهتر می شناسید، ظرافت های تغییر نور را تحسین خواهید کرد.

این سه عکس از یک مکان در روزهای مختلف گرفته شده اند. هر بار که من به آنجا می رفتم، نور و آب و هوا متفاوت بود. این امر به من کمک کرد تا یک مجموعه عکس متنوع و عمیق تر از آنچه که می توان تنها در یک بازدید ثبت کرد، ایجاد کنم.
[عکاسی منظره] [عکاسی منظره] [عکاسی منظره]
ن
نتیجه گیری

عکاسی منظره اصول سختی دارد، چون وابسته به نور و آب و هواست. اما با دنبال کردن این پنج نکته می توانید عکس های بهتری بگیرید و جادوی منظره را ثبت کنید.

نویسنده: اندرو گیبسون (Andrew S. Gibson)

منبع:

لنزک

۶ نکته برای ایجاد یک داستان و یک پروژه عکاسی

13 مرداد 1397

 من به شدت معتقدم که تعیین پروژه های عکاسی برای خودتان بهترین راه برای بهبود مهارت های عکاسی شما است. پروژه ها به شما تمرکز می دهند و کمک می کنند تا یک مجموعه کار منسجم ایجاد کنید. یک پروژه عکاسی کودک در آتلیه کودک می تواند چندین سال طول بکشد، و موضوعی داشته باشد که به شما کمک کند تا افراد و سوژه های جدیدی برای عکاسی پیدا کنید.

البته، ممکن است ندانید که چه نوع پروژه ای می توانید برای خودتان تعیین کنید که به این اهداف برسید. یک پروژه می تواند ساده باشد، مانند عکاسی از گل ها در حیاط پشتی خانه تان، یا می تواند پیچیده تر باشد، مانند سفر به یک کشور خارجی و عکاسی از افرادی که در آنجا پیدا می کنید.

ایده گرفتن برای یک پروژه عکاسی

شما می توانید از بخش «پروژه های عکاسی» لنزک برای الهام گرفتن استفاده نمایید.

من می خواهم با ارائه چند مثال از پروژه ای که برای عکاسی از هنرمندان و صنعتگران انجام دادم، چند توصیه در مورد انجام یک پروژه به شما بکنم. من چند نکته از این پروژه یاد گرفته ام.

اینها برخی از مهم ترین نکات هستند:

    ملاقات با افراد جدید و یادگیری در مورد صنایع دستی آنها جالب است. من دوست دارم با افراد جدید ملاقات کرده و با آنها صحبت کنم و در مورد زندگی آنها چیزهایی یاد بگیرم. زمان کوتاهی که من در طول عکاسی دارم، فرصتی برای برقراری ارتباط و صحبت در مورد هنر و خلاقیت، و همچنین کار هنرمند یا صنعتگر است. بعضی از آن افراد دوستان من شدند. این پروژه هم در سطح شخصی و هم در سطح عکاسی به من پاداش داده است.
    این کار به من کمک می کند تا چیزی جالب برای عکاسی پیدا کنم. به عنوان مثال، ۱۸ ماه پیش من سه روز در راگلان، شهر کوچکی در ساحل غربی جزیره شمالی نیوزیلند بودم. قبل از این که به آنجا بروم، با دو نفر از هنرمندان محلی تماس گرفتم و از آنها پرسیدم که آیا می توانم سری به آنجا بزنم و چند عکس بگیرم. هر دوی آنها جواب مثبت دادند – و من جالب ترین عکس های سفرم را در طول آن دو جلسه عکاسی گرفتم.
    پروژه خودش رشد می کند. من عکس ها را برای افرادی که از آنها عکس می گیرم می فرستم، سپس از آنها می پرسم آیا کس دیگری را می شناسند که ممکن است به این کار علاقه مند باشد. این معرفی ها و توصیه های شخصی به من کمک می کند تا هنرمندان و صنعتگران جدیدی برای عکاسی پیدا کنم.
    مهارت های عکاسی پرتره من بهبود یافته است. کار نیکو کردن از پر کردن است، و هر جلسه عکاسی به این معنی است که من در این سبک مستند عکاسی پرتره کمی بهتر می شوم.

    این پرتره ای است که من از هنرمند کریس میک گرفتم، یکی از هنرمندانی که در راگلان از آنها عکاسی کردم. ما صحبت بسیار خوبی در مورد هنر، خلاقیت، و زندگی داشتیم. اگر من این پروژه را شروع نکرده بودم، هرگز چنین تجربه ای به دست نمی آوردم.

[پروژه عکاسی]

خب، هنگامی که یک پروژه انتخاب کردید، چطور باید آن را موفقیت آمیز کنید؟ این ایده ها به شما کمک خواهند کرد.
۱
انواع تصاویر را ثبت کنید

این کار مهم است، چون به عکس هایی که شما از یک جلسه عکاسی می گیرید جذابیت و تنوع می بخشد. اما من می خواهم یک شرط اضافه کنم، چون فکر می کنم به طور کلی دو راه برای انجام یک پروژه عکاسی وجود دارد.

شرط اول این است که تمام منابع خود را بر روی به دست آوردن یک عکس عالی متمرکز کنید. شرط دوم این است که مجموعه ای از عکس های متنوع بگیرید که به طور کلی تفسیر بهتری ارائه داده و یک داستان بگویند.

پیشنهاد من ترکیب این دو رویکرد است. ایجاد انواع عکس ها را هدف قرار دهید، اما برای هر عکس بهترین تلاش خود را به کار گیرید. به عبارت دیگر، زمانی که امکان ایجاد یک تصویر را می بینید، توجه کامل خود را بر روی آن متمرکز کرده و قبل از این که به سراغ عکس بعدی بروید، تا می توانید آن را بهتر کنید.
[پروژه عکاسی]
شما چطور تنوع ایجاد می کنید؟ دو روش برای انجام این کار عبارتند از:

۱- نقطه دید خود را تغییر دهید. به سوژه خود نزدیکتر یا از آن دورتر شوید. از پایین، یا از بالا عکس بگیرید. البته، بهترین نقطه دید تا حد زیادی به سوژه پروژه شما، نور، و لنزهایی که استفاده می کنید بستگی دارد. اما مهم این است که همیشه به این فکر کنید که چطور می توانید با جابجا شدن در اطراف و عکس گرفتن از زوایای مختلف، تنوع ایجاد کنید.

۲- عکس های واید و کلوزآپ بگیرید. شما می توانید با یک عکس واید شروع کنید که همه چیز را ثبت می کند، سپس جلو بروید و انواع عکس ها را از نقطه دیدهای نزدیکتر بگیرید، و جزئیات را نشان دهید.

این کار برای پروژه هایی مانند پروژه من خوب است، که در آن می توانید یک عکس از هنرمند یا صنعتگر در هنگام کار در کارگاه خودش، همراه با مجموعه ای از تصاویر بسته تر و کلوزآپ هایی که آنها را در حین کار نشان می دهند، بگیرید. در این مثال، شما می توانید از محصولاتی که صنعتگر می سازد و همچنین از خود صنعتگر عکس بگیرید.

این دو عکس تاد، یک سازنده فلوت را نشان می دهند، که در گاراژ خود مشغول کار است. هر دو عکس با یک لنز گرفته شده اند، اما من برای گرفتن عکس دوم خیلی نزدیکتر شدم.
[پروژه عکاسی]

این مسئله در مورد موضوعات ایستاتر مانند مناظر نیز صدق می کند. اگر شما یک پروژه مرتبط با مناظر داشته باشید، می توانید با عکس هایی که کل صحنه را نشان می دهند، همراه با عکس هایی که جزئیات صحنه را از نزدیک نشان می دهند، تنوع ایجاد کنید.
۲
یک داستان بگویید

اغلب گفتن یک داستان تنها با یک تصویر سخت است، اما با دنباله ای از عکس ها آسان تر می شود، چون می توانید جنبه های مختلف یک داستان را در هر یک از آنها نشان دهید.

به عنوان مثال، من با عکس هایی که از صنعتگر گرفتم دوست دارم تصاویر گرفته شده در مراحل مختلف روند تولید را نشان دهم. این عکس ها در کنار هم نشان می دهند که چگونه یک آیتم خاص ساخته می شود. این یک داستان است. این سه عکس مراحل مختلف ایجاد یک اثر هنری توسط کریس میک را نشان می دهند.
[پروژه عکاسی] [پروژه عکاسی]

شما می توانید با توجه به جزئیات نیز یک داستان بگویید. من در حین عکس گرفتن از ایون، که یک شیشه‌گر است، متوجه شدم که دست هایش چیزهای زیادی درباره حرفه او می گویند. بنابراین مطمئن شدم که حتما عکس هایی مانند این بگیرم، که گرد و خاک روی دستانش و خال کوبی روی انگشت شستش را نشان دهد.
[پروژه عکاسی]
۳
نقاط اشتراکی پیدا کنید که عکس ها را به هم پیوند می دهند

اگرچه داستان عکس ها برای ایجاد علاقه در مخاطب به تنوع تصاویر نیاز دارد، اما خوب است که عکس ها به نوعی با هم مرتبط نیز باشند. به عنوان مثال، می توانید تمام عکس های یک جلسه عکاسی را به سیاه و سفید تبدیل کنید. یا شاید با استفاده از پیش تنظیمات Lightroom Develop Preset یکسان به عنوان مبنایی برای پردازش، آنها را به یک سبک مشابه پردازش کنید.

یا اگر پروژه ای دارید که شامل پرتره است، می توانید از نور برای مرتبط کردن عکس ها به یکدیگر استفاده کنید. استفاده از تنظیمات نورپردازی یکسان برای تمام پرتره ها راهی برای انجام این کار است.

این عکس ها از جاسمین، بافنده ای که کلاه می بافد، با نورپردازی و پردازش به هم مرتبط شده اند. همه آنها با نور طبیعی که از میان یک پنجره به خانه او می تابد نورپردازی شده اند، و پردازش رنگ یکسانی در لایت روم بر روی آنها اعمال شده است.
[پروژه عکاسی] [پروژه عکاسی]
۴
به افراد علاقه واقعی نشان دهید

اگر پروژه شما شامل عکاسی از اشخاص است، مهم است که واقعا به آنها و کاری که انجام می دهند علاقه داشته باشید. به عنوان مثال، فرض کنید شما می خواهید پروژه گرفتن پرتره از موج سواران را انجام دهید. اگر واقعا به موج سواری علاقه داشته باشید و از صحبت با موج سوارها لذت ببرید، بهترین نتایج را به دست خواهید آورد.

همه چیز باید واقعی باشد. اگر شما واقعا به افراد علاقه مند باشید، نقاط اشتراک زیادی با آنها پیدا خواهید کرد و صحبت کردن با آنها برایتان آسان می شود. اما اگر علاقه مند نباشید، نمی توانید آن ارتباطی که برای گرفتن پرتره های خوب لازم است را برقرار کنید.
۵
به پروژه زمان بدهید

به پروژه های خود زمان بدهید تا به تکامل برسند و رشد کنند. به عنوان مثال، اگر یک پروژه عکاسی از مناظر محلی خودتان را داشته باشید، زمان دادن به آن به شما اجازه می دهد تا مجموعه عکس هایی ایجاد کنید که تنوع ایجاد شده توسط آب و هوا و فصل ها را نشان دهند. نشان دادن تغییراتی که در طی یک دوره زمانی اتفاق می افتند نیز راه دیگری برای گفتن یک داستان است.

پروژه عکاسی جالب: ۱۲ سال عکاسی از یک پنجره
۶
مقایسه کنید و به تکامل برسید

دلیل این که چرا پروژه ها یک تجربه یادگیری خوب هستند این است که آنها فرصتی به شما می دهند تا کار فعلی خود را با عکس های قبلیتان مقایسه کنید. شما خواهید دید که چگونه ایده ها و تکنیک هایتان به مرور زمان تکامل می یابند. همچنین از ایجاد یک مجموعه کار و یادگیری ویرایش نمونه کارها با انتخاب تصاویر قوی نیز بهره مند خواهید شد.

نویسنده: اندرو گیبسون (Andrew S. Gibson)

منبع:

لنزک

شروع کار با عکاسی مفهومی

11 مرداد 1397

 عکاسی مفهومی دقیقا چیست؟ عکاسی مفهومی را می توان به عنوان یک ژانر از عکاسی فاین آرت در نظر گرفت که یک ایده را نشان می دهد، و قبل از هر چیز دیگری بر روی مفهوم عکس تمرکز می کند. هر تصویری می خواهد پیامی را به بیننده منتقل کند، چه یک تفسیر اجتماعی باشد، چه یک اعتراض عاطفی، و چه یک بیانیه سیاسی، که این یا از طریق عکس های خوب گرفته شده در صحنه یا تکنیک های پس پردازش به دست می آید. عکاسی بارداری در آتلیه بارداری


«آزادی» EOS 5D Mark III, EF50mm f/1.4 USM lens, f/5, 50mm, 1/640sec, ISO250، اثر فلورنتینا امون (Florentina Amon)

یکی از اولین معرفی های جهان در زمینه عکاسی مفهومی، سلف پرتره ایپولیت بایارد (Hippolyte Bayard) به صورت عکسی با عنوان «مرد غرق شده» در سال ۱۸۴۰ بود. این عکس نمادین پاسخی به عدم به رسمیت شناختن او به عنوان یکی از مخترعان اصلی عکاسی بود، و داستان این که او چطور به دلیل بی عدالتی دولت فرانسه «خودش را غرق کرد» را بیان می کند. امروزه، عکاسی مفهومی دو استفاده اصلی دارد، به عنوان یک روش یا به عنوان یک شکل هنر. این نوع عکاسی بسیار خیال پردازانه است، بنابراین اغلب به ایجاد تصاویری می انجامد که واقعیت های تحریف شده را به تصویر می کشند.

مهم است توجه داشته باشید که هدف عکاسی مفهومی، مانند عکاسی منظره یا انتزاعی، ایجاد تصاویر عالی و بی نقص نیست. اگرچه مسلما اثر نهایی باید سطح مشخصی از زیبایی شناسی داشته باشد، اما هدف نهایی آن ترسیم یک تصویر در ذهن بیننده است، تا آنها را به تفکر وادارد و تفسیرهای شخصی آنها را پرورش دهد.
[عکاسی مفهومی]

«بازگشت» EOS 5D Mark III, EF50mm f/1.4 USM lens, f/1.4, 50mm, 1/200sec, ISO200، اثر فلورنتینا امون
عکاسی مفهومی به عنوان یک روش

به عنوان یک روش، عکاسی مفهومی در مورد ایجاد تصاویری است که متناسب با یک مفهوم هستند، مانند عکاسی تبلیغاتی یا آرشیوی، که در آن تصویر نهایی با یک مفهوم از پیش تصور شده ارتباط برقرار می کند و به عنوان یک «صحنه نمایش» برای ایده ها مورد استفاده قرار می گیرد. به عنوان مثال، یک تصویر از یک مرد در زیر یک کوه قند برای هشدار در مورد خطر مصرف قند، یا شخصی که زیر یک آبشار ایستاده تا آن حس تازگی را نشان دهد که با یک مارک خاص دستمال مرطوب می توان تجربه کرد.
[عکاسی مفهومی]

«ابرها در آسمان» EOS 5D Mark III, EF50mm f/1.4 USM lens, f/2.2, 50mm, 1/40sec, ISO400، اثر فلورنتینا امون
عکاسی مفهومی به عنوان یک شکل هنر

به عنوان یک شکل هنر، این ژانر عکاسی هیچ وقت به خوبی تعریف نشده است. این ژانر نخستین بار در دهه ۱۹۶۰ به عنوان راهی برای هنرمندان جهت ثبت روند سایر هنرهای غیر عکاسی مانند هنرهای نمایشی یا مجسمه سازی شروع به ظاهر شدن در هنر کرد، و آنها هنرمندان مفهومی در نظر گرفته می شدند. در آن زمان، عکاسی مفهومی به عنوان نمایش ضعیفی از استعدادهای هنری دیده می شد، چون تولید هنر عکاسی با کیفیت بر اساس توانایی های تکنیکی قضاوت میشد، و نه داستان پشت تصویر. با این حال زمانه تغییر کرده است، و عکاسی مفهومی به عنوان یک شکل هنر به شدت مورد تحسین واقع شده است.
[عکاسی مفهومی]

«پناهگاه» EOS 5D Mark III, EF50mm f/1.4 USM lens, f/1.4, 50mm, 1/250sec, ISO100 by، اثر فلورنتینا امون
نحوه کار

اکثر عکس های مفهومی از ترکیبی از تکنیک ها برای انتقال پیام خود استفاده می کنند، از استفاده از یک استعاره بصری گرفته تا حالت عکس. هنر و عکاسی مفهومی بر روی ناخودآگاه انسان تاثیر می گذارد، و هنرمندان از تصاویری استفاده می کنند که می دانند باعث ایجاد واکنش ها و ارتباطات احساسی از جانب بیننده می شوند. بعضی از عکاسان از نمادهای شناخته شده جهانی در کار خود استفاده می کنند، مانند استفاده از رنگ سفید برای نشان دادن پاکی و خلوص، یا تحت تاثیر قرار دادن عمدی ابهام و ذهنیت تفاسیر افراد برای پیشبرد گفتگو و بحث در مورد کار آنها. پس خوب است که عکاسانی که این ژانر را انتخاب می کنند، واقعا درک کنند که انسان ها چگونه اطلاعات و تصاویر را پردازش می کنند، چون تنها در این صورت است که می توانند اثری ایجاد کنند که آنها را به سطح عمیق تری می رساند.

اما این بدان معنا نیست که مهارت های تکنیکی مهم نیستند. اگرچه ماهیت عکاسی مفهومی در ایده نهفته است، اما درک عکاسی پایه در ارائه مهم است. استفاده ماهرانه از نور، سایه ها، و تکنیک های تصویربرداری و پس پردازش می تواند تا حد زیادی پیامی را که یک عکاس سعی دارد انتقال دهد تقویت کرده، و به ایجاد یک پاسخ مورد نظر از جانب مخاطب کمک خواهد کرد.

نویسنده: مونا تئو (Mona Teo)

منبع:

لنزک

نظریه گشتالت در عکاسی خیابانی

11 مرداد 1397

 نظریه های گشتالت (Gestalt) توسط روانشناسان آلمانی در دهه ۱۹۲۰ به رهبری ماکس ورتایمر با این باور که ذهن از گرایش های خودسازماندهی برای شکل دادن به یک «دید کلی جهانی» استفاده می کند، ایجاد شدند. این نظریه ها تلاش می کنند توضیح دهند که ما هر چیزی را که می بینیم چطور درک می کنیم و برای ایجاد یک «درک تصویری» چگونه آنها را در ذهن خود سازماندهی می کنیم. ایده اصلی این است که وقتی ما با یک صحنه آشفته از لحاظ بصری مواجه می شویم، ذهن ما آن را به الگوها و اَشکال قابل تشخیص تر ساده می کند. این نظریه ها تحت عنوان اصول گشتالت شناخته شده اند. منشأ خود کلمه گشتالت به معنی شکل دادن/ به تصویر کشیدن/ سازماندهی کردن است که به عنوان یک کل یکپارچه شده است. بنابراین، این نظریه ها اغلب به صورت «کل بزرگتر از مجموع بخش هاست» بیان می شوند، چون ذهن ما یک تصویر را در شکل کلی آن، و نه تک تک بخش های آن درک می کند. این مکانیزمی برای ذهن است که وقتی یک تصویر را می بیند دیوانه نشود.
[نظریه گشتالت در عکاسی خیابانی]

EOS 1000D; EF-S10-22mm f/3.5-4.5 USM; 15mm; f/4; 1/180 sec; ISO 400

(هوا برای کار کردن سرد است)

از آنجا که عکاسی ارائه تصویر به بیننده است، ما می توانیم زمانی که عکس می گیریم از اصول گشتالت استفاده کنیم تا تاثیر درستی در ذهن بیننده ایجاد کنیم. به این ترتیب می توانیم ایده تصویر را به شیوه ای بهتر ارائه دهیم. اصول (قوانین) گشتالت می توانند برای فهمیدن این که ادراک بصری چگونه کار می کند و چرا برخی از تصاویر بهتر از بقیه از کار درمی آیند، مفید باشد. در زیر اصول گشتالت برای عکاسی خیابانی ارائه شده است: عکاسی نوزاد در آتلیه نوزاد
سادگی

ذهن ما یک تصویر را در ساده ترین شکل آن می بیند. قانون سادگی توضیح می دهد که ساده سازی یک تصویر برای کمک به چشم و ذهن مهم است، تا در تفسیر آنچه که ما سعی داریم نشان دهیم احساس راحتی کنند. بنابراین زمانی که ما از یک صحنه عکس می گیریم، سعی داریم ساده ترین شکل آن را پیدا کنیم تا آن را برای ذهن جالب و «هضم» آن را آسان کنیم. و بعد از مدتی، ذهن عمیق تر می شود و معنای واقعی تصویر را درک می کند.
[نظریه گشتالت در عکاسی خیابانی]

EOS 100D; EF-S55-250mm f/4-5.6 IS STM; 194mm; f/5.6; 1/2000 sec; ISO 400

(ربات بیگانه)
تقارن

المان های متقارن در یک تصویر به عنوان بخش هایی از یک گروه دیده می شوند. رابطه هر دو طرف به ما کمک می کند تا المان ها را به صورت یک شکل واحد درک کنیم. وقتی ما یک عکس می گیریم، می توانیم از این قانون برای ایجاد یک تصور کلی از یک تصویر کامل استفاده کنیم که در واقع شامل دو یا چند المان است. تقارن را می توان با برقراری تعادل در المان ها یا قرینه سازی آنها ایجاد کرد. با این حال، گاهی اوقات ترکیب بندی متقارن می تواند بسیار کسل کننده باشد، و این بستگی به خلاقیت ما در گرفتن تصاویر جالب و سرگرم کننده دارد.
[نظریه گشتالت در عکاسی خیابانی]

EOS 60D; EF-S10-22mm f/3.5-4.5 USM; 22mm; f/8; 1/100 sec; ISO 800

(بادکنک فروش)
[نظریه گشتالت در عکاسی خیابانی]

EOS 60D; EF-S10-22mm f/3.5-4.5 USM; 10mm; f/8; 1/1000 sec; ISO 400

(مسیر یخ زده)
شکل روی زمین

در یک تصویر، گاهی اوقات ما باید یک شیء را نشان دهیم (نقطه توجه اصلی تصویر)، اما چشمان بیننده نمی توانند به وضوح آن را ببینند چون آن شیء با پس زمینه خود ادغام می شود. قانون شکل روی زمین (Figure to Ground) به ما کمک می کند تا توضیح دهیم کدام المان به عنوان شکل دیده شده و کدام المان زمین خواهد بود. شکل، شیء یا نقطه توجه اصلی و زمین، پس زمینه پشت یا اطراف شکل می باشد. گاهی اوقات شکل همیشه یک شیء نیست، می تواند یک ناحیه باشد. ذهن ما کوچکترین یا پرکنتراست ترین (تاریک ترین یا روشن ترین) ناحیه را به عنوان شکل و ناحیه بزرگتر را به عنوان زمین خواهد دید.
[نظریه گشتالت در عکاسی خیابانی]

EOS 60D; EF-S10-22mm f/3.5-4.5 USM; 22mm; f/4.5; 1/800 sec; ISO 400

(پس از باران)
[نظریه گشتالت در عکاسی خیابانی]

EOS 1000D; EF-S10-22mm f/3.5-4.5 USM; 10mm; f/11; 1/500 sec; ISO 200

(کار صبح زود)
سرنوشت مشترک

قانون سرنوشت مشترک (Common Fate) توضیح می دهد که المان های بصری که با هم در یک جهت حرکت می کنند، به صورت بخشی از یک گروه واحد دیده می شوند. بنابراین، زمانی که ما یک صحنه را با گروهی از المان های در حال حرکت با یکدیگر می بینیم، ذهن ما آن را به صورت یک گروه خواهد دید، و المان های دیگری که ثابت می مانند یا در جهت دیگری حرکت می کنند، خارج از گروه در نظر گرفته خواهند شد. با درک این قانون، می توانیم تصویری از یک گروه ایجاد کنیم که در واقع شامل المان های مختلف است یا می توانیم المان هایی را از گروه حذف کنیم.
[نظریه گشتالت در عکاسی خیابانی]

EOS 60D; EF-S10-22mm f/3.5-4.5 USM; 10mm; f/11; 1/1600 sec; ISO 800

(عجله)
نزدیکی

گروهی از المان ها که به یکدیگر نزدیک هستند، احتمال بیشتری وجود دارد که متعلق به یکدیگر دیده شوند، نسبت به وقتی که از هم دور باشند. بنابراین، اگر ما بخواهیم ارتباطی بین المان ها در یک تصویر ایجاد کنیم، باید آنها را نزدیک یکدیگر قرار دهیم.
[نظریه گشتالت در عکاسی خیابانی]

EOS 1000D; EF-S10-22mm f/3.5-4.5 USM; 12mm; f/8; 1/60 sec; ISO 400

(دوستان)
[نظریه گشتالت در عکاسی خیابانی]

EOS 1000D; EF-S10-22mm f/3.5-4.5 USM; 116mm; f/11; 1/60 sec; ISO 400

(او کیست)
شباهت

اگر المان ها شبیه یکدیگر باشند، ذهن ما آنها را متعلق به یک گروه می بیند. قانون شباهت را می توان با استفاده از رنگ، شکل، اندازه، بافت یا هر ویژگی دیگر ایجاد کرد. المان های غیر مرتبط که ویژگی های مشابهی دارند، به صورت یک گروه دیده خواهند شد. با درک قانون شباهت، می توانیم با استفاده از رنگ، شکل، اندازه یا بافت المان های غیر مرتبط، بین آنها ارتباط ایجاد کنیم. تکرار، زیر مجموعه این قانون است.
[نظریه گشتالت در عکاسی خیابانی]

EOS 100D; EF-S55-250mm f/4-5.6 IS STM; 65mm; f/4; 1/50 sec; ISO 100

(دوستان در سکوت)
[نظریه گشتالت در عکاسی خیابانی]

EOS 60D; EF-S10-22mm f/3.5-4.5 USM; 22mm; f/11; 1/200 sec; ISO 100

(بدون عرق ریزی)
تداوم

قانون تداوم توضیح می دهد که ذهن ما تمایل دارد اَشکال یا خطوط را فراتر از نقطه پایانشان ادامه دهد. اشیاء به عنوان یک کل گروه بندی می شوند اگر هم خط باشند یا یک خط جهت را دنبال کنند. تا زمانی که اَشکال یا خطوط ادامه دار باشند، حتی اگر بخش بخش و مجزا باشند، به صورت یک المان واحد دیده می شوند. و هرچه بخش های آنها نرمتر باشد، بیشتر آنها را به صورت یک شکل یا خطوط یکپارچه می بینیم. از تداوم مانند خطوط هدایتگر نیز می توان برای هدایت نگاه بینندگان به سمت سوژه اصلی که می خواهیم آنها ببینند استفاده کرد.
[نظریه گشتالت در عکاسی خیابانی]

EOS 1000D; EF-S55-250mm f/4-5.6 IS STM; 250mm; f/5.6; 1/320 sec; ISO 400

(خارج از دسترس)
[نظریه گشتالت در عکاسی خیابانی]

EOS 60D; EF-S10-22mm f/3.5-4.5 USM; 13mm; f/13; 1/8 sec; ISO 400

(سفر)
خاتمه

یکی از کارهای خوبی که ذهن ما می تواند انجام دهد، توانایی کامل کردن اَشکالی است که وجود ندارند. ذهن ما تمایل به تکمیل کردن اشیاء ناتمام دارد. این قانون خاتمه است که برای توضیح این که ذهن ما چگونه می تواند فاصله بین اشیاء یا خطوطی که کامل نیستند را پر کند، مورد استفاده قرار می گیرد. ذهن ما توانایی تشخیص المان های یک تصویر را دارد، حتی اگر آن المان تنها بخشی از شیء بزرگتر باشد. در یک تصویر، اَشکال کامل می توانند کسل کننده باشند. از این رو ما می توانیم اطلاعات کافی به ذهن بدهیم تا بتواند اَشکال را شکل دهد، اما هنوز هم کمی جا برای تخیل باقی بگذاریم. با درک نظریه های گشتالت در هنگام عکاسی خیابانی، ما می توانیم تصویری با قدرت هدایت ذهن بینندگان آنطور که می خواهیم آنها ببینند، با ترکیب بندی المان های آن به شیوه ای موثر ایجاد کنیم.
[نظریه گشتالت در عکاسی خیابانی]

یک بار دیگر تکرار می کنیم، نظریه های گشتالت در مورد ادراک و واقعیت هستند.

نویسنده: آگوس نونوت سوپریانتو (Agus Nonot Supriyanto)

منبع:

لنزک

۷ چیز ضروری که هر عکاسی باید یاد بگیرد

11 مرداد 1397

 فرق بین یک عکس خوب و یک عکاس خوب چیست؟ تفاوت در ثبات و پایداری است. برای همه ما پیش آمده که به طور شانسی یک عکس خوب گرفته باشیم. شما کاملا مطمئن نیستید که چطور موفق به گرفتن آن شدید، اما همه چیز به طرز جادویی در جای خود قرار گرفت و شما تصویری را ثبت کردید که باعث می شود احساس کنید یک ستاره به تمام معنا هستید. اما مهم این است که بتوانید آن هیبت و شکوه را دوباره تکرار کنید… بارها و بارها. این کاری است که عکاسان عالی می توانند انجام دهند.

پس عامل موفقیت چیست؟ خوش شانسی؟ گرفتن یک تریلیون عکس به طوری که چند تا از آن عکس های خوب اتفاقی در بین آنها باشد؟

نه. همه چیز به لیست کوتاهی از اصول و قواعد برمی گردد. اینها چیزهایی هستند که عکاسان می دانند، به طوری که وقتی زمان آن فرا رسد، می توانند این اطلاعات را وارد عمل کنند تا به آنها کمک کند آن تصاویر برنده را بگیرند.

پس می خواهید عکس های عالی بگیرید؟ می خواهید به عنوان یک عکاسی کودک در آتلیه کودک پیشرفت کنید؟ این جایی است که باید از آن شروع کنید.
۱
دوربین خود را بشناسید


آیا فکر می کنید برخی عکاسان حرفه ای وجود دارند که به طور کامل نمی دانند چطور دوربین خود را کنترل کنند؟ درست است. من از کجا می دانم؟

قبلا خودم یکی از آنها بودم.

بله، این یک اعتراف زشت بزرگ است، اما حقیقت دارد. ما با عکاسی در مُد اولویت دیافراگم شروع کردیم، و اجازه دادیم دوربین به جای ما فکر کند.

ما فکر می کردیم این کار آسان تر و سریع تر از یادگیری تمام آن مسائل تکنیکی ترسناک است.

و شما می توانید برای مدتی به این شیوه ادامه دهید. دوربین ها از همیشه هوشمندتر شده اند، و می توانند برای شما خیلی دقیق عمل کنند. اما ندانستن این مسائل تکنیکی شما را عقب نگه می دارد، و در رده «عکاسی شانسی» قرار می دهد.

چیزی که من اینجا دارم در مورد آن صحبت می کنم، نیاز به درک ویژگی های ضروری دوربین و لنزتان است، و دانستن این که چطور این امر بر روی ظاهر تصاویر شما تاثیر می گذارد.

شما باید بدانید چطور تغییر دیافراگم بر ظاهر عکس شما تاثیر می گذارد.

شما باید بدانید چطور سرعت شاتر خود را تنظیم کنید تا نتایجی که می خواهید را به دست آورید.

شما باید بتوانید ایزویی را انتخاب کنید که مناسب شرایط شما باشد.

و آن وقت، بر اساس ویژگی های دوربین خود، باید در مورد مُدهای درایو، تراز سفیدی، فوکوس، مُدهای تثبیت کننده و غیره بدانید.

خوشبختانه این مسائل آنقدر که به نظر می رسد دشوار نیستند. در واقع شما می توانید تمام آنها را تنها در چند ساعت یاد بگیرید. وقتی این کار را انجام دادید، آماده اید تا به مرحله بعدی بروید.
۲
درک نوردهی
[نکات ضروری عکاسی]

زمانی که شما درک دقیقی در مورد دیافراگم، سرعت شاتر و ایزو، و این که چطور بر ظاهر عکس های شما تاثیر می گذارند پیدا کردید، باید همه آنها را در کنار هم قرار دهید و یاد بگیرید که آنها چطور با هم تعادل پیدا می کنند تا بتوانید یک نوردهی خوب ایجاد کنید.

یکی از سخت ترین چیزها این است که بفهمید منظور افراد از یک «نوردهی خوب» چیست. برخی از افراد فکر می کنند که تنها یک نوردهی درست و یک نوردهی اشتباه وجود دارد و اگر آن را اشتباه به دست آورید یک احمق هستید.

این طرز فکر احمقانه است.

و اگر به اینترنت مراجعه کنید و سعی کنید تعریف روشنی به دست آورید؟ ها، موفق باشید! همه آن تعریف ها فوق العاده گیج کننده هستند، و واقعا به اصل نحوه ایجاد یک نوردهی خوب نمی پردازند.

(نوردهی مورد علاقه من «شدت نوری که بر روی یک فیلم عکاسی می افتد ضرب در زمانی که نوردهی می شود است»… اوه… پس من به یک ماشین حساب نیاز دارم؟)

بنابراین ما تعریف خودمان را از نوردهی ارائه دادیم:

یک نوردهی خوب، میزان روشنایی است که می خواهید تصویر داشته باشد.

اگر از چیزی که شما می خواهید روشن تر باشد، زیاد نوردهی شده است. اگر تاریک تر از چیزی که شما می خواهید باشد، ناکافی نوردهی شده است.

ساده است.

در نهایت، همه چیز به تصمیم خلاقانه شما بستگی دارد. شما عکاس هستید. اما باید بدانید چطور همه چیز را تنظیم کنید تا به نوردهی مورد نظر خود دست یابید، و چطور از دوربین خود برای کمک به فهمیدن آن استفاده کنید.
۳
تسلط بر نور
[نکات ضروری عکاسی]

اجازه دهید با گفتن این جمله شروع کنم که من فکر نمی کنم هیچ کس واقعا بتواند کاملا بر نور مسلط شود (شاید به استثنای خدای یونانی آپولو). ما عکاسان برده های خوشحال و مشتاق نور هستیم. بدون آن ما نمی توانیم کارمان را انجام دهیم. و نور می تواند یک ارباب بی ثبات و بی دوام باشد (به خصوص اگر از نور طبیعی استفاده کنید).

اما یادگیری در مورد نور، درک جنبه ها و ظرافت های مختلف آن، دانستن نحوه کار با آن در هر شرایطی، ایجاد آن، دنبال کردن آن… خب، اینها واقعا پیگیری های مادام العمر عکاس هستند. ما هیچ وقت واقعا تسلط کامل پیدا نمی کنیم، اما ممکن است با سالها تمرین، به آن نزدیک شویم.

از کجا شروع کنیم؟ ساده است. از بیرون. زمانی که قدم به بیرون می گذارید، فرصت های نورپردازی بی شماری در انتظار شما هستند. آیا می توانید در نور شدید هنگام ظهر عکس بگیرید؟ در نور ساعت طلایی؟ پس از غروب خورشید؟ زمانی که ستاره ها ظاهر می شوند؟

سپس به داخل خانه برگردید. از نور پنجره ها استفاده کنید. تنوع نامحدودی آنجا وجود دارد، و در چنین سناریوی ساده (اما پیچیده) ای شما کم کم می توانید نکات ظریف تری را یاد بگیرید.

برای ادامه یادگیری آماده اید؟ ایجاد نور مورد نظر خودتان را امتحان کنید (مثل یک جادوگر!) یاد بگیرید که چطور از یک فلاش اکسترنال استفاده کنید. چند لامپ استودیویی کرایه کنید، قرض بگیرید یا بخرید، و شروع به ایجاد تنظیمات نورپردازی خودتان بکنید.

به جستجوی نور ادامه دهید، به یادگیری در مورد آن ادامه دهید، و به قرار گرفتن در شرایط نوری جدید ادامه دهید. این کار یک عمر ماجراهای عکاسی، و بیش از چند تصویر عالی برای شما به ارمغان خواهد آورد.
۴
کاوش عمق میدان
[نکات ضروری عکاسی]

خیلی خب، خیال بافی در مورد نور کافی است. بیایید وارد عمل شویم.

عمق میدان بخش بزرگی از عکاسی شماست که احتمالا تا حد زیادی آن را دست کم می گیرید.

من می دانم، چون خودم آن را دست کم گرفته ام. و می دانم که هنوز هم این کار را می کنم. شما چطور؟

عمق میدان یکی از آن چیزهایی است که در ابتدا ساده به نظر می رسد، و هرچه بیشتر یاد می گیرید پیچیده تر می شود. اما یادگیری در مورد آن، حتی در سطح پایه، تغییر زیادی در کار شما ایجاد خواهد کرد.

به عنوان مثال، شما بدون این که اول در مورد عمق میدان یاد بگیرید، ممکن است فکر کنید که برای به دست آوردن کمی تاری در پس زمینه تصویرتان، فقط باید مقدار دیافراگم خود را کم کنید.

اما فاصله کانونی، فاصله سوژه تا پس زمینه، و فاصله دوربین تا سوژه را در نظر نگرفتید. و با ترکیب عوامل خاص، دیافراگم شما ممکن است در واقع تاثیر بسیار کمی بر عمق میدان داشته باشد یا اصلا تاثیری نداشته باشد. این کاملا درست است. گاهی اوقات هیچ تفاوت عمق میدان قابل توجهی بین f/1.4 و f/11 وجود ندارد.

هنگامی که شما کم کم می فهمید که همه اینها چطور با هم ارتباط دارند، می توانید تاری پس زمینه چشمگیری به دست آورید، حتی با یک دوربین کامپکت در یک دیافراگم زیاد، تنها با دانستن این که دقیقا چطور باید تمام متغیرها را کنترل کنید.

یک تصور غلط دیگر در مورد عمق میدان این ایده است که «عمق میدان کم همیشه بهتر است». هنگامی که تازه شروع به کار می کنید، عمق میدان کم یک تکنیک جدید و هیجان انگیز است. اما در استفاده از آن زیاده روی نکنید. تا به حال دیده اید که یک عکس سر و شانه (هدشات) گرفته شده در ۸۵mm و f/1.2 چطور به نظر می رسد؟ یک بوکه زیبا به راحتی می تواند حواسمان را پرت کند، و فراموش کنیم که حتی یکی از آن گردی های چشم هم در فوکوس نیست. امم، خب این کاملا درست نیست.

از دیافراگم های زیاد نترسید. یا دیافراگم های کم. در واقع، اصلا از دیافراگم نترسید. یاد بگیرید که عمق میدان چطور کار می کند، و سپس از آن به عنوان یک تصمیم خلاقانه برای درست از کار درآوردن تمام تصاویر استفاده کنید. این کاری است که یک عکاس عالی انجام می دهد. آنها گزینه های خود را می دانند، و از تمام آنها استفاده می کنند. مطلب پیشنهاد شده در پایین شما را با تمام عوامل تاثیرگذار بر عمق میدان آشنا می کند.

بیشتر بخوانید: عمق میدان را عمقی یاد بگیرید
۵
شناخت پرسپکتیو
[نکات ضروری عکاسی]

این شاید یکی از تحسین شده ترین موضوعات در عکاسی است. به بیان ساده، پرسکتیو مربوط به روابط فضایی بین اجسام در کادر شماست – اندازه های آنها، قرارگیری آنها، و فضای بین آنها. تمام این تعیین موقعیت ها شیوه ای که بیننده شما صحنه را تفسیر می کند را تغییر می دهند. این ممکن است باعث شود همه چیز سه بُعدی تر به نظر برسد، و یک حس عمق به عکس بدهد، یا ممکن است همه چیز را تخت و مسطح کند.

بنابراین چرا این موضوع به وضوح مهم به طور گسترده مورد بحث قرار نگرفته است؟ چون پیچیده است! یا حداقل در نگاه اول می تواند پیچیده باشد.

بیایید ساده شروع کنیم. زمانی که شما عکس می گیرید، جایی که در آن قرار می گیرید یک تصمیم بسیار مهم است. این چیزی است که پرسکتیو شما را تعیین می کند. و تغییر پرسپکتیو می تواند عکس شما را از یک تصویر معمولی به یک تصویر کاملا جذاب تبدیل کند.

شناخت پرسکتیو به تمرین و آزمایش زیادی نیاز دارد. و کمی تکان دادن پاهایتان، اینکه دولا شوید، دراز بکشید، روی یک نردبان بایستید، روی یک ساختمان بایستید، یک قدم به جلو بردارید، یک قدم به چپ بردارید. این چیزها پرسپکتیو شما را تغییر می دهند و تاثیرات عمده ای بر ظاهر و احساس عکس های شما ایجاد می کنند. آزمایش کنید. هر بار که پرسپکتیو خود را تغییر می دهید عکس بگیرید، و بعدا آنها را با هم مقایسه کنید. این کار چطور تصویر را تغییر می دهد؟

حالا فاصله کانونی چطور؟ آیا پرسپکتیو را تغییر می دهد؟ به لحاظ تکنیکی نه. این زاویه دید را تغییر می دهد (به عبارت دیگر، زاویه صحنه ای که دوربین شما ثبت می کند). لنزهای واید مقدار وسیع تری از یک صحنه را ثبت می کنند. تنها تغییر لنز پرسپکتیو را تغییر نمی دهد (هرچند ممکن است اینطور به نظر برسد). زمانی که شما تغییر لنز را با تغییر موقعیت ترکیب می کنید، پرسپکتیو تغییر می کند.
۶
غلبه بر ترکیب بندی
[نکات ضروری عکاسی]

اکنون کمی فراتر می رویم، و وارد بحث ترکیب بندی می شویم. این یک موضوع مهم است که مربوط به نحوه سازماندهی المان های بصری کوچک مختلف در صحنه می باشد. این بحث گسترده تر از پرسپکتیو است، و شامل چیزهایی مانند نور، خطوط، اَشکال، فرم ها، رنگ ها، کادرها، بافت ها، الگوها، حرکت، بازتاب ها و غیره می باشد.

شما ممکن است «قوانین» ترکیب بندی را شنیده باشید: قانون یک سوم، فضای منفی، تعادل بصری. قوانین ترسناک، و کسل کننده به نظر می رسند، و این ایده که شما قبل از این که مجاز به عکاس بودن باشید باید بنشینید و آنها را حفظ کنید، احتمالا بسیاری از عکاسان را از غوطه ور شدن در دنیای شگفت انگیز ترکیب بندی باز می دارد.

اما من اینجا هستم تا به شما بگویم که «قوانین» در واقع قانون نیستند. آنها بیشتر شبیه دستورالعمل هستند. اینها راه هایی برای سازماندهی المان ها در کادر شما هستند که به گفتن یک داستان، انتقال یک احساس، یا جلب توجه بینندگان کمک می کنند. همه آنها چیزهای جالب و سرگرم کننده ای هستند، و چیزهای بسیار ضروری اگر بخواهید یک عکاس عالی باشید.

به عنوان مثال، آن «قانون یک سوم» که همیشه در مورد آن می شنوید. خب، این نشان می دهد که با قرار دادن سوژه در امتداد یکی از این خطوط یک سوم جادویی، یا در تقاطع خطوط (چیزی که من دوست دارم آن را یک نقطه عالی بنامم)، ناخودآگاه اهمیت آن المان را در کادر خود افزایش می دهید. و دانستن این موضوع مهم است، چون می تواند به شما کمک کند تا نگاه بیننده خود را به جایی که می خواهید هدایت کنید!

اما اگر احساس می کنید این قانون را دوست ندارید، می توانید آن را عمدا بشکنید، و سوژه خود را کاملا در مرکز کادر قرار دهید. شاید بخواهید تقارن سوژه خود را برجسته کنید. شاید یک سوژه بسیار جدی است، و قرار دادن آن در مرکز آن احساس را تقویت می کند.

این به شما، استاد عکاسی بستگی دارد. زمانی که شما در مورد ترکیب بندی بدانید، برای هر عکسی که می گیرید، انواع گزینه های جالب و سرگرم کننده مانند این را در نظر می گیرید.

بیشتر بخوانید: کلیه مقالات ترکیب بندی لنزک
۷
پس پردازش خود را عالی و بی نقص کنید
[نکات ضروری عکاسی]

بیایید این مطلب را با موضوعی که کمی بحث برانگیز است به پایان برسانیم.

ببینید، در دنیای عکاسی دو دسته از افراد وجود دارند. کسانی که معتقدند پس پردازش (استفاده از نرم افزار برای ویرایش تصاویرتان پس از این که گرفته شدند) در بهترین حالت اتلاف وقت، و در بدترین حالت انحراف واقعیت است.

دسته دیگر معتقدند که پس پردازش ابزاری است که یک عکاس می تواند از آن استفاده کند تا با کمک آن تصاویرش بیشتر شبیه به آنچه که چشم آنها در هنگام گرفتن عکس شاهد آن بود شود، یا حالت عکس را بهبود بخشد یا یک داستان بگوید. این یک تکنیک خلاقانه است که قدمت آن به اندازه خود عکاسی است.

پس پردازش یک مهارت ضروری برای یک عکاس دیجیتال است. (حتی عکاسان فیلم هم پس پردازش انجام می دهند!)

این یک واقعیت ساده است که تصاویری که مستقیما از دوربین بیرون می آیند، چیزی جز صحنه اصلی که از آن عکس گرفته شده به نظر نمی رسند. آنها کسل کننده، تخت و بی روح هستند.

پس پردازش با تنظیم چیزهایی مانند کنتراست، روشنایی، وضوح، و اشباع، به بازگرداندن آن زیبایی کمک می کند.

سپس شما می توانید حتی از این هم فراتر بروید.

با برنامه هایی مانند لایت روم می توانید کارهایی مانند dodging و burning انجام دهید، که به معنی روشن یا تاریک کردن انتخابی بخش هایی از یک تصویر به منظور هدایت توجه بینندگان شما به جایی است که می خواهید.

اینها تکنیک های جدیدی نیستند. dodging و burning به آغاز عکاسی برمی گردند، اما در ابتدا به سختی با نوردهی بخش های مختلف چاپ برای مدت زمان های مختلف انجام می شدند.

خیلی دشوار بود، و اگر اشتباهی می کردید مجبور بودید دوباره از اول شروع کنید. dodge و burn این تصویر از اوگن اسمیت (W. Eugene Smith) ظاهرا ۵ روز طول کشیده است!

امروزه، با لایت روم، می توانید این کار را در عرض چند ثانیه انجام دهید، و هر چقدر می خواهید آن را تنظیم کنید تا وقتی که همه چیز عالی و بی نقص شود. احساس نمی کنید خوش شانس هستید؟ می دانم که چنین احساسی دارید!
ن
نتیجه گیری

پس اینها ۷ جنبه اصلی عکاسی هستند که هر عکاس باید آنها را مطالعه کند و انجام دهد. بعضی از آنها را می توان در یک دوره زمانی کوتاه فهمید، و برخی دیگر به یک عمر نیاز دارند تا بر آنها تسلط پیدا کنید. اما این خبر خوبی است. شما چیزهای هیجان انگیز زیادی برای یادگیری پیش رو دارید!

نویسنده: لورن لیم (LAUREN LIM)

منبع:

لنزک


۱۰ ترفند عکاسی که می توانید در خانه انجام دهید

خبرها 9 مرداد 1397

 

در ویدیو امروز ، شاهد ۱۰ ترفند عکاسی بارداری در آتلیه بارداری ساده و در عین حال جالب و آموزنده از تیم COOPH خواهید بود که می توانید آن ها را در خانه انجام دهید. ترفند هایی چون ایجاد لنز فلیر با فندک، هک کردن لنز برای نورپردازی خلاقانه، بازی با پرسپکتیو و عکاسی از میان قطرات آب.

ویدیو: ۱۰ ترفند عکاسی که می توانید در خانه انجام دهید

نمایشگر ویدیو
00:00
منبع:

خطا ...
آدرس ایمیل وارد شده نامعتبر است.
متوجه شدم