دوربین های حرفه ای امروزی در دو مدل دیجیتال و آنالوگ به فروش می رسند. محصولاتی که ابزار کاملی برای عکاسان حرفه ای بوده و بدون چنین دوربین هایی نمی توانند هنر خود را به نمایش بگذارند.
مقایسهی عکاسی دیجیتال و فیلم در قرن ۲۱ پس از ظهور گستردهی دوربینهای دیجیتال، توسط عکاسان و فیلمسازان مورد توجه قرار گرفت. بهتازگی آنیتا سدوفسکا و الکس هاچینسون به مقایسهی فناوری آنالوگ و دیجیتال در ژانر عکاسی نوزاد در آتلیه نوزاد مد، با یک سوژهی یکسان پرداختهاند؛ آنیتا با دوربین دیجیتال کانن ۵D Mark IV و الکس با دوربین آنالوگ پنتاکس ۶۷ و نیکون N80 این کار را انجام داده است.
الکس کار خود را با فیلم مونوکروم یا سیاه و سفید شروع میکند و لباسهایی با الگوهای خطدار برای تمیز دادن ظاهر تک رنگ برمیگزیند. او به دلیل هزینهی بالای هر رول فیلم (حدود ۸ یورو)، چندین بار نور را با نورسنج و همچنین دوربین دیجیتال اندازهگیری میکند، تمام استایلهای لحظهای را که میتواند ببیند، تنظیم میکند و در هر حالت یک زوج از عکسها را میچسباند. وی میگوید: «اگر در حال و هوای عکاسی باشم، فقط ۴ یا ۵ عکس میگیرم.»
آنالوگ
در عین حال، آنیتا فریم های زیادی دارد، او همچنین پس پردازشهایی برای موهای پراکنده و سایر تغییرات جزئی که ممکن است نیاز باشد، انجام میدهد. آنیتا در این باره میگوید تفاوت اصلی عکاسی دیجیتال و آنالوگ این است که آزادی عمل زیادی در ثبت تصاویر متعدد دارد. همچنین امکان مرور تصاویر ثبتشده در دوربین، کمک زیادی به بهبود نتایج نهایی میکند. آنیتا میگوید: «من احساس میکنم که فیلم سرعت کار را کاهش میدهد؛ البته مرور هزاران عکس ثبتشده در خانه بسیار آزاردهنده است.»
دیجیتال
در ادامه، الکس هاچینسون به عکسبرداری رنگی با فیلم پورتره ۴۰۰ میپردازد؛ وی در عکاسی از کاهش نوردهی استفاده میکند تا از عدم روشنایی زیاد هایلایتهای اطمینان داشته باشد.
آنالوگ
در مرحلهی بعدی برای رقابتی نزدیکتر آنیتا سدوفسکا روی صفحهنمایش دوربین خود را میپوشاند تا قادر به بررسی آنی نتایج ثبتشده نباشد. او تنها با استفاده از فوکوس دستی، حداکثر ۱۰ عکس از هر سوژه ثبت میکند.
دیجیتال
اما هاچینسون در این مرحله و با توجه به پسزمینهی مشکی، استفاده از فیلم مونوکروم را ترجیح میدهد. وی همچنین تنظیمات نوردهی خود را از میزان اعلامی نورسنج، در سطح پایینتری تنظیم میکند.
آنالوگ
آنیتا سدوفسکا در مرحلهی بعدی و برای پنج عکس نهایی، پسزمینهی روشن را برمیگزیند.
دیجیتال
در نهایت، الکس هاچینسون با پسزمینه روشن و مقابل پنجره، این آزمایش را تکرار میکند.
آنالوگ
هاچینسون پس از اتمام پروژه گفت: «عاشق عکسبرداری روی فیلم (آنالوگ) هستم. البته عدم امکان مشاهدهی نتیجه پس از ثبت عکس، شما را مضطرب میکند.»
سدوفسکا نیز در پایان گفت: «من احساس میکنم امروزه بسیاری از مشتریان میخواهند بلافاصله تصاویر را در پشت دوربین ببینند. اما در مراحل پایانی و پس از پوشش نمایشگر، من نمیدانم نتیجهی کار چیست. این چالشی فوقالعاده است و باعث میشود در مورد عکسی که میگیرید، خیلی بیشتر فکر کنید.»
تماشا تصاویر فوق اثبات می کند که کدامیک از دوربین ها می توانند پرتره بهتری به ثبت برسانند.
منبع:
دوربین آنالوگ در برابر دیجیتال
آشنایی با قوانین ایجاد عکس های دیجیتالی
عکاسی هنری بوده که بدون دخالت افراد و ایجاد افکت هایی در آن معنا پیدا نمی کند. عکس های دیجیتالی از جمله این هنر محسوب شده و می توان آن را یکی از روش های بهبود تصاویر دانست.
زمانی نه چندان دور، شاید پانزده سال پیش عکاسی هنر ـ فن گرانقیمتی بهحساب میآمد. تصویربرداری که البته بسیار گران قیمتتر بود. برای داشتن دوازده، بیست و چهار و یا سی و شش عکس یادگاری و یا حرفهای شما بایستی یک دوربین عکاسی که اغلب هم سنگین بودند و مشکلات خاص حملونقل خودشان را داشتند، تهیه میکردید.
سپس یک کاست (و به قول عوام یک حلقه) فیلم عکاسی کودک در آتلیه کودک خریداری مینمودید. پس از عکاسی بایستی کاست فیلم را به یک عکاسی تحویل میدادید تا در لابراتوار عکاسی و طی فرایندهای شیمیایی ابتدا عکسهای شما ظاهر (Develop) شوند و سپس بر روی کاغذ عکاسی چاپ شوند (print).
عکاسی به این شیوه علاوه بر هزینه بربودن سختیها و مشکلات دیگری هم داشت. از جمله اینکه عکاس تا پیش از ظهور و چاپ عکس نمیدانست چه تصاویری بر روی فیلم عکاسی ثبت شده است (Exposition). بنابراین بسیار محتمل بود که پس از چاپ عکسها دریابید که نور، رنگ و یا کادربندی عکس شما مناسب نیست.
این اتفاق ناگوار علاوه بر بر باد دادن هزینههایی که برای خرید فیلم عکاسی و ظهور و چاپ عکس انجام داده بودید، حسرت دیگری هم برایتان به ارمغان میآورد: ازمراسم یا اتفاق خاطرهانگیزی که تکرار آن ممکن نبود عکس مناسبی در اختیار نداشتید.
ابن روزها البته ماجرا کاملاً به شکل دیگری است. به لطف فناوری دیجیتال، همه ما در گوشیهای موبایل خود یک دوربین عکاسی همراه داریم. دیگر لازم نیست دوربینهای سنگین و جاگیر قدیمی را همراه خود جابجا کنیم. نیاز به خریدن فیلم عکاسی نداریم و هر بار بعد از گرفتن یک عکس میتوانیم رنگ، نور و کادربندی (Composition) یا کمپوزیسیون عکس خود را مشاهده نماییم.
حتی اگر عکس نامناسبی از لحظهای خاص و تکرار نشدنی ثبت نمودهایم، نرم افزارهای ویرایش عکس برای خدمترسانی آمادهاند. میتوانیم نور (Luminance)، رنگ (Chrominance) و کادربندی عکس خود را اصلاح نماییم و این موضوع البته ربطی به علاقهمندان جدی هنر ـ فن عکاسی ندارد. آنها هنوز هم مایل هستند تا با تهیه دوربینهای نیمهحرفهای و یا حرفهای، زحمت جابجایی این دوربینها را برخود هموار کرده و لذت عکاسی واقعی با امکانات واقعی را از خود دریغ نکنند.
البته برای این دسته از کاربران نیز، حذف مرحله دست و پا گیر و هزینه افزای ظهور و چاپ همانند موهبتی آسمانی است که البته بسیاری از آنها که خاطرهای از دوران عکاسی آنالوگ ندارند قدر این موقعیت پیشآمده را نمیدانند.
عکاسی دیجیتال کار را برای عکاسان تازهوارد سادهتر کرده است
داستان تصویربرداری که مفصلتر و پیچیدهتر است. کوچکترین، سبکترین و ارزانترین دوربینهای تصویربرداری حدود بیست سال پیش به بازار آمدند. نام دقیق این دوربینها Handy Camcorder بود اما کمپانی سونی در راه عرضه این دوربینها به بازار پیشگام بود و اولین مدل خود را Handy Cam نام نهاد. از آن تاریخ به بعد مردم عادی به همه دوربینهای ساخت کمپانیهای پاناسونیک، سامسونگ و… هندیکم میگفتند! والبته قسمت اعظم مشکلات عکاسی آنالوگ در تصویربرداری آنالوگ هم گریبان گیر استفادهکنندگان بود.
اما با ورود تکنولوژیهای نو به عرصه عکاسی و تصویربرداری و تلاش و رقابت کمپانیهای فعال در این عرصه که باعث گردیده هرساله با محصولاتی جدید تر مواجه باشیم، اصول کلی عکاسی و تصویربرداری همان است که از قبل بوده است. این اصول البته متعلق به بیست سال و سی سال قبل نیستند. این اصول از تاریخ ۱۸۲۷ که ژوزف نیسپور نیپس (Niepce)، چاپخانه دار فرانسوی اولین عکس دنیا را از پنجره زیرشیروانی اتاقش و پس از هشت ساعت صبر ثبت نمود تغییری نکرده است.
البته اقدام آقای نیپس به لحاظ فنی در ثبت عکس بر روی صفحه قیراندود بهجای فیلم عکاسی (که هنوز اختراع نشده بود) ما را به تاریخ ۱۸۲۷ میبرد، چرا که پس از رواج و همه گیر شدن عکاسی، آرام آرام اصول تثبیت شده کادربندی نقاشی به عکاسی راه یافت. اصولی که ریشه در تجربیات قرون متمادی بشر برای تصویرسازی و نقاشی داشت. بدین ترتیب قصد دارم بگویم که با بهروزرسانی هرروزه تکنولوژی دیجیتال توسط کمپانیهای بزرگ و نیز ورود کمپانیهای جدید به این عرصه، اصول عکاسی، ترکیب بندی و نورسنجی سالهاست که تغییر چندانی نکرده است.
شبیه همه پدیدههای زندگی و طبیعت این تکنولوژیهای جدید هم محاسن و معایب خود را بهصورت همزمان دارند. از سویی همانگونه که ذکرش رفت کمک به تسهیل عکاسی نمودهاند اما از سوی دیگر این شائبه را در عموم مردم ایجاد نمودهاند که عکاسی فنی سهل و آسان است و هرکس با در اختیار داشتن یک موبایل یا دوربین عکاسی دیجیتال قادر به گرفتن عکسی خوب و استاندارد خواهد بود. نتیجه این خطای فاحش انبوه عکسهای نه چندان جالب و غلط به لحاظ اصول هنری است که هرروزه در شبکههای اجتماعی و اطراف خود مشاهده میکنیم.
منبع:
زمان استفاده از فیلترهای پولاریزه
عکاسی را می توان با برنامه ها و ابزارهای متناسب با آن بهبود بخشید و موجب شد تا نتایج کار بزرگی را شاهد باشیم. عکاسی صرفا یک امر معمولی نیست و باید براساس آموزشی انجام گیرد.
فیلتر پولاریزه به چه کار میآید؟ اساساً چرا باید از این گونه فیلترها در عکاسی و فیلمبرداری بهره برد؟ چه چیزی باعث شده است که این فیلترها به یکی از ضروریترین لوازم عکاسی تبدیل شود؟ در ادامه سعی شده است تا با بررسی لنزهای پولاریزه و کارکرد آنها تا حدی به سؤالات فوق پاسخ داده شود؛ بنابراین در ادامه مطلب همراه ما باشید.<> عکاسی بارداری در آتلیه بارداری
فیلترهای پولاریزه، شیشههای مخصوص پردازششدهای هستند که با تغییر زاویه خود نسبت به منبع نور، درخشش و بازتاب ناخواسته سطوح را کاهش میدهند. معروفترین نوع این فیلترها، فیلترهای پولاریزه دایرهای هستند که به دهانه لنز متصل میشوند و از قابلیت چرخش برخوردار هستند تا در کوتاهترین زمان ممکن بتوان به نتیجه مطلوب رسید. در این مطلب نگاه اجمالی به کاربرد این فیلترها خواهیم انداخت و توضیح میدهیم که چطور یک فیلتر پولاریزه میتواند نقشی کلیدی در بهبود کیفیت عکسهای گرفته شده در شرایط مختلف را ایفا کند.
<markbs-highlight-red”>اگرچه این فیلترها یک استاپ نوردهی را کاهش میدهند ولی به گونهای دراماتیک میتوانند نتیجه نهایی را در عکس گرفته شده با تغییر همراه کنند.
فیلترهای پولاریزه چگونه کار میکنند؟
کار با فیلترهای پولاریزه پیچیدگی زیادی ندارد. این فیلترها در ابعاد و انواع مختلف موجود هستند. درواقع این گونه فیلترها تنها زاویه مشخصی از پرتوهای نور را از خود عبور میدهند و از عبور پرتوهای نور با زاویههای دیگر جلوگیری میکنند. با چرخش و تغییر زاویه فیلتر، ورود و یا حذف پرتوهای نور با زاویه و طول موج مشخص نیز تغییر خواهد کرد و عملکرد آن نیز کاملاً تابع زاویه بین منبع نور و سوژهای میباشدکه قرار است از آن عکاسی شود.
حذف بازتابهای مزاحم از سطوح شیشهای و براق
در عکاسی از سوژههای براق مختلف ممکن است که نور به گونهای تابیده شود که جزییات زیادی در اثر بازتاب یا به اصطلاح رفله، به ثبت نرسد. به عنوانِ مثال فرض کنید که میخواهید از بیرون ویترین یک مغازه درون مغازه را عکاسی کنید، ولی نور خورشید طوری به شیشه میتابد که عملاً شیشه مانند یک آینه در عکس به ثبت میرسد. در این مواقع استفاده از فیلترهای پولاریزه میتواند به کلی ورق را برگرداند و شما را در رسیدن به نتیجه دلخواهتان یاری کند. در واقع فیلتر پولاریزه با جلوگیری از ورود نورهای بازتابی به داخل لنز باعث میشود که تصویری نسبتاً شارپ و واضح از درون ویترین به ثبت برسد.
افزایش کنتراست و وضوح تصویر در مناظر مهگرفته
هنگام عکاسی زیر آسمانهای خاکستری و مهگرفته که عمق دید بسیار محدود است، استفاده از فیلترهای پولاریزه میتواند تأثیر بسیار مطلوبی بر نتیجه کار بگذارد و تصاویر کمرنگ و محو را به میزان قابلتوجهی بهبود ببخشد.
استفاده از فیلتر پولاریزه در عکاسی از آب
شاید بعضی از مواقع نیاز به این باشد که رودخانه یا آب دریا در تصویر خیلی شفاف به نظر برسد. برای این کار نیاز است تا بازتابهای سطحی آب حذف شود و به گونهای متفاوت در تصویر به ثبت برسد. جهت رسیدن به این نتیجه استفاده از فیلترهای پولاریزه الزامی است. البته باید توجه داشت که رنگ دریا نیز ممکن است کمی تغییر کند و به رنگ فیروزهای نزدیکتر شود.
افزایش غلظت رنگ تصویر
فیلترهای پولاریزه نورهای بازتابی از تمام سطوح، حتی سطوحی که اساساً انتظار بازتاب از آنها را نداریم کاهش میدهد. به این ترتیب استفاده از این فیلترها باعث میشود که رنگ بعضی از اشیا با غلظت بیشتری به ثبت برسند. (البته این نکته وابستگی زیادی به موقعیت منبع نور نسبت به سوژه نیز دارد.) به عنوان مثال در عکاسی از یک باغ، هنگام روز برگ درختها در صورت استفاده از لنز پولاریزه بسیار سبزتر به ثبت خواهند رسید.
محافظت از لنز
یکی دیگر از مزیتهای بهکارگیری این فیلترهای و بستن آنها بر دهانه لنز، محافظت از شیشه لنز در برابر خراشیدگی و ضربه است. اگرچه که گزینه بهتر برای محافظ از شیشه لنز استفاده از فیلترهای UV میباشد چرا که قیمت کمتری دارند و اقتصادیتر هستند. ولی مهم این است که آسیب دیدن فیلتر پولاریزه نسبت به شیشه دهانه لنز، خسارت بسیار کمتری را از لحاظ مالی بر ما متحمل خواهد کرد.
استفاده از فیلتر پولاریزه میزان نوردهی را تغیر میدهد.
یکی از فاکتورهایی که هنگام عکاسی با فیلترهای پولاریزه باید به آن توجه داشت این است که این گونه فیلترها در نوردهی و اکسپوژر تغییر ایجاد میکنند. اگر از درون فیلترهای پولاریزه به محیط اطراف نگاه کنید، کاملاً متوجه شباهت آن با لنز عینکهای آفتابی خواهید شد؛ بنابراین هنگام استفاده از این فیلترها میزان نوری که از لنز عبور کرده و به سنسور برخورد میکند کاهش مییابد. برای جبران کاهش روشنایی تصویر مجبور به بازتر کردن دریچه دیافراگم و یا کاهش سرعت شاتر دوربین هستیم و یا اینکه حساسیت ایزو را افزایش بدهیم. در واقع فیلترهای پولاریزه چیزی بین ۱ تا ۲ استاپ میزان نوردهی را کاهش میدهند و به همین دلیل است که ابزاری مناسب برای عکاسی در شب به حساب نمیآید.
انتخاب فیلتر پولاریزه مناسب
اغلب لنزهای دوربینهای DSLR امروزی قابلیت اتصال فیلترهای پولاریزه دایرهای را دارا هستند. فقط باید هنگام خرید فیلتر باید به قطر دهانه لنز توجه داشت و فیلتری با همان ابعاد را برای لنز تهیه نمود. دهانههای رایج و موسوم در بازار ۴۹، ۵۲ ، ۵۵، ۵۸، ۶۲، ۶۷، ۷۲، ۷۷ و ۸۲ میلیمتر است. فیلترهای پولاریزه در انواع برندها و کیفیتهای مختلف در بازار موجود هستند و نسبت به فیلترهای دیگر نسبتاً گرانتر هستند و هرچه ابعاد آنها بزرگتر شود قیمت آن نیز به نسبت افزایش مییابد. به عنوان مثال فیلترهای Hoya مصالحهی خوبی را بین قیمت و کیفیت برقرار کرده است. برندهای معتبر دیگری مثل Phottix و Hama نیز فیلترهای با کیفیتی را تا به حال روانه بازار کردهاند.
با این مطلب قطعا می دانید زمان پولاریزه کردن چه وقتی است.
با تشکر از "پیکسل”
منبع:
کدام برند بهتر است، کانن یا نیکون
شرکت های مختلفی در زمینه تولید دوربین عکاسی و لنز دوربین فعالیت دارند که از جمله آنها باید به دو شرکت ژاپنی کانن یا نیکون پرداخت که توانستند به موفقیت بسیاری برسند.
کانن یا نیکون ؟ سؤالی که تمام مبتدیان و کسانی که میخواهند یک دوربین DSLR برای پیگیری جدی عکاسی نوزاد در آتلیه نوزاد خریداری کنند خواهند پرسید. سؤالی که تجربه حضور در فروشگاه پیکسل بیشازپیش من را با آن مواجه کرده است. معتقدم بدون در نظر گرفتن دو مدل همرده از این دو برند، نمیتوان به جوابی قطعی و مطلق برای آن رسید.
در ادامه با در نظر گرفتن معیارهای "کیفیت عکس” ، "کیفیت فیلمبرداری” و "لوازم جانبی” سعی کردیم به جوابی قانعکننده برای این سؤال برسیم:
کیفیت عکس کانن بهتر است یا نیکون ؟
آنچه که تا حد زیادی کیفیت عکس را تعیین میکند ابعاد سنسور دوربین و کیفیت لنز مورد استفاده برای آن است!
در مورد اندازه سنسور با دو اندازه سنسور APS-C و فول فریم برای دوربینهای DSLR های رایج سروکار داریم. که معمولاً برای شروع دوربینهای فولفریم توصیه نمیشود.
بهطورکلی اندازه سنسور ارزانترین DSLR ها هم از اندازه سنسور گرانترین دوربینهای بدون قابلیت تعویض لنز بزرگتر است. این عاملی مهم در تعیین کیفیت عکس و داشتن جلوهای حرفهای است. اما وقتی در مورد مقایسه DSLR ها با یکدیگر صحبت میکنیم، ابعاد سنسور ازرانترین غیر فول فریم، تقریباً هیچ تفاوتی با ابعاد سنسور یک دوربین غیرفول فریم گرانقیمت ندارد.
این به این معناست که گرچه با قطعیت میتوان گفت یک DSLR عکس واضحتر و باکیفیتتری نسبت به یک دوربین خانگی کامپکت ثبت خواهد کرد، اما در شرایط عادی و نور مناسب و استفاده از یک لنز مشابه، تفاوت چشمگیری بین عکس یک دوربین غیرفولفریم کانن یا نیکون با یک دوربین غیرفولفریم کمی گرانتر از همان برند نخواهید دید!
ضمن اینکه در هر دو برند کانن و نیکون وقتی ارزانترین DSLRها را فقط با DSLR هایی از یک ردهبالاتر که قیمت چندان بالاتری از ارزانترینها ندارند مقایسه میکنیم ، بیشتر از اینکه به تفاوت در کیفیت عکس برسیم، شاهد تفاوت در راحتی کار با دوربین و تنظیمات دقیقتر خواهیم بود.
مگر اینکه بازهم یک ردهبالاتر برویم که در این صورت به گرانترین غیرفولفریمها میرسیم که دارای سنسوری با همان ابعاد هستند، اما در شرایط نوری نامساعد عملکردی بهتر دارند و امکان ویرایش عکسهای ثبتشدهی آنها در هر شرایط نوری، بیشتر از دوربینهای ارزانتر خواهد بود. این مورد برای هردو برند کانن و نیکون صدق میکند.
هرچند که همچنان عکسی که در نور مساعد یکسان (مثل نور روز) ثبت میشود، تفاوت چندانی نمونه عکسهای یک دوربین ارزانتر از همان برند و همان شرایط مساعد نوری ندارد. چه رسد به تفاوت فاحش با عکس ثبت شده از دوربینی همرده از برند رقیب!
پس وقتی تفاوت قیمت دو دوربین از دو برند، آنچنان زیاد نیست، به دنبال کیفیت عکسی بهتر نباشید، بلکه دقت خود را صرف بررسی تنظیمات و امکانات جانبی کنید. چون عملاً به کیفیت عکسی بالاتر در شرایط مساعد نخواهید رسید و آنچه که کمی تفاوت قیمت ایجاد میکند تنظیمات گستردهتر و موارد جانبی مثل صفحه لمسی چرخنده است.
کیفیت فیلمبرداری کانن بهتر است یا نیکون؟
این جایی ست که کانن درمجموع برنده رقابت است. گرچه هرچه مدلهای بالاتر از سریهای گرانتر را باهم مقایسه میکنیم به تشابه بیشتری در کیفیت و تنظیمات فیلمبرداری کانن و نیکون میرسیم، اما درهرحال تنظیمات مربوط به تصویربرداری در دوربینهای ارزانقیمت کانن هم نسبت به دوربینهای نیکون بیشتر است.
اما این تنظیمات چیزهایی نیستند که برای استفاده روزمره و خانگی مورداستفاده قرار گیرند. برای مثال بسیاری از مدلهای ارزانقیمتتر کانن هم دارای امکان تنظیم دستی صدا هستند که این مورد فقط در هنگام نصب میکروفن خارجی برای ضبط صدا کاربرد دارد!
یا اکثر دوربینهای کانن دارای امکان تنظیم دستی میزان بازشدگی دیافراگم لنز در حین فیلمبرداری هستند که این مورد نیز در اکثر دوربینهای نیکون خودکار است. وجود این امکان فقط در زمان تصویربرداری برای ساخت فیلم کاربرد دارد و در غیر این صورت معمولاً در زمان استفاده از دوربینهای کانن نیز این موارد روی حالت خودکار قرار میگیرند!
لوازم جانبی کانن بهتر است یا نیکون؟
برخی از مشتریان پس از خرید دوربین موردنظر خود، به دنبال فیلتر یا حتی کیف ساختهشده توسط سازنده دوربین خود هستند!
این در حالی است که تمامی لوازم جانبی دوربینهای حرفهای یا بهطور موازی توسط برندهای دیگر ساخته میشوند، یا بهطور کامل برندهایی غیر از برندهای سازنده دوربین دست به تولید آنها میزنند. برای مثال لنزهای عکاسی مناسب دوربینهای ساختهشده توسط برندهای نیکون و کانن نیز همزمان توسط بسیاری از برندهای صاحبنام مثل تامرون و سیگما تولید میشوند و در برخی از موارد لنزهای ساختهشده توسط برندهای سازنده لنز غیر از کانن و نیکون انتخاب بسیار منطقیتر نسبت به یک لنز ساختهشده توسط کانن و نیکون است.
نکته مهم در مورد استفاده از لنز یا فلاش ساختهشده توسط برندهای غیر از نیکون یا کانن این است که معمولاً تمامی محصولات دیگر برندها در دو سری مناسب برای استفاده توسط دوربینهای هردوی این برندها ساخته میشود و اگر شما تجربه خوبی با یک لنز یا فلاش خاص داشته باشید، پساز تعویض دوربینتان با دوربینی از برند رقیب، میتوانید دقیقاً همان لنز یا فلاش را برای دوربین جدید هم تهیه کنید!
اما فلاشی که توسط نیکون ساخته میشود فقط مناسب برای دوربینهای نیکون ساخته میشود، یا یک لنز ساخته شده توسط کانن فقط برای دوربینهای کانن تولید میشود و مدل دقیقاً مشابهی که توسط کانن یا نیکون ساخته شده باشد و قابلنصب روی دوربین رقیب باشد وجود ندارد!
پس با توجه به اینکه بخش عمدهی لوازم جانبی عکاسی حرفهای توسط برندهایی غیر از کانن و نیکون تولید میشود، در این زمینه هیچ یک از این دو بر دیگری برتری ندارد!
نتیجهگیری:
وقتی اقدام به خرید دوربین از یک فروشگاه غیرتخصصی و یا یک فروشگاه دوربین کوچک با تعداد مدلهای محدود از برندهای کانن و نیکون میکنید، شنیدن یک جواب قطعی و مطلق در مورد سؤال ” کانن یا نیکون؟ ” دور از انتظار نیست.
درواقع اگر فروشندهای که به شما بهطور مطلق و بدون در نظر گرفتن یک مدل خاص از هر برند، یکی از دو برند کانن یا نیکون را پیشنهاد داد و بر برتری مطلق آن پافشاری کرد، مطمئن باشید که یا هیچ اطلاعی از عکاسی ندارد و یا انبار فروشگاه خود را از محصولات همان برند پرکرده است!
حتی دو دوربین همرده از یک برند خاص کانن یا نیکون نسبت یکدیگر برتری مطلق ندارد! بلکه برتری هریک نسبت به دیگری در مواردی است که شاید مورداستفاده شما قرار نگیرد. توصیه ما به شما خرید دوربین از فروشگاههای تخصصی دوربین و خواستن راهنمایی از کارشناسان و فروشندگانیست که بدون تعصب دوربین مناسب شما را به شما پیشنهاد میدهند.
پاسخ به این پرسش امری دشوار است زیرا هر دو برند توانستند نظر مخاطب خود را جلب کنند.
با تشکر از "پیکسل”
منبع:
آشنایی با ارزش نوری یا EV
در عکاسی باید نکات مختلفی توجه داشت و نمی توان ساده از کنار موضوعات گذشت و باید برای ایجاد اثری چشمگیر و قابل توجه آموزش های لازم را دید.
ارزش نوری یا Exposure Value ( EV ) چیست؟ دوربینهای دیجیتال بر چه اساسی E.V را محاسبه میکنند؟ چرا این پارامتر عکاسی کودک در آتلیه کودک تا این حد پیچیده به نظر میرسد و در کمتر جایی با زبان ساده به تفسیر آن پرداخته شده است؟ در ادامه سعی شده تا با دوری از بررسی فنی این پارامتر و با گویشی ساده به سؤالاتی از این قبیل پاسخ دهیم و در آخر به درک درستی از E.V یا همان ارزش نوری برسیم.<>
Exposure Value که آن را به فارسی ارزش نوری ترجمه کردهاند برای اولین بار در سال ۱۹۵۰ و توسط یک آلمانی به نام فردریش دِکِل محاسبه و معرفی گردید. این پارامتر یک معیار یا واحد برای اندازهگیری و نوردهی مناسب تصویر است. در تاریخ عکاسی همیشه محاسبه نوردهی یک مشکل بزرگ بوده و بسیاری از عکسها ممکن بوده است که به دلیل نوردهی بیش از حد بسیار سفید شوند و یا با نوردهی کم بسیار تیره به نظر برسند. به همین دلیل روشها و معیارهای مختلفی برای نوردهی متعادل عکس تا به حال ابداع شده است که یکی از رایجترین آنها محاسبه E.V یا ارزش نوری به شمار میرود.
E.V یک پارامتر لگاریتمی است که به روشنایی، کنتراست و حساسیت ایزو بستگی دارد و معمولاً بین منفی ۹ تا عددی حدود ۲۰ متغیر است. تاریکترین صحنهها مثل مرکز کهکشان راه شیری در حساسیت ایزوی ۱۰۰ ارزش نوری برابر با -۹ دارند و صحنههای روشن مثل یک منظره برفی در روز آفتابی از E.V معادل ۱۶ برخوردار هستند. به علاوه سرعت شاتر و بازشدگی دهانه دیافراگم هم در نورسنجی خودکار دوربینها بر اساس EV تعیین میشود. در واقع این مقدار ارزش نوری است که رابطه سرعت شاتر و عدد دیافراگم دوربین را مشخص میکند تا تصویر با روشنایی متعادلی به ثبت برسد. به عنوان مثال در تصویری اگر مقدار نوردهی برای رسیدن به یک تصویر با روشنایی مناسب و متعادل، برابر با E.V 7 باشد، در عدد دیافراگم ۱.۴ سرعت شاتر باید چیزی در حدود ۱/۶۰ ثانیه باشد و یا اگر دیافراگم را یک استاپ ببندیم (عدد دیافراگم برابر با F2 شود) سرعت شاتر را باید نصف کنیم (۱/۳۰) تا در طی زمانی طولانیتر کمبود نور ورودی جبران شود. امروزه اکثر نورسنجها از این متود استفاده میکنند و عدد دیافراگم و سرعت شاتر مناسب را پیشنهاد میدهند.
از دیگر کاربردهای E.V، استفاده از آن به عنوان واحد نوردهی میباشد. امروزه خیلی از فلاشهای استودیویی، قدرت خروجی فلاش را با EV مشخص میکنند. به عنوان مثال فلاشهای Broncolor بر اساس EV تنظیم میشوند و با دقت ۱/۱۰ ارزش نوری قابل تنظیم هستند. افزایش هر واحد EV به معنای افزایش دو برابری میزان نوردهی است؛ یعنی اگر قدرت فلاشی را از ۱۴ به ۱۵ تغییر دهیم، میزان نوردهی دو برابر شده و باید دریچه دیافراگم را یک استاپ ببندیم.
اگر به مشخصات فنی دوربینهای DSLR سری بزنیم معمولاً محدودهای که دوربین در آن قادر به نورسنجی است را خواهیم دید. به عنوان مثال Canon 5D Mark IV در محدودهای بین ۰ تا ۲۰ EV قادر به نورسنجی میباشد. حتی جبران نوردهی دوربینها نیز با این واحد بیان میشود. اغلب دوربینهای فولفریم DSLR قادرند تا در محدوده بین -۵ تا +۵ EV، نوردهی نامناسب را تا حدی جبران کنند.
با تمام این تفاسیر نکته مهم در مورد ارزش نوری درک درست مفهوم آن است و نه پی بردن به محاسبات و فرمولهای پیچیده مربوط به آن. با درک درست از این پارامتر، میتوان با تسلطی بیشتر به نوردهی تصاویر پرداخت و عکسهایی خارقالعاده، با کنتراست و روشنایی دقیقتر خلق نمود.
با کمک این قابلیت می توان به عکاسی بهتری پرداخت.
با تشکر از "پیکسل”
منبع:
آشنایی با برترین لنزهای عکاسی خیابانی
عکاسی مدل های مختلفی داشته که از جمله باید به عکاسی هنری، خیابانی و چندی دیگر اشاره کرد. هر یک از مدل ها روش تصویربرداری خاص خود را دارد.
در عکاسی خیابانی و اساساً هر زمینهای از عکاسی، انتخاب ابزار مناسب یکی از مهمترین فاکتورها در رسیدن به یک نتیجه مطلوب به حساب میآید. در همین رابطه قصد داریم در ادامه بهترین لنزهای عکاسی خیابانی را برشمریم. هر چند خیلی از عکاسان خیابانی موبایل یا دوربینهای کامپکت برای عکاسان خیابانی را به کار میگیرند، ولی در این مطلب دوربینهای با قابلیت تعویض لنز و لنزهای پرایم مناسب برای آنها مورد توجه قرار گرفته است. پیش از این در مورد بهترین دوربینهای کامپکت یا بدون آینه برای عکاسی بارداری در آتلیه بارداری خیابانی مطلب زیر را مطالعه کنید
چرا یک لنز پرایم یا فاصله کانونی ثابت؟
اکثر عکاسان خیابانی از لنزهای پرایم در عکاسی خیابانی استفاده میکنند. لنزهای پرایم فاصله قانونی ثابتی دارند و از قابلیت زوم برخوردار نیستند. در عوض برای ترکیببندی و انتخاب کادر باید موقعیت خود را نسبت به سوژه عقب یا جلو ببریم. هر چند این وضعیت در لنزهای پرایم محدودیتهایی را برای عکاس به همراه میآورد ولی مزایای زیادی نیز دارد.
لنزهای پرایم معمولاً از ابعاد جمعوجور و وزن کمی برخوردار هستند. سبک و کوچک بودن دوربین در عکاسی خیابانی یک ویژگی بسیار مهم به حساب میآید. به علاوه لنزهای پرایم عموماً با توجه به کار رفتن المانهای کمتر، نور بیشتری را از خود عبور داده و تصویر واضحتری را ارائه میدهند. این نوع لنزها در مقایسه با لنزهای زوم از سرعت بیشتر و حداکثر بازشدگی دهانه دیافراگم بیشتری برخوردار هستند. به لطف این ویژگی میتوان به عمق میدانهای کمتری در تصویر داست یافت که در عکاسی خیابانی امری ایدهال است و میتوان سوژه را از بکگراند شلوغ خود کاملاً جدا کرد.
در دیگر از برتریهای لنزهای پرایم، امکان عکاسی روی دست و بدون نیاز به افزایش زیاد ایزو اشاره کرد. با توجه به حداکثر بازشدگی کمتر از F2 در لنزهای پرایم، میتوان در شرایط کمنور هم عکسهایی با روشنایی و وضوح مطلوبی را به ثبت رساند.
بهترین فاصله کانونی برای عکاسی خیابانی چیست؟
در عکاسی خیابانی کدام لنز بهتر است؟ آیا باید از لنز ۵۰ میلیمتر استفاده کرد یا ۳۵ میلیمتر؟ نظرها در این رابطه متفاوت است. ولی در واقع عکاسی خیابانی به لنزهایی با این فاصله کانونی محدود نمیشود و خیلی از عکاسان خیابانی حرفهای از لنزهایی با فواصل کانونی دیگر استفاده میکنند.
لنزهای واید با فاصله کانونی کمتر از ۳۵ میلیمتر
استفاده لنزهای واید با فاصله کانونی کمتر از ۳۵ میلیمتر در عکاسی خیابانی کمی مشکل به نظر میرسد. هر چند برای گرفت پرترههای محیطی میتوان از این لنزها استفاده کرد و برای عکاسی متداول خیابانی بیش از حد باید به سوژه نزدیک شد و همین در روند کار تأثیر میگذارد. با این وجود خیلیها لنز ۲۴ میلیمتری را برای عکاسی خیابانی مناسب میدانند. ولی بهتر است که یک فاصله منطقی با سوژه حفظ شود تا هم خود عکاس و هم فردی که دارد عکاسی میشود احساس راحتتری داشته باشند.
لنزهای ۳۵ میلیمتری
لنزهایی با این فاصله کانونی بیشترین استفاده را در بین عکاسان خیابانی دارد. لنزهای ۳۵ میلیمتری زاویه دیدی مناسب را برای ثبت مناظر شهری و اماکن عمومی پوشش میدهد. این لنزها نه آنقدر واید هستند که با اعوجاج و دیستورشن پرسپکتیو فضا را به هم بریزند و نه آنقدر واید هستند که نتوان المانهای مختلف شهری را در کادر جای داد. به علاوه لنزهایی با فاصله کانونی بین ۳۵ تا ۵۰ میلیمتر نزدیکترین تصویر را به چشم انسان ارائه میدهد. هر چند اگر بخواهید با این لنزها پرترههای خیابانی بگیرید، باید کمی جسارت داشت و بیش از حد به شخص نزدیک شد. لنزهای زیر میتوانند جزو بهترین گزینهها برای عکاسی خیابانی باشند:
Zeiss Milvus 35mm f/2 ZE – Canon Mount
Sigma 35mm f/1.4 DG HSM Art – Nikon Mount
Tamron SP 35mm f/1.8 Di VC USD – Canon Mount
Nikon AF NIKKOR 35mm f2D
Nikon AF-S DX NIKKOR 35mm f/1.8G
Canon EF 35mm f/1.4L USM
همچنین لنزهای کلاسیک Voigtlander نیز از وضوح بالایی برخوردار هستند و شارپنس فوقالعاده بالایی را ارائه میدهند. این لنزها اغلب با مانت M لایکا ساخته میشوند و برای اتصال آن به دوربینهای کانن و نیکون باید از مبدل استفاده کرد. به علاوه لنزهای Voigtlander مجهز به فوکوس خودکار نیستند همین امر ممکن است از سرعت عمل عکاس بکاهد. با این وجود با توجه به رزولوشن برتری که این لنزها ارائه میدهند، میتوانیم آنها را نیز در لیست بهترین لنزهای ۳۵ میلیمتری برای عکاسی خیابانی بگنجانیم:
Voigtlander Nokton Classic 35mm f1.4 Manual Focus M Mount
Voigtlander Nokton Aspherical 35mm f1.2 Lens II M-Mount
دو عکس زیر با لنز ۳۵ میلیمتری Tamron SP 35mm f/1.8 Di VC USD – Canon Mount گرفته شدهاند.
لنزهای ۵۰ میلیمتری
اگر قصد دارید با لنزی که تهیه میکنید غیر از عکاسی خیابانی، زمینههای دیگری از عکاسی را تجربه کنید، لنزهای پرایم ۵۰ میلیمتری میتواند بهترین گزینه باشد. این لنز برای عکاسی در خیلی از ژانرهای عکاسی مناسب است و پرکاربردترین لنز پرایم بین عکاسان به حساب میآید.
از طرفی اگر در عکاسی خیابانی ثبت پرتره اشخاص از اولویت بیشتری برخوردار باشد، به کاربران لنزهای ۵۰ میلیمتری میتواند کار عکاس را راحتتر کند، چرا که نیازی نیست بیش از حد به سوژه نزدیک شد.
لنزهای ۵۰ میلیمتری زیر به ترتیب بهترین گزینهها برای عکاسی خیابانی به حساب میآیند:
Sigma 50mm f/1.4 DG HSM Art Canon Mount
Sigma 50mm f/1.4 DG HSM Art Nikon Mount
Zeiss Milvus 50mm f/1.4 ZE – Canon Mount
Zeiss Milvus 50mm f/1.4 ZF.2 – Nikon Mount
Canon EF 50mm f/1.2L USM
Nikon AF NIKKOR 50mm f/1.4D
Canon EF 50mm f/1.4 USM
Canon EF 50mm f/1.8 STM
Nikon AF NIKKOR 50mm f/1.8D
سه عکس زیر با لنزهای ۵۰ میلیمتری گرفته شدهاند:
نتیجهگیری:
با توجه به مواردی که در بالا به آن اشاره شد، لنزهای پرایم ۳۵ و ۵۰ میلیمتری بهترین گزینه برای عکاسی خیابانی هستند و اگر میخواهید به صورت حرفهای عکاسی خیابانی را دنبال کنید، بهتر است که دو لنز با این فواصل کانونی را با خود به همراه داشته باشد. همچنین در انتخاب و خرید لنز باید دقت زیادی کرد و بهترین انتخاب را داشت چرا که یک لنز با کیفیت و خوب همیشه یک لنز خوب باقی میماند ولی یک دوربین خوب بعد از چند سال توان رقابت با دوربینهای جدیدتر را نخواهد داشت.
با لنزهای فوق می توانید عکاسی خیابانی خوبی داشته باشید.
با تشکر از "پیکسل”
منبع:
آشنایی با بهترین دوربین ها برای عکاسی در نور کم
دوربین های مختلفی ار می توان در بازار یافت که هر یک با ویژگی ها و طراحی خاص خود همراه هستند. اما کمتر پیش می آید تا افرادی شما را برای دوربین مناسب در شرایط نوری کم کمک کند.
در حالی که اکثر دوربینهای مدرن عکسهای با کیفیت بالایی را میتوانند بگیرند، ولی همه آنها در شرایط سخت از عملکرد بالایی برخوردار نیستند. هر چه شرایط محیط برای عکاسی در نور کم چالشبرانگیزتر شود به دوربین بهتری برای عکاسی نیاز خواهید داشت. عکاسی نوزاد در آتلیه نوزاد تماماً در رابطه با ثبت نور است و هر چه شرایط نوری ضعیفتر شود عملکرد و قابلیت دوربین بیشتر محک میخورد. در ادامه سعی شده تا دوربینهای عکاسیای که بهترین عملکرد و کمترین نویز را دارند معرفی شوند و مشخصات آنها موردبررسی قرار گیرد.
<>
عملکرد خوب دوربین در شرایط نوری تاریک برای آن دسته از عکاسانی مهم است که عکاسی نجومی میکنند، از کنسرتها و تئاترها عکس میگیرند یا مناظر طبیعی و شهری را در شب عکاسی میکنند. البته برای هرکدام از این زمینههای عکاسی ابزارها و راهحلهایی وجود دارد. عکاسان ورزشی معمولاً حساسیت ایزوی دوربین را افزایش میدهند، عکاسان عروسی از نورهای پیوسته و رو دوربینی استفاده میکنند و یا مثلاً عکاسان خیابانی از لنزهای سریع و نورهای مصنوعی خود شهر بهره میگیرند و در همه این موارد برای رسیدن به بهترین نتیجه باید از یک دوربین مناسب نیز برخوردار بود و با بالا رفتن ایزو یا کم شدن نور محیط نویز بالایی نداشته باشد و دقت رنگی مطلوبی داشته باشد. به علاوه بر خلاف تصور بالا رفتن رزولوشن سنسور نه تنها رابطهای با عملکرد بهتر دوربین در شرایط کمنور ندارد بلکه ممکن است نویز بیشتری را در تصویر ایجاد کند.
دوربینهایی که بهترین عملکرد را در شرایط نوری ضعیف دارند، طبق بررسیهای انجام شده و بر اساس تستهای سایت DxOmark بر اساس زیر میباشند.
دوربینهای فولفریم:
Nikon D5
Sony a7S II
Canon 5D Mark IV
دوربینهای APS-C
Nikon D7500
Sony a6300
Canon 7D Mark II
مواردی که باید در مورد عکاسی در نور کم در نظر بگیریم:
سایز سنسور: سایز حسگر دوربین تقریباً در همه زمینههای عکاسی مورد بحث قرار میگیرد ولی زمانی که از ثبت عکس در شرایط کمنور صحبت میشود از اهمیت بیشتر برخوردار میشود. هر چه ابعاد سنسور بزرگتر باشد طبیعتاً سطح بیشتری برای جذب نور خواهد داشت عکس با روشنایی مطلوبتری ثبت میشود؛ بنابراین دوربینهای مدیومفرمت از این نظر بهترین عملکرد را دارند و بعد از آن دوربینهای فولفریم قرار دارند. دوربینهایی یا سنسور APS-C و MFT را نیز میتوان در رتبههای بعدی قرار داد.
البته دوربینهای فولفریم نسبت معایبی نیز دارند. آنها معمولاً قیمت بالایی دارند، وزن آنها بالاست و از ابعاد کامپکتی نیز برخوردار نیستند؛ بنابراین برای عکاسانی که از نمیخواهند هزینه زیادی را برای دوربین صرف کنند یا به یک دوربین سبک و خوشدست برای عکاسی نیاز دارند، دوربینهای APS-C گزینههای بهتری هستند.
ایزو: میزان حساسیت ایزو حساسیت سنسور را نسبت به نور را مشخص میکند. سنسور هر دوربینی یک ایزوی مشخص و طبیعی دارد که با تقویت یا تضعیف ولتاژ خروجی میتوان میزان آن را تغییر داد. هر چه ایزو بالاتر رود تقویت الکترونیکی سیگنالها بیشتر میشود و به طبع آن نویزها نیز تقویت شده و نمود بیشتر در تصویر خواهند داشت. ولی دوربینهایی هستند که در ایزوهای بالا عملکرد بهتری نسبت به دیگر دوربینها دارند و نویز را بهتر کنترل میکنند؛ به عبارت دیگر این که دوربینها قادرند تا چه قدر افزایش ایزو داشته باشند مهم نیست. مهم اینجاست که عملکرد دوربین و نویز تصویر در ایزوهای بالا به چه صورت است.
بهترین دوربینهای فولفریم برای عکاسی در نور کم :
دوربینهای فولفریم بهترین گزینه در بین دوربینهای متداول برای عکاسی در نور کم هستند. هر چند سه دوربین که به آنها اشاره میشود، قیمت بالایی دارند ولی تصویری که در محیطهای تاریک ارائه میدهند نسبت به دوربینهایی که سنسور کوچکتری دارند، جزئیات و کیفیت بسیار بالاتری دارد.
Nikon D5:
<imgalignright” src=”https://akasee.ir/wp-content/uploads/2018/03/nikon-d5.jpg” >
هر چند که این دوربین قیمت بسیار بالایی دارد ولی در کنار Nikon D850 بهترین عملکرد را در شرایط نوری ضعیف دارد. این دوربین قادر است تصویری با نویز پایین و وضوحی بالا را در محیطهای کمنور ثبت کند. البته لنزی که با آن عکاسی میشود نیز باید مینیمم دیافراگم مناسبی مثل F1.4 یا F1.2 داشته باشد تا بتوان نتیجه بهتری گرفت. D5 سنسوری ۲۰ مگاپیکسلی دارد و میتوان حساسیت ایزوی آن را تا ۳،۲۸۰،۰۰۰ افزایش داد و با سرعت ۱۴ فریم بر ثانیه عکاسی کرد.
Sony a7S II:
سونی این دوربین را بر اساس عملکرد بالا در محیطهای کمنور طراحی کرده است. این دوربین در بین دوربینهای فولفریم از بزرگترین اندازه پیکسل برخوردار است و به لطف همین ویژگی در شرایط نوری ضعیف نویز تصویر بسیار پایین خواهد بود و عکس با وضوحی بالا به ثبت میرسد. A7S II همچنان از یک سنسور ۱۲ مگاپیکسل فولفریم Exmor CMOS در کنار پردازشگر تصویر BIONZ X جهت ارائهی محدودهی ایزوی استاندارد ۱۰۰ تا ۱۰۲۴۰۰، بهره میبرد. این حساسیت قابلگسترش به ISO 50-409600 است. از دیگر ویژگیهای که این دوربین را نسب به رقبای خود متمایز میکند سرعت و عملکرد بسیار بالای فوکوس خودکار حتی در محیطهای نزدیک به تاریکی است.
Canon 5D Mark IV
این دوربین در حال حاضر پرچمدار محصولات کانن به حساب میآید. هر چند که این دوربین در مقایسه با بعضی دوربینهای همرده از حساسیت ایزوهای بالاتری برخوردار نیست ولی در این است ما قرار گرفته چون تقریباً در هر شرایطی از عملکرد فوقالعادهای برخوردار است حتی دز شرایطی که نور محیط بسیار کم باشد. ۵D Mark IV به یک حسگر فولفریم از نوع CMOS مجهز شده است که تفکیکپذیری ۳۰.۴ مگاپیکسل را ارائه میدهد. علاوه بر این٬ پردازشگر تصویری DIGIC 6+ در قلب این دوربین جای گرفته تا تمام پردازشهای مورد نیاز در دوربین با سرعت و دقت بالایی صورت پذیرد. Canon 5D Mark IV از دامنه حساسیت ایزوی ۱۰۰-۳۲۰۰۰ بهره میبرد که البته امکان افزایش آن تا ۵۰-۱۰۲۴۰۰ نیز فراهم است. به این ترتیب توسط این دوربین میتوان در محیطهای کمنور٬ عکسهایی با روشنایی و شارپنس بالا و حداقل نویز را به ثبت رساند.
بهترین دوربینهای با سنسور APS-C برای عکاسی در نور کم :
Nikon D7500:
این دوربین با سنسور ۲۰.۹ مگاپیکسلی و قابلیت افزایش ایزو تا ۱۶۴۰۰۰۰ یکی از بهترین دوربینها برای عکاسی در نور کم به حساب میآید. D7500 از ۵۱ نقطه فوکوس برخوردار است و در دقت بالایی در فوکوس خودکار حتی در شرایط کمنور دارد. این دوربین نسبت به دوربینهای فولفریم از ابعاد و وزن کمتری برخوردار است.
Sony a6300
این دوربین کراپ سنسور بدونآینه مقایسه دوربینهایی در بازه قسمتی یکسان، کیفیت بالایی را در محیطهای کمنور ارائه میدهد. Sony a6300 از سنسوری با رزولوشن ۲۴.۳ مگاپیکسل برخوردار است و ایزوی آن را میتوان تا ۵۱،۲۰۰ افزایش داد. تا ایزو ۲۵،۶۰۰ این دوربین نسبت سیگنال به نویز بسیار بالایی دارد و تصاویر با وضوح و جزئیات بالای ثبت میشوند. به علاوه که این دوربین به ۴۲۵ نقطه فوکوس مجهز است و حتی در محیطهای نسبتاً تاریک نیز با سرعت بالایی بر روی سوژه فوکوس میکند.
Canon 7D Mark II
۷D Mark II یکی از بهترین دوربینهای کراپسنسور برای عکاسی در نور کم به حساب میآید. این دوربین برای عکاسی ورزشی و عکاسی طبیعت به انتخاب عالی به حساب میآید و یکی از قویترین دوربینها در فوکوس خودکار به حساب میآید. سنسور این دوربین رزولوشنی معادل ۲۰.۹ مگاپیکسل دارد و حساسیت ایزوی آن را میتوان تا ۱۶۰۰۰ افزایش داد.
متغیرهای زیادی هستند که رسیدن به یک نتیجه خوب در عکاسی از محیطها و صحنههای کمنور ممکن میکنند. علاوه بر داشتن یک دوربین مناسب باید از لنزهای سریع، سهپایه و شاید فلاش نیز استفاده کرد تا بتوان عکسی واضح و شارپ خلق کرد.
اگر به لیست فوق توجه کنید گزینه مناسب را پیدا خواهید کرد.
با تشکر از "پیکسل”
منبع:
نحوه عکسبرداری کلاسیک با نورپردازی در استودیوها
عکسبرداری بدون انجام قواعد و آموزش نمی تواند ثمره قابل توجهی داشته باشد و به نوعی افراد نیاز دارند تا از این قواعد و آموزش ها بهره گیرند و آن به کار گیرند.
تمام هنر یک عکاس چهره حرفهای، مهارت در بازی با نور است. با تجربه و دانش کافی از آناتومی صورت و شناخت نور، هر کسی میتواند بهترین پرترهها را خلق کند. در عکاسی پرتره کلاسیک معمولاً چند روش مختلف مطرح میشود که با رعایت این قواعد میتوان پرترههای استودیویی جذاب و خیرهکنندهای را خلق کرد. در این تکنیکهای کلاسیک معمولاً نسبتهای نورهای مختلف، محل قرارگیری نورها یا همان دیاگرام نوری، زاویه قرارگیری صورت در برابر دوربین و زاویه دید، طبق اصولی ثابت و قراردادی تعریف میشود. قبل از این در پیکسل در مورد نورپردازی پرتره به طور کلی صحبت به میان آمده بود. در ادامه سعی شده است تا بررسی برخی از تکنیکهای نورپردازی پرتره با نورهای استودیویی و بررسی تفاوت آنها، بتوان تا حدودی بر عکاسی کودک در آتلیه کودک استودیویی چهره مسلط شد. <>
از زمان اختراع دوربین عکاسی تا به امروز، ثبت چهره انسان یکی از مهمترین وظایف رسانه عکاسی است. انسان همیشه دوست دارد تا به نوعی خود را جاودانه کند و عکس هرچند به صورت مجازی ولی وسیلهای کاملاً مناسب برای رسیدن به این نیاز بود؛ بنابراین انسانها همیشه سعی دارند تا در زیباترین فرم ممکن چهره خود را در تصویر جاودانه کنند. قواعد و روشهای بسیاری در عکاسی چهره تاکنون مطرح شده ولی هیچکدام قانونهای ثابتی نیستند و باید با کسب تجربه و مهارت به سبک شخصی خود در نورپردازی پرتره رسید. با این حال تکنینکهای مرسوم و متداولی در نورپردازی این ژانر عکاسی وجود دارد که جواب خود را پس دادهاند و با رعایت آنها میتوان پرترههای اصولی و خارقالعادهای را خلق کرد.
نورپردازی Split:
در این روش همانگونه که از نامش پیداست، صورت به دو قسمت مساوی سایه و روشن تقسیم میشود. در پرکنتراست ترین حالت یک سمت چهره کاملاً تاریک و نیمه دیگر روشن است. این نورپردازی معمولاً برای ثبت پرترههای دراماتیک به کار میرود و بر روی صورت آقایان نتیجه بهتری میدهد. منبع نور یا فلاش در نورپردازی Split همسطح صورت و در زاویه ۹۰ درجه در کنار او قرار میگیرد. برای روشنتر کردن قسمت سایه صورت میتوان در طرف دیگر سوژه یک رفلکتور قرار داد. به این دلیل که تنها از یک منبع نور در این تکنیک استفاده میشود، نورسنجی بسیار ساده است و برای این کار تنها کافیست نورسنج را از صورت سوژه، به سمت فلاش گرفته و فلاش را تخلیه میکنیم تا نور فلاش خوانده شود. بهترین عدد دیافراگم در عکاسی کلاسیک پرتره بین ۵.۶ تا ۸ است، بنابراین قدرت فلاش بهتر است که بر روی این اعداد تنظیم شود. برای رسیدن به نتیجه بهتر، نورپردازی پرتره به گونهای باید انجام شود تا چشمی که در سایه قرار گرفته است، کمی روشن شود و بازتاب فلاش، یا همان کچلایت در آن دیده شود. برای رسیدن به این وضعیت باید کمی صورت را به سمت نور چرخاند.
نورپردازی Loop
در این روش از نورپردازی، سایه بینی، بر روی گونه میافتد. برای رسیدن به چنین تصویری، منبع نور کمی بالاتر از سطح سر مدل و بسته به چهره فرد، در زاویه بین ۳۰ تا ۴۵ درجه قرار میگیرد. اگر به عکسهایی که با این روش نورپردازی شدهاند نگاه کنید، سایهای کوچک از بینی که در سمت مخالف نور قرار گرفته، کاملاً مشهود است. ولی باید توجه داشت که سایه بینی با سایه گونه، تداخل نداشته باشد. در ضمن ارتفاع نور را نباید خیلی بالا برد، چرا که کچلایت چشمها از دست میرود و سایه بینی ممکن است عجیب به نظر برسد. برای پر کردن سایهها نیز میتوان یک فلاش دیگر به همراه سافت باکس را با یک استاپ روشنایی کمتر دقیقاً در مقابل صورت مدل قرار داد یا در طرف مقابل فلاش از یک رفلکتور استفاده کرد.
<imgsrc=”https://akasee.ir/wp-content/uploads/2018/03/stock-photo-91292535-1-1024×683.jpg”>
نورپردازی رامبرانتی:
این شیوه نورپردازی، برگرفته از روشی بود که رامبرانت، نقاش هلندی قرن شانزدهم در نقاشیهایش به کار میگرفت. نورپردازی رامبرنتی با مثلثی که بر روی گونه مدل شکل میگیرد، شناخته میشود. برخلاف نورپردازی در روش loop سایه بینی و گونه با یک دیگر تداخل دارند و در زیر چشم یک مثلث روشن شکل میگیرد. در نورپردازی رامبرانتی باید توجه داشت که نور به چشمی که در سایه قرار گرفته است نیز بتابد. جهت رسیدن به نور رامبرانتی، سوژه نسبت به منبع نور باید در جهت مخالف کمی بچرخد و نور در سطح بالاتری نسبت به سر مدل قرار گیرد تا سایه بینی بزرگتر شده و در سایه گونه محو شود. صورت هر فردی مناسب برای نورپردازی رمبرانتی مناسب نیست. برای چهره کسانی که گونههای برجستهای دارند، راحتتر میتوان به این نورپردازی رسید. حالت چهره و تناسب اعضای صورت نقش بسیار مهمی در انتخاب شیوه نورپردازی ایفا میکند. اگر فردی پیشانی بلندی دارد، توصیه نمیشود که نور در ارتفاع بالایی نسبت به سر قرار گیرد و یا اگر بینی مدلی بزرگ است خیلی نباید نور را به کنارهها برد تا سایه بینی بزرگ نشود و یک نور نرم و بخش بر روی صورت تاباند.
نورپردازی پروانهای:
نورپردازی پروانهای، به علت اینکه یک سایه کوچک و پروانههای شکل، در زیر بینی شکل میگیرد به این اسم نامگذاری شده است. در این شیوه نور روبهروی چهره و در ارتفاعی نسبتاً بالا نسبت به سوژه قرار میگیرد. باید توجه داست که فلاش یا منبع نور خیلی نباید بالا باشد چرا که سایه بینی، لب را قطع میکند و تصویر جذابی از مدل به ثبت نمیرسد. دوربین در این روش روبهروی چهره و زیر منبع نور قرار میگیرد و برای پر کردن سایهها میتوان یک رفلکتور را به دست مدل داد و از او خواست که آن را به گونهای که در کادر قرار نگیرد و در زاویه مناسب ثابت نگاه دارد. در صورتهای استخوانی و کشیده نورپردازی پروانه میتواند فوقالعاده باشد ولی صورتهای گرد در نورپردازی loop بسیار جذابتر به نظر میرسند. به علاوه از این شیوه نورپردازی معمولاً در عکاسی مد و فشن نیز استفاده میشود.
<imgsrc=”https://akasee.ir/wp-content/uploads/2018/03/stock-photo-165563473-1024×707.jpg”>
نورپردازی متقارن:
در نورپردازی پرتره متقارن با Clamshell معمولاً دو منبع نور به کار گرفته میشود. نورها با زاویه مساوی و فاصله یکسان در دو طرف سوژه قرار میگیرند تا دو طرف چهره به گونهای یکنواخت روشن شود. باید توجه داشت که نور تابیده شده بر روی صورت باید خیلی نرم و پخش باشد تا سایهها بسیار محو باشند. چرا که در این روش دو منبع نور مورد استفاده قرار گرفتهاند، دو سایه تشکیل خواهد شد و نورپردازی پرتره را بسیار مشکل میکند، بنابراین بهتر است تا در حد امکان نور را پخش و یکنواخت بر روی چهره تاباند تا سایهای بر روی گونهها تشکیل نشود.
<imgsrc=”https://akasee.ir/wp-content/uploads/2018/03/stock-photo-92905937-1-1024×768.jpg”>
بکلایت و هدلایت:
در تمامی روشهای فوق میتوان بک لایت و هد لایت را نیز در نورپردازی پرتره به کار برد. نور هدلایت توسط یک شاخه نور که بالا سر سوژه و کمی پشت سر آن قرار میگیرد، تشکیل میشود تا موها و شانههای مدل روشن شود. شدت نور هدلایت با توجه به اینکه رنگ موی مدل چیست، بهتر است بین ۱.۵ تا ۲ برابر نور اصلی باشد. بک لایت نیز باید همین شدت نور را داشته باشد با این تفاوت که در پشت سوژه قرار میگیرد و لبههای صورت و بدن مدل درخشانتر به نظر میرسد و از پس زمینه جدا میشود.
Broad light و Short light
در نورپردازی پرتره، موقعیت و زاویه قرارگیری سر نسبت به دوربین و منبع نور بسیار مهم است. برای گرفتن پرترههای هایکی که نواحی روشن بسیار بیشتر از سایهها است میتوان نیمهای از صورت را که نور اصلی به آن تابیده را کمی به سمت دوربین چرخاند. این وضعیت را Broad light یا نورِ پهن نامگذاری کردهاند. نورپردازی Broad باعث میشود که صورت پهنتر از آنچه که هست به نظر برسد، بنابراین برای صورتهای لاغر و کشیده میتواند بسیار مؤثر و کار آمد باشد.
در مقابل Broad light، نورپردازی Short light قرار دارد که نیمه تاریکتر صورت به سمت کمی دوربین میچرخد تا صورت کمی باریکتر از به نظر برسد. برای نورپردازی صورتهای گرد میتوان از این روش استفاده کرد. لازم به ذکر است که این دو تکنیک را میتوان در تمام شیوههای نورپردازی به کار برد به شرطی که منبع نور از اصلی از کنارهها به مدل تابیده شود.
برای مسلط شدن به نورپردازی پرتره مهمترین فاکتور تمرین هرچه بیشتر و کسب تجربه است. هر کسی میتواند با ترکیب تکنیکهای فوق و کمی خلاقیت و تمرین به یک استاد نورپردازی پرتره تبدیل شود. اگر فلاشهای استودیویی در اختیار ندارید، میتوانید با یک یا دو فلاش رو دوربینی و رفلکتور شروع کنید یا حتی اگر قصد ندارید با اسپیتلایت نورپردازی کنید، میتوانید از نور روز که بهترین کیفیت را دارد شروع کنید.
اگر از روش های فوق بهره گیرید بسیار کارساز است.
با تشکر از "پیکسل”
منبع:
نحوه عکسبرداری از آسمان شب
آسمان شب سوژه جذابی برای عکسبرداری بوده و می توان آن را گزینه مناسبی دانست که بسیاری سعی می کنند به بهره گیری این آسمان زیبا تاریک و پر ستاره بپردازند و آن را ثبت کنند.
در طول سال گذشته، من طرفدار پر و پا قرص عکاسی شبانه و آسمان شب شده ام. من همیشه از آن لذت می بردم، اما زادگاه من در نروژ مناظر چندان جالبی ندارد. بنابراین من به ندرت برای بیرون رفتن در طول شب به خودم زحمت می دادم – مگر این که نمایش نادری از نورهای شمالی (شفق قطبی) یا بارش شهابی اتفاق می افتاد. با این حال، بعد از نقل مکان به شمال اسپانیا، بیشتر و بیشتر وقتم را صرف عکاسی از ستارگان کردم. چیزی که برای چشم غیر مسلح کاملا سیاه و تاریک به نظر می رسد، می تواند در پشت دوربین یک منظره زیبا باشد. در این مقاله، من نکات و ترفندهایی در مورد نحوه عکاسی بارداری در آتلیه بارداری از حالت های مختلف آسمان شب، از جمله کهکشان راه شیری، ماه نو، یا بارش شهابی به اشتراک خواهم گذاشت.
تنظیمات دوربین برای عکاسی در شب
نور مهم ترین بخش عکاسی است؛ بدون نور، هیچ عکسی نمی توان گرفت. در طول شب هوا تاریک و نور کم است، که عکاسی را چالش برانگیز می کند. در حقیقت، برای ثبت یک تصویر در طول شب، شما به احتمال زیاد مجبورید کمی از کیفیت تصویر را فدا کنید – استفاده از یک دیافراگم باریک و ایزوی کم را فراموش کنید.
برخلاف عکاسی منظره معمولی، عکاسی در شب برای ثبت نور کافی جهت نوردهی درست صحنه، به تنظیمات کمتری نسبت به حالت ایده آل نیاز دارد. از آنجا که نور زیادی وجود ندارد، این به معنی باز کردن دیافراگم، افزایش ایزو و طولانی کردن زمان نوردهی (سرعت شاتر) است.
برای هر سناریو یک تنظیمات درست منحصر به فرد وجود ندارد، زیرا این امر به عوامل بسیاری (مانند روشنایی ماه) بستگی دارد. اما به عنوان یک قاعده کلی، شما باید از بازترین دیافراگمی که لنزتان اجازه می دهد برای ثبت جزئیات آسمان به دقیق ترین شکل ممکن استفاده کنید. لنزهایی که دیافراگم f/2.8 دارند، در میان عکاسان شب و ستارگان بسیار محبوب هستند و اگر لنز شما اجازه چنین دیافراگم بازی را می دهد، این جایی است که باید از آن شروع کنید.
ایزو و سرعت شاتر
ایزو نیز باید برای عکاسی در شب مقدار زیادی افزایش داده شود. برای عکاسی منظره معمولی، من همیشه بر اهمیت عکاسی با کمترین ایزوی ممکن تاکید می کنم. با وجود این که ما هنوز هم می خواهیم با کمترین تنظیمات ممکن عکس بگیریم، اما اکنون باید حداقل ایزوی ۱۶۰۰ را در شب در نظر بگیریم. استفاده از ایزوی ۳۲۰۰ یا ۶۴۰۰ در طول شب غیر معمول نیست. با این حال، برای حفظ بیشترین کیفیت ممکن، سعی کنید از پایین ترین گزینه ممکن استفاده کنید.
انتخاب سرعت شاتر کمی مشکل تر است، زیرا به فاصله کانونی لنز شما بستگی دارد، اما من توصیه می کنم که طولانی تر از ۳۰ ثانیه نباشد، مگر این که بخواهید از رد ستارگان عکس بگیرید (بعدا در همین مقاله دوباره به این موضوع خواهم پرداخت). هنگام انتخاب سرعت شاتر، قانون ۵۰۰ دستورالعمل خوبی است. در واقع، ۵۰۰ را تقسیم بر فاصله کانونی لنزی که در حال استفاده از آن هستید بکنید، تا حداکثر سرعت شاتری که می توانید استفاده کنید (برای اجتناب از ایجاد رد ستارگان)، به دست آورید. اگر از یک دوربین کراپ سنسور استفاده می کنید، باید فاصله کانونی معادل یک لنز فول فریم را محاسبه کنید (به عنوان مثال، ۲۰mm در کراپ سنسور = ۳۰mm. ثانیه ۵۰۰/۳۰ = ۱۶٫۶).
به خاطر داشته باشید که سه پایه برای عکاسی در شب برای به دست آوردن یک تصویر واضح و شارپ ضروری است. ثابت نگه داشتن دوربینتان در دست برای چند ثانیه امکان پذیر نیست!
برنامه ریزی برای عکاسی از آسمان شب
جستجو در طول شب می تواند دشوار باشد، بنابراین اغلب خوب است که قبل از رفتن به محل عکاسی در تاریکی، خودتان را با آن منطقه آشنا کنید. می دانم که این کار همیشه امکان پذیر نیست، اما حداقل از یک اپلیکیشن مانند PhotoPills برای یادگیری فاز (وضعیت) ماه، موقعیت آن، و همچنین زمان طلوع و غروب خورشید و ماه و هر چیزی دیگری که مربوط به عکاسی شما باشد، استفاده کنید. هرچه بیشتر آماده باشید، شانس بیشتری برای گرفتن یک عکس عالی خواهید داشت.
عکاسی: برای محاسبه طلوع و غروب خورشید (اینجا کلیک نمایید) و برای فاز و زمان طلوع و غروب ماه از این ابزار استفاده نمایید. کافیست شهر خود را در کادر مربوطه وارد نمایید.
بیایید آنچه را که باید قبل از بیرون رفتن برای عکاسی بدانید، خلاصه کنیم:
زمان گرگ و میش
زمان تاریکی دریایی و نجومی
فاز ماه
موقعیت ماه در آسمان
زمان طلوع و غروب ماه
زمانی که کهکشان راه شیری قابل مشاهده است (در صورت امکان)
موقعیت کهکشان راه شیری (در صورت امکان)
تمام این اطلاعات را می توانید به سادگی در اپلیکیشنی مانند PhotoPills یا با یک جستجوی آنلاین سریع پیدا کنید.
ایده های کلی برای عکاسی در شب
اگر هدف شما عکاسی از ستاره ها و آسمان طبیعی شب باشد، گمان می کنم که می خواهید بیشترین تعداد ستاره ممکن را ببینید. برای به دست آوردن بهترین نمای ممکن از ستاره ها، شما باید خودتان را در مکانی قرار دهید که از شهرهای بزرگ و آلودگی نوری دور باشد.
نمایش ظریف نورهای شمالی در لوفوتن
وب سایت ها و نقشه هایی مانند DarkSiteFinder برای جستجوی مناطق دارای آلودگی نوری کمتر منابعی عالی هستند. اگر شما نزدیک یک شهر بزرگ زندگی می کنید، احتمالا باید کمی بیشتر از کسی که نزدیک یک شهر کوچک زندگی می کند، سفر کنید (از شهر دور شوید). فیلترهایی مانند NiSi’s Natural Night Filter وجود دارند که به کاهش آلودگی نوری کمک می کنند، اما به طرز جادویی همه آنها را از بین نخواهند برد و یک آسمان پر ستاره به شما نخواهند داد – تنها رنگ آلودگی نوری را خنثی می کنند.
برای به دست آوردن بیشترین جزئیات در آسمان شب، اجتناب از هفته هایی که به ماه کامل نزدیک تر هستند نیز ایده آل است. در طول این دوره، آسمان روشن تر است و ستاره های کمتری هم برای دوربین و هم چشم غیر مسلح قابل مشاهده هستند. با این حال، این بدان معنی نیست که شما باید در خانه بمانید؛ در طول ماه کامل نیز سوژه های بسیار جالبی وجود دارند.
کهکشان راه شیری
نروژ برای نورهای شمالی، شب های تاریک و پر ستاره، و در کل مناظر زیبا شناخته شده است، اما چیزی که ما نداریم، کهکشان راه شیری است. اجازه دهید کمی دقیق تر بگویم؛ مرکز کهکشانی (روشن ترین قسمت قابل مشاهده کهکشان راه شیری که در اکثر تصاویر می بینید) هیچ وقت در نروژ قابل مشاهده نیست – ما تنها لبه های آن را می بینیم. بنابراین، شما می توانید هیجان مرا هر بار که شانس عکاسی از مرکز کهکشانی و کهکشان راه شیری به زیباترین شکل پیدا می کنم، تصور کنید.
تکنیک های عکاسی برای عکاسی از کهکشان راه شیری بیشتر شبیه به انواع دیگر عکاسی در شب می باشند. شما باید از یک دیافراگم باز، ایزوی بالا و یک سرعت شاتر حداکثر ۳۰ ثانیه استفاده کنید. من متوجه شده ام که یک ایزوی کمی بالاتر و یک سرعت شاتر حدود ۲۵ ثانیه (در هنگام عکاسی در ۱۴mm @f/2.8) بیشترین میزان جزئیات را در هنگام عکاسی از کهکشان راه شیری به شما می دهد. با استفاده از یک سرعت شاتر کُندتر، دوربین شروع به ثبت حرکت های جزئی در ستارگان (به دلیل چرخش زمین) کرده و کم کم تار می شود.
همچنین بهتر است که از کهکشان راه شیری در طول ماه نو یا قبل از این که ماه بالا بیاید، عکس بگیرید. هرچه آسمان تاریک تر باشد، شما ستاره های بیشتری را می بینید و کهکشان راه شیری جزئیات بیشتری خواهد داشت.
عکاسی از بارش شهابی
هر بار که یک بارش شهابی اتفاق می افتد، مانند بارش شهابی برساوشی (پرسیدز) اخیر، من آرزو می کنم که آسمان صاف باشد. هیچ چیزی جادویی تر از بیرون بودن در تاریکی، و نگاه کردن به ده ها یا حتی صدها ستاره دنباله دار در عرض چند ساعت نیست.
از آنجا که اکثر ستاره های دنباله دار تنها یک یا دو ثانیه دوام دارند، ثبت آنها در یک تصویر می تواند سخت باشد. به منظور ثبت بیشترین تعداد ممکن از آنها، من دوربینم را بر روی عکاسی با وقفه زمانی (interval shooting) تنظیم کرده و اجازه می دهم به طور پیوسته عکس بگیرد. برای ثبت ستاره های دنباله دار حتی کوچکتر، من سرعت شاتر را تا حدود ۱۵ ثانیه افزایش می دهم (بسته به روشنایی شب).
عکاسی از رد ستارگان
با توجه به چرخش زمین، زمانی که سرعت شاتر خیلی طولانی می شود، دوربین شما حرکت را در ستاره ها ثبت می کند. این یک آسمان تار و نرم ایجاد می کند و دیدن آن می تواند کاملا ناخوشایند باشد.
با این حال، این چیزی است که شما باید به عنوان یک مزیت از آن استفاده کنید، به جای این که آن را به عنوان یک مشکل ببینید. با طولانی کردن سرعت شاتر به چند دقیقه یا حتی یک ساعت (این به شما اجازه می دهد تا از یک ایزوی پایین و دیافراگم کوچک استفاده کنید اما ممکن است به پیکسل های سوخته منجر شود) قادر به ثبت آنچه که تحت عنوان رد ستارگان شناخته شده است، می باشید. این افکت می تواند واقعا جالب باشد اما مطمئن شوید که سرعت شاتر به اندازه کافی طولانی باشد تا ستاره ها تار به نظر نرسند.
ستارگان بر فراز صحرای بزرگ آفریقا – عکس از ویراستار dPS، دارلین هیلدبرنت (Darlene Hildebrandt). مجموعه نوردهی های ۳۰ ثانیه ای در ۴۵ دقیقه، انباشته شده با استفاده از StarStax، ترکیب شده با چند تصویر نقاشی شده با نور از چادر.
همچنین می توانید یک مجموعه تصویر را با استفاده از یک سرعت شاتر کوتاه تر ثبت کرده و آنها را در فتوشاپ یا نرم افزاری مانند StarStax با هم ترکیب کنید.
فاز ماه کامل و ماه روشن
همانطور که قبلا اشاره کردم، شب هایی که ماه کوچک است، بهترین زمان برای عکاسی در شب می باشد، چون در این زمان شما بیشترین تعداد ستاره را خواهید دید. با این حال، وقتی ماه بالاست، هنوز هم تصاویر جالب زیادی برای گرفتن وجود دارد.
اول از همه، از آنجا که ماه یک منبع روشن نور است، می توانید با استفاده از یک ایزوی کمی پایین تر یا دیافراگم بسته تر کار را انجام دهید. همچنین پیدا کردن یک ترکیب بندی مناسب می تواند آسان تر باشد، چون منظره روشن تر است. از این نور به نفع خود استفاده کرده و به سایه ها در منظره توجه کنید. شاید ماه یک کوه را روشن می کند؟ شاید یک بازتاب خوب در یک دریاچه ایجاد می کند؟ در طول این مدت، ترکیب بندی تصویرتان به گونه ای که منظره بیشتری نسبت به آسمان در آن گنجانده شده باشد می تواند عاقلانه باشد، چون اینجاست که جالب ترین چیزها اتفاق می افتند.
من شخصا ترجیح می دهم زمانی از ماه عکس بگیرم که موقعیت پایینی در آسمان دارد، چون به نظر من سایه ها در آن زمان جالب تر هستند. نکته: به همین دلیل است که طلوع و غروب خورشید برای عکاسی منظره در روز بهترین گزینه هستند.
نتیجه گیری
آیا قبلا عکاسی در شب را امتحان کرده بودید؟ اگر نه، دوربین و سه پایه خود (و شاید یک دوست برای همراهی) را برداشته و بیرون بروید و آن را امتحان کنید. هر نکته دیگری که در مورد عکاسی در شب مد نظر دارید را در قسمت نظرات به اشتراک بگذارید. ما دوست داریم از شما بشنویم.
قطعا تماشا تصاویر می تواند جالب توجه باشد و لذت آفرین.
نویسنده: کریستین هویبرگ (Christian Hoiberg)
منبع:
چگونه پرتره ترکیبی ایجاد کرد
پرتره یکی از نحوه های عکاسی نوزاد در آتلیه نوزاد بوده که در آن افراد با رخی جالب توجه به ثبت تصویری از خود می پردازند و عکس هایی را به جای می گذارند تا همگان با مشاهده آن لذت کافی کسب کنند.
آیا می خواهید از یک زوج پرتره ای زیبا در فضای داخلی بگیرید؟ این آموزش عکاسی به شما کمک خواهد کرد. کافیست صحنه را تجسم کنید، دوربین را روی سه پایه قرار دهد و عکس بگیرید و در نهایت عکس ها را در فتوشاپ ترکیب نمایید. در ادامه نگاهی کلی بر مراحل کار خواهیم داشت.
چه کسی ایده کشف گنج پنهان را دوست ندارد؟ هنگام عکاسی در محل مورد نظر، ما به دنبال صحنه هایی می گردیم که به ما این امکان را می دهند تا تصاویر منحصر به فرد و تاثیرگذار، مانند عکس های برنده جایزه ای که در اینجا در سایت خود ما به اشتراک گذاشته شده است، ایجاد کنیم. این تصاویر تمایل ما را برای کنار زدن محدودیت های فعلی و ثبت لحظاتی که مشتریان ما آنها را برای نسل های آینده ارزشمند می دانند، تقویت می کنند.
مشکل: وقوع اتفاقات ناخوشایند و غیرمنتظره
علیرغم هدف خوب ما برای ایجاد تصاویر شگفت انگیز، گاهی اوقات شرایطی فراتر از کنترل ما سر راه قرار می گیرد. مثلا ممکن است هوا بارانی باشد یا زمانبندیمان درست پیش نرود، عوامل زیادی می توانند ما را از مسیرمان منحرف کرده و سد راه خلاقیت ما شوند. واقعیت این است که اتفاقات ناخوشایند پیش می آیند، اما ما می توانیم بر آنها غلبه کنیم.
راه حل: آمادگی برای کنار زدن مشکلات
اگر ما واقعا آماده باشیم، که شامل بررسی آثار دیگران، تمرین کردن تکنیکمان، برقراری ارتباط با مشتری هایمان برای فهمیدن نیازهای آنها، و وقت گذاشتن برای پیدا کردن مکان هایی که در آن عکاسی می کنیم می باشد، آن وقت می توانیم صرف نظر از شرایط تصاویر شگفت انگیری ایجاد کنیم. به یاد داشته باشید، صحنه های خیره کننده ممکن است درست جلوی چشم ما پنهان شده باشد؛ ما فقط باید آنها را شناسایی کرده و سپس پتانسیل آنها را آشکار کنیم. برای روشن شدن این نکته، ما قصد داریم نحوه استفاده از نورپردازی جدا از دوربین و فتوشاپ برای ایجاد یک پرتره ترکیبی شگفت انگیز را در ۷ مرحله ساده به شما آموزش دهیم.
برای دیدن ویدیو پشت صحنه، روی جهتنمای راست در کادر زیر کلیک کنید:
Swipe through to see how we created this three photo composite using the @profotousa b2 as a backlight. @canonusa 5D Mark 4 with Canon 35mm f/1.4 ISO 100, 1/200th, f/5.6
A post shared by SLR Lounge (@slrlounge) on Jul 31, 2017 at 3:57pm PDT
۱
به دنبال مکان هایی در داخل و بیرون باشید
ما توصیه می کنیم که قبل از شروع عکاسی، با محل مورد نظر خود آشنا شوید. در اینترنت به دنبال آن مکان عکاسی بگردید تا ببینید دیگران قبل از شما چطور آن را ثبت کرده اند، و سپس در روز عکاسی صبح زود در آنجا حاضر شوید تا به دنبال صحنه های خوب، هم در فضای داخلی و هم فضای بیرون بگردید. حتی اگر قبلا در آن محل عکاسی کرده اید، ارزشش را دارد که آن فضا را دوباره بررسی کنید تا زوایایی که ممکن است قبلا ندیده باشید را پیدا کنید.
۲
تصویر نهایی را تجسم کنید
Canon 5D Mark IV لنز Canon 35mm f/1.4 با دیافراگم f/5.6، سرعت شاتر ۱/۲۰۰، ایزو ۱۰۰
میکل آنژ گفته است، «هر بلوک سنگی مجسمه ای در درون خود دارد، و این وظیفه مجسمه ساز است که آن را کشف کند.» این مفهوم فراتر از مجسمه سازی است، و برای اَشکال دیگر هنر، از جمله عکاسی نیز قابل استفاده است. تصویری که ما در ذهن خود می بینیم، قبل از ما وجود داشته است. ما فقط باید از ابزارهای موجود برای جان بخشیدن به آن استفاده کنیم.
۳
تنظیم زاویه دوربین بر روی سه پایه
بعد از این که مکان مورد نظر خود را انتخاب کردید، دوربین خود را بر روی یک سه پایه نصب کرده، و از لنز مناسب برای به دست آوردن فاصله کانونی مورد نظر خود استفاده کنید. سه پایه، ثبات و استحکام مورد نیاز شما برای ثبت چندین عکس برای ترکیب نهایی، که در پس پردازش ایجاد خواهید کرد را فراهم می کند.
۴
نوردهی محیط را تنظیم کنید
دوربین Canon 5D Mark IV، لنز Canon 35mm f/1.4 با دیافراگم f/5.6، سرعت شاتر ۱/۲۰۰، ایزو ۱۰۰
قبل از اضافه کردن نور، نوردهی محیط را بر روی دوربین خود تنظیم کنید. نوردهی کلی برای پرتره های سیلوئت معمولا تاریک تر است، بنابراین دیافراگم را تنظیم کرده، ایزو را کم کنید، و سرعت شاتر را طبق سلیقه خود تنظیم کنید.
نکته: ما تصمیم گرفتیم نور محیط را کم کنیم تا جزئیات محل عکاسی را به حداقل رسانده و توجه بیننده را به سمت سوژه ها به عنوان سیلوئت (سایه نما) و تابلوی هنری روی دیوار که آنها را کادربندی می کند، جلب کنیم.
۵
چیدمان نورپردازی
این لیستی از لوازم و تجهیزاتی است که شما می توانید برای ایجاد پرتره های ترکیبی شگفت انگیز از آنها استفاده کنید:
گزینه های تجهیزات نورپردازی:
کیت Prfoto B2 250 Air TTL To-Go
فلاش روی دوربین با فوکوس کمکی یا فرستنده اسپیدلایت
فلاش خارج از دوربین با رادیوی توکار
گرید/ اسنوت فلاش
ژل/CTO/CTB فلاش
پایه فلاش
فلاش را طوری قرار دهید که پشت سوژه(های) شما پنهان شود. باید تا حدودی پایین باشد، و جهت قرار دادن فلاش بسته به پس زمینه و ظاهری که به دنبالش هستید، متفاوت خواهد بود. برای این تصویر، سوژه ها نسبتا نزدیک به یک تابلوی هنری دیواری که می خواستیم آن را برجسته کنیم ایستادند، بنابراین ما نور را از سوژه ها دور کردیم. پخش شدن نور بر روی دیوار همچنین به نشان دادن سوژه ها به صورت سیلوئت کمک کرد.
۶
زوج را به صورت تک به تک و با هم ژست دهی کنید
دایره ها جدایی واضح را نشان می دهند
با ژست دهی هر یک از سوژه ها در سمت مربوط به خود شروع کنید. از آنجا که شما هر بار از یک سوژه عکس می گیرید، مطمئن شوید که آنها رو به سمت جهت درست قرار داشته باشند، که باید به سمت مرکز تصویر باشد. همچنین، از آنجا که این تصویر خاص شامل سیلوئت است، سوژه ها را طوری قرار دهید که با جدایی بین بازو و کمر برای سوژه خانم، و فاصله بین پاها به اندازه عرض شانه برای اضافه کردن عمق به ژست ظاهر سوژه آقا، مشخصات و ویژگی های آنها به وضوح مشخص باشد (تصویر بالا را ببینید). بدون ایجاد فاصله واضح، سوژه ها عریض تر و نا مشخص تر ظاهر می شوند.
عکاسی حرفه جذابی بوده و تلفیقی از هنر مدرن است.
۷
ترکیب عکس ها در فتوشاپ
در نهایت عکس ها را به یک عکس در فتوشاپ ترکیب کنید.
نویسنده: پای جیرسا (Pye Jirsa)
منبع: