انواع پرسپکتیو در عکاسی

6 آذر 1397

 این که چطور از یک صحنه عکس بگیرید، تعیین می کند که چه نوع داستانی می خواهید بگویید و چه احساسی می خواهید بینندگان از دیدن آن عکس داشته باشند. قدرت پرسپکتیو فراتر از در نظر گرفتن سوژه های عکاسی شماست؛ این مسئله مربوط به زاویه دوربین،نزدیکی شما به سوژه ها و آنچه که در کادر می گنجانید است، که نقش مهمی در تصویر نهایی شما دارد. در این آموزش کوتاه، با انواع پرسپکتیو آشنا می شوید. آتلیه کودک
عکاسی نوزاد در خانه
در زیر نمونه هایی از پرسپکتیوهای مختلف و این که چرا باید به این شیوه عکس بگیرید، ارائه شده است.
انواع پرسپکتیو در عکاسی – چند نمونه پرسپکتیو مختلف

عکاسی از یک زاویه پایین و مستقیم – برای به دست آوردن پرسپکتیو (قرار گرفتن در سطح چشم) یک کودک
[پرسپکتیو در عکاسی] [پرسپکتیو در عکاسی]

عکاسیرو به سمت پایین – برای به دست آوردن یک حس مقیاس (مثلا، این کودک کوچک است)، برای حذف المان های حواس پرت کننده در پس زمینه، یا برای به دست آوردن برق چشم (کچ لایت) طبیعی در چشمان سوژه شما.
[پرسپکتیو در عکاسی]

عکاسی رو به سمت بالا – برای تبدیل تمام صحنه، مانند درختان یا دورنمای شهری، به پس زمینه
[پرسپکتیو در عکاسی]

عکاسی واید – برای نشان دادن محیط اطراف
[پرسپکتیو در عکاسی]

عکاسی از نزدیک – برای ایجاد یک حس صمیمی یا برجسته کردن یک عمل یا جزئیات خاص
[پرسپکتیو در عکاسی] [پرسپکتیو در عکاسی]

گنجاندن بازتاب ها – برای دادن یک بُعد اضافی به تصویر
[پرسپکتیو در عکاسی] [پرسپکتیو در عکاسی]

عکاسی از پشت چیزها – برای این که به نظر برسد شما دارید پنهانی به یک لحظه خصوصی نگاه می کنید.

چیزی که متوجه خواهید شد این است که: پرسپکتیو بر درک یک بیننده تاثیر می گذارد!

نتیجه گیری:

۱-قبل از این که دکمه شاتر را فشار دهید، یک لحظه وقت بگذارید و در مورد اینکه می خواهید سوژه در تصویر چطور به نظر برسد، فکر کنید. آیا چیزی وجود دارد که بخواهید آن را برجسته کنید؟ داستانی هست که بخواهید بگویید؟

۲-شما به تجهیزات دوربین تجملی یا مجموعه ای از لنزهای گران قیمت برای ایجادپرسپکتیوهای مختلف نیازی ندارید. شما تنها به خلاقیت و توانایی حرکت کردن در اطراف نیاز دارید… همین!

نکته دیگری مد نظر دارید؟ لطفا در قسمت نظرات به اشتراک بگذارید.

نویسنده: آنی تائو (Annie Tao)

منبع:

لنزک


آموزش عکاسی با سیستم فوکوس خودکار دوربین

3 آذر 1397

 اگر به دنبال ثبت عکس های واضح و شارپ هستید، این آموزش فوکوس خودکار برای شماست. در این مقاله با انواع فوکوس خودکار (Autofocus یا AF) مثل فوکوس تشخیص فاز و تشخیص کنتراست آشنا شده، مُد های فوکوس خودکار و تنظیمات فوکوس خودکار دوربین های نیکون و کانن را بررسی کرده و عکاسی با سیستم فوکوس خودکار دوربین را آموزش می دهیم.  آتلیه کودک
[عکاسی با فوکوس خودکار ]آتلیه بارداری شرق تهران

آیاتا به حال پیش آمده که بعد از یک جلسه عکاسی در مورد عکس هایی که گرفته اید احساس اطمینان داشته باشید، اما بعد از بررسی دقیق تر متوجه شده باشید که اکثر تصاویر به میزان کم یا زیاد، عقب یا جلو فوکوس شده اند؟ اگر اینطوراست، این مقاله قطعا برای شماست!

چشم های من ناخودآگاه به سمت تصاویر به وضوح شارپ و دارای جزئیات کشیده می شوند، چون من در جوانی کارهایبرخی عکاسان خبری مانند گوردن پارکز، دایان آربوس، الیوت ارویت، و یوجین ریچاردز را بررسی و مطالعه می کردم.

این عکاسان نه تنها محتوای حقیقی و دیدنی (لحظات) را ثبت می کردند، بلکه این کار را با چنان تیزهوشی وفراست تکنیکی انجام می دادند که حواس بصری مرا غلغلک می داد و ستون فقرات مرا به لرزه می انداخت. من می خواستم تصاویری ایجاد کنم که به اندازه همان تصاویری که می پرستیدم، تمیز و فریبنده باشند.
[عکاسی با فوکوس خودکار ]

فوکوسخودکار در عصر تکنولوژی دیجیتال مدرن، امکان ثبت سریع سوژه را فراهم می کند، اما این تکنولوژی در هنگام گرفتن تصاویر در محیط های پر هرج و مرج یا شرایط نامطلوب – و به طرز شگفت آوری، حتی در شرایط ایده آل – گاهی اوقات منجر به ایجاد نتایج بی ثبات و غیر قابل اطمینانی می شود.

قصد من ازنوشتن این مقاله، بحث در مورد فوکوس خودکار (AF) است: این که چگونه کار میکند، و مُدها و نقاط AF مختلف موجود، برای اطمینان از فوکوس باثبات تر حتیدر چالش برانگیزترین شرایط.

سیستم های فوکوس خودکار فوق العاده پیچیده هستند و توضیح نحوه دقیق کار آنها خیلی طول می کشد و باعث گیج شدن ما می شود. بنابراین در اینجا توضیح مختصری در مورد دو نوع مُد فوکوس خودکار ارائه می دهم.
فوکوس تشخیص فاز
[عکاسی با فوکوس خودکار ]

فوکوستشخیص فاز (Phase detection) در DSLR ها بیشتر رایج است و از چیزی که تحت عنوان تقسیم کننده پرتو (beam-splitter) شناخته می شود، استفاده می کند. تقسیم کننده پرتو، نور (تصویر) را به سمت دو میکروسنسور متفاوت هدایت می کند، در نتیجه دو تصویر جداگانه و یکسان ایجاد می شوند. این دو تصویر به طور خودکار با استفاده از نرم افزار داخلی دوربین، هم تراز می شوند (در فوکوس قرار می گیرند).

اگر تا به حال از یک دوربین فیلم خور قدیمی تر با لنزهای فوکوس دستی استفاده کرده باشید، ممکن است به یاد بیاورید که چطور یک تصویر یا صحنه به صورت دو بخشی در مرکز منظره یاب ظاهر می شد، و فوکوس با هم تراز کردن دو تصویر تراز نشده به دست می آمد. تشخیص فاز نیز بههمین روش کار می کند.
فوکوس تشخیص کنتراست
[عکاسی با فوکوس خودکار ]

فوکوستشخیص کنتراست (Contrast detection) مسلما دقیق تر از تشخیص فاز است، به خصوص هنگام عکاسی از سوژه های (پرتره های) کلوزآپ با یک دیافراگم باز (به عنوان مثال، f/1.4-f/2.8). تکنولوژی پشت آن سبک تر و ارزان تر است. سیستم های AF تشخیص کنتراست بیشتر در دوربین های بدون آینه کوچکتر و سبک تر مشاهده می شوند.

تشخیص فاز قوی تر و گران تر است، اما در مورد سوژه های در حال حرکت یا متحرک غیر قابل پیش بینی، سریع تر و قابل اطمینان تر نیز هست. مکانیزم تشخیص کنتراست بسیار ضعیف تر، سبک وزن تر و ارزان تر است،اما این سیستم به طور قابل توجهی آهسته تر و کُندتر از تشخیص فاز است.

برایاین مقاله، من بر سیستم های DSLR تمرکز می کنم (قصدم قیاس نیست)، چون آنها– در حال حاضر – برای عکاسی اکشن سریع و کم نور (به عنوان مثال، عکاسی خبری، ورزشی، حیات وحش، و مراسم عروسی) نقطه اتکاء هستند.
[عکاسی با فوکوس خودکار ]

منبا هر دو سیستم کانن و نیکون زیاد کار کرده ام (هر کدام از آنها نقاط قوت وضعف خودش را دارد)، اما طبق تجربه شخصی من، نیکون در زمینه به دست آوردن فوکوس سریع و دقیق در شرایط نامطلوب و نور کم با سوژه های در حال حرکت، بهتر است.

من اغلب با استفاده از نور موجود، لنزهای ثابت، و دیافراگم های باز – معمولا بین f/1.4 و f/2.8 – عکس می گیرم. در مورد ثبت لحظات کلیدی برای مشتریان مراسم عروسی، احتمال از دست دادن عکس ها بسیار زیاد است.

من به سرعت و دقت و تلاش برای ثبات نیاز دارم. من باید بتوانم آن لحظات تعیین کننده را همانطور که نمایان می شوند ثبت کنم، اما تصاویر شارپ نیز می خواهم. هیچ چیزی بیشتر از ثبت یک محتوای عالی که کمی خارج از فوکوس باشد، مرا ناامید نمی کند.

مسئله فوکوس دقیق، هنگام فوکوس بر روی سوژه های نزدیک به لنز یا هنگام استفاده از لنزهای سریع با دیافراگم های باز، حتی بیشتر برجسته می شود. در این موارد، درک کامل و جامعمُدهای فوکوس خودکار و نقاط AF دوربینتان از هر چیزی مهم تر است.
[عکاسی با فوکوس خودکار ]

هنگامثبت سوژه های ثابت یا دارای حرکت آهسته، من با AF-S بهترین نتایج را به دست می آورم. من از نقطه فوکوس مرکزی دوربین استفاده می کنم، که دقیق ترین وقابل اطمینان ترین نقطه فوکوس خودکار AF)) محسوب می شود. من فوکوس را با نقطه AF مرکزی به دست آورده و قفل می کنم، سپس دوباره سریع ترکیب بندی می کنم و عکس می گیرم.

دوربین های امروزی مجهز به نقاط فوکوس خودکار (AF points) زیادی هستند. بسته به این که از چه مدل دوربینی استفاده می کنید، می توانید تا ۱۵۳ نقطه را انتخاب کنید. نقاط AF معمولا زمانی که دکمهکنترل شاتر تا نیمه فشار داده می شود، با رنگ قرمز یا سبز، روشن می شوند.
مُدهای فوکوس (هم برای نیکون و هم کانن)
[عکاسی با فوکوس خودکار ]
(AF-A)Autofocus Automatic در نیکون | AI Focus AF در کانن

درمُد (AF-A)Autofocus Automatic ، دوربین صحنه را تحلیل و بررسی کرده و تعیین می کند که از کدام نقطه/نقاط AF استفاده کند. بر اساس این که سوژه حرکت می کند یا ثابت است، برای به دست آوردن فوکوس، به طور خودکار بین AF-Sو AF-C جابجا می شود.
Single Servo AF (AF-S) در نیکون | One-Shot AF در کانن

درمُد Single-Servo AF (AF-S)، نقطه AF انتخاب شده فوکوس را بر روی سوژه قفلمی کند، تا زمانی که دکمه کنترل شاتر تا حدی فشرده باقی بماند. قفل فوکوس معمولا با روشن شدن یک دایره توپر در منظره یاب نشان داده می شود.

هنگامیکه فوکوس به دست آمد و قفل شد، صحنه مجددا بدون از دست دادن فوکوس بر روی سوژه(های) انتخابی ترکیب بندی می شود. این مُد AF برای سوژه هایی که ثابت هستند، ایده آل است.
Continuous Servo AF (AF-C) در نیکون | AI Servo AF در کانن

درفوکوس Continuous Servo AF (AF-C)، دوربین به فوکوس کردن (و تنظیم فوکوس) بر روی نقطه AF انتخاب شده ادامه می دهد، تا زمانی که شاتر فعال شود. این مُد AF برای سوژه های در حال حرکت ایده آل است.
مُد AF Area (نقاط AF)

علاوه بر این مُدهای فوکوس، دوربین های DSLR نیکون و کانن مجهز به نقاط AF متعدد و گزینه های مُد ناحیه AF می باشند.
[عکاسی با فوکوس خودکار ]
مُدهای AF Area در نیکون

نیکون به شما اجازه می دهد تا گزینه های مُد ناحیه AF زیر را انتخاب کنید:

SinglePoint – عکاس یک نقطه AF تنها را به صورت دستی تعیین می کند، و دوربین در نقطه AF انتخاب شده بر روی سوژه فوکوس می کند، که برای سوژه های ثابت بهترین گزینه است.

Dynamic Area – عکاس نقطه AF را به صورت دستی تعیین می کند، مانند Single Point AF (بالا). با این حال، اگر سوژه حرکت کرده و ناحیه نقطه AF انتخاب شده را ترک کند، دوربین بر اساس نقاط AF اطرافتنظیم می شود و مطابق با آن مجددا فوکوس می کند. این گزینه برای سوژه هاییکه به طور غیر قابل پیش بینی حرکت می کنند، بهتر از همه عمل می کند.

Auto – دوربین تعیین می کند که کدام نقطه AF شامل سوژه است و به طور خودکار فوکوس می کند.

۳D– عکاس نقطه AF را به صورت دستی تعیین می کند. هنگامی که دکمه کنترل شاتر تا حدی فشرده می شود، و دوربین فوکوس را به دست می آورد، عکاس صحنه را دوباره ترکیب بندی می کند، و دوربین به صورت خودکار به یک نقطه AF جدید جابجا می شود تا فوکوس را برای سوژه انتخاب شده حفظ کند.
مُدهای AF Area در کانن

گزینه های AF Mode کانن بسیار شبیه به نیکون هستند، اما بیشتر مبتنی بر گروه های نقاط AF برای دستیابی به فوکوس می باشند.

AFPoint Expansion – این مُد به شما اجازه می دهد تا برای سوژه هایی که در حال حرکت هستند یا کنتراست زیادی برای به دست آوردن فوکوس سریع ندارند، یک نقطه AF اولیه را همراه با ۴ یا ۸ نقطه AF دیگر در اطراف آن انتخاب کنید.

ZoneAF – این گزینه خوشه ای از ۹ یا ۱۲ گروه نقطه AF قابل حرکت برای دستیابی به فوکوس بر روی نزدیکترین سوژه ای که در ناحیه انتخابی شما قرار می گیرد، فراهم می کند.

Auto AF Point Selection – در این مُد، تمام نقاط AF فعال هستند و بسیار شبیه به مُد ۳D AF نیکون، فوکوس را ردیابی می کنند.

اگرشما هم مثل من باشید، این گزینه ها می توانند هیجان انگیز، اما فوق العادهسخت باشند. بنابراین، از شما می خواهم که یک نفس عمیق بکشید و ادامه مطلب را بخوانید. چون در ادامه در مورد کاربردهای عملی و استفاده از این اطلاعاتدر محل عکاسی صحبت می کنم.

من در درجه اول یک عکاس پرتره و مراسم عروسی هستم که وسواسش برای ایجاد تصاویر شارپ به تجربیات زیادی در طول ۲۰ سال فعالیت حرفه ای اش منجر شده است. من با هر ترکیب بدنه DSLR و لنزی که بتوانید تصور کنید کار کرده ام و چیزی که می خواهم به شما بگویم یک راز نیست؛ یک تاییدیه است.
کالیبراسیون لنز

اول، من بهترین فوکوس و وضوح تصویر خود را با استفاده از لنزهای اختصاصی ثابت به دست آورده ام. کالیبراسیون لنز مناسب نیز در دستیابی به نتایج مطلوب با ترکیب DSLR ها و لنزهای اختصاصی – هم ثابت و هم زوم – سودمند است. کالیبراسیون لنز اولین گامی است که باید برای دستیابی به ثبات و دقت در زمینه فوکوس بردارید.

نیکوندر برخی از بدنه DSLR های حرفه ای جدیدتر خود تنظیم دقیق فوکوس خودکار را ارائه می دهد (AF fine-tuning)، و من نمی توانم بگویم که چه ابزار ارزشمندیاست. کانن نیز به عکاسان خود اجازه می دهد تا لنزهای حرفه ای خود را با بدنه های حرفه ای تنظیم و کالیبره کنند (AFMicroadjustment)، اما در حال حاضر این قابلیت هنوز یک فرآیند دستی است.
[عکاسی با فوکوس خودکار ]

میدانید که هیچ ترکیب بدنه دوربین و لنزی کامل و بی نقص نیست و تمام ترکیباتبدنه/لنز می توانند از کالیبراسیون لنزهای شما نفع ببرند. شما چه یک دوربین جدیدتر داشته باشید که به شما اجازه دهد به صورت خودکار کالیبره کنید، و چه یک سیستم قدیمی تر داشته باشید و مجبور باشید کالیبراسیون لنز را به صورت دستی انجام دهید، این کار لازمه ایجاد تصاویر شارپ همیشگی است.

مندر زمینه کار با نقاط AF و مُدهای AF تجربه زیادی دارم. من متوجه شده ام که فوکوس نقطه مرکزی، و Single-Servo AF (AF-S) برای اشیاء ثابت یا دارای حرکت آهسته، باثبات تر از هر ترکیب موجود دیگری از نقطه AF و مُد فوکوس است.

من ترجیح می دهم از نقطه AF مرکزی برای به دست آوردن و قفل کردن فوکوس استفاده کنم، سپس برای ثبت تصویر نهایی مجددا صحنه را ترکیب بندی کنم، به جای این که از نقاط AF که به لبه منظره یاب نزدیک تر هستند استفاده کنم. من همیشه به این روش عکس نمی گیرم، اما از طریق مقایسه فهمیدهام که این روش سریع تر و قابل اطمینان تر است و فوکوس نیز در عکس ها دقیق تر می باشد.

نقاط AF و مُدهای فوکوس دوربین شما به شدت وابسته به کنتراست موجود در صحنه می باشند. نقطه AF مرکزی کنتراست را تشخیص می دهد و در نتیجه سریع تر و دقیق تر از نقاط نزدیک به لبه منظره یاب یا تصویر، فوکوس را به دست می آورد.

علاوه بر این، نقاط AF مرکزی نقاط فوکوس متقاطع (cross-type) هستند، که قادر به فوکوس کردن به صورت خطی در دو جهت افقی و عمودی می باشند.
فوکوس بر روی سوژه های در حال حرکت
[عکاسی با فوکوس خودکار ]

منمتوجه شده ام که هنگام فوکوس کردن برای سوژه های در حال حرکت، استفاده از Continuous-Servo AF (AF-C) همراه با مُد Dynamic Area AF (نیکون) یا Zone AF (کانن)، حتی در شرایط نور بسیار کم نیز بهترین و باثبات ترین نتایج را ارائه می دهد.

به خاطر داشته باشید که مُدهای Dynamic و Zone AF اجازه انتخاب گروه های نقاط AF اعم از گروه های ۸-۴ نقطه ای را برای حفظ ردیابی فوکوس مداوم برای سوژه های در حال حرکت به شما می دهند.

هنگامیکه من کمی از سوژه های در حال حرکت دورتر باشم، متوجه شده ام که عکاسی در Continuous-Servo AF (AF-C) همراه با مُد ۳D area AF (نیکون) یا Auto AF (کانن) باثبات ترین نتایج را ایجاد می کند.

به عنوان مثال، هنگامی که من از اولین رقص عروس و داماد عکس می گیرم، از مُد ۳D AF-C استفاده می کنم، چون به من اجازه می دهد تا به دوربین بگویم که می خواهم کدام سوژه(ها)در فوکوس باشند و آن فوکوس را همانطور که سوژه(ها) در کادر حرکت می کنند به طور پیوسته حفظ می کنم، یا خودم صحنه را دوباره ترکیب بندی می کنم.
عکاسی پرتره

منفکر می کنم که مهم ترین چالش های فوکوس در گرفتن عکس های پرتره یا کلوزآپ از جزئیات با لنزهای بلندتر (۵۰mm یا بزرگتر) در دیافراگم های f/1.2-f/2.8 به وجود می آیند. اینجاست که حرفه ای ها از آماتورها تفکیک می شوند.

بسیاریاز عکاسان می خواهند به یک جلوه بصری برجسته (بوکه) که هنگام عکاسی از یک سوژه با دیافراگم بسیار باز (f/1.2-2.8) می بینیم دست یابند، و در چشم ها فوکوس به دست آورند. در این موارد، احتمال خطا بسیار زیاد است. گاهی اوقات شما تنها یک سانتیمتر وضوح (شارپنس) می بینید – و اگر آن را از دست بدهید، تصویر غیر قابل استفاده می شود (حداقل به نظر من).

اغلب از من سوال می شود که آیا ترفندی برای رسیدن به وضوح چشم در عکس های پرتره در چنین عمقمیدان کمی وجود دارد. «ترفند» این است که بدانید تمام تجهیزات شما چطور کار می کنند. بدانید هر لنز با بدنه ای که با آن جفت شده چطور کار می کند، وهنگام عکاسی با عمق کم برای آن سوژه یا صحنه خاص، کدام نقطه AF یا مُد فوکوس بهترین نتایج را ایجاد می کند.

این مورد را در نظر بگیرید: هنگام عکاسی با لنز ۸۵mm تنظیم شده بر روی f/1.8 با سوژه ای که در فاصله ۱ متری دوربین قرار دارد، شما تنها حدود ۱٫۳ سانتیمتر عمق میدان دارید. اگر از نقطه AF مرکزی در مُد AF-S برای تنظیم، و قفل کردن فوکوس استفاده کرده، وقبل از ثبت تصویر آن را مجددا ترکیب بندی کنید، تقریبا بعید است که سطح فوکوس باریک شارپ شما در جایی که ابتدا فوکوس را قفل کردید، قرار گیرد.

این علم مثلثات پایه است.

تغییرجزئی زاویه دوربین در اثر ترکیب بندی مجدد (یا حتی نفس کشیدن)، به طور چشمگیری بر سطح فوکوس تاثیر می گذارد (آن را تغییر می دهد)، که باعث می شودگونه، بینی، یا چانه (به جای چشم ها) در فوکوس قرار گیرند.

بنابراینشما به استراتژی خلاقانه تر و موثرتری نیاز دارید، مگر این که بخواهید در تمام پرتره هایی که با یک دیافراگم کم عمق می گیرید، چشم های سوژه درست در مرکز کادر قرار گیرند.

طبق تجربه من، استفاده از Continuous Servo AF (AF-C) و انتخاب گروهی از ۴ تا ۶ نقطه Dynamic AF در نزدیکی چشم بهترین راه برای به دست آوردن وضوح چشم در این سناریو است.

با این حال، من متوجه شده ام که عکاسی در مُد Continuous Frame یا High-Speed و اعمال تنظیمات جزئی بر روی فوکوس به صورت دستی در حالی که شاتر فعال است، تنها راه مطمئن برای ثبت حداقل ۱ یا ۲ فریم است که در آن چشم ها کاملا شارپ هستند.
نتیجه گیری

فوکوس خودکار یک ابزار قدرتمند و راحت است که به پیشرفت و ارتقای عکاسی به جایی که من ۲۰ سال پیش هیچ وقت نمی توانستم تصور کنم، کمک کرده است.

با این حال، با وجود تمام چیزهای مکانیکی وساخت بشر، هنوز هم ضعف ها و محدودیت هایی وجود دارد. از این گذشته، در مورد تخیل یا تمایلات خلاقانه ای که ما را قادر – و مجبور – به فراتر بردن آن ابزارها از محدودیت هایشان برای رسیدن به نتایج مطلوب و مورد نظر می سازد، هیچ محدودیتی وجود ندارد؛ چیزی که تنها زمانی امکان پذیر است که ما دانش نحوه کار این ابزارها را داشته باشیم.

همانطور که قبلا در این مقاله گفتم، فوکوس خودکار و سیستم های AF فوق العاده پیچیده هستند. این موضوع برای بسیاری از عکاسان – چه تازه کار و چه حرفه ای – جذابیت و ارزش زیادی دارد.

همچنین یک تکنولوژی به سرعت در حال تحول است، که به اینمعنی است که آنچه ما امروز می دانیم ممکن است فردا دیگر کاربردی نداشته باشد. متغیرها و عوامل زیادی بر دقت و ثبات AF تاثیر می گذارند. یک مقاله به تنهایی هیچ وقت نمی تواند به تمام این جنبه ها بپردازد.

امیدوارمکه با این آموزش عکاسی توانسته باشم اطلاعات مفیدی ارائه دهم که الهام بخششما برای بیشتر کردن مهارت هایتان باشد. ما به عنوان عکاس برای انتقال دیدگاه و صدای خود بر تکنولوژی متکی هستیم، بنابراین نه تنها مهم بلکه لازماست که تکنولوژی را درک کنیم – تا بتوانیم در هنر خود پیشرفت کنیم.

نویسنده: پاول ون هوی (Paul Van Hoy)

منبع:

لنزک

آموزش محدوده تُن ها در عکاسی

3 آذر 1397

 درک محدوده تُن ها به آموزش عکاسی شما کمک خواهد کرد – از این رو مطالعه این مقاله را به همه لنزکی ها توصیه می کنیم. مانند اکثر مفاهیم در عکاسی، لازم است که درک درستی از محدوده تُن ها (Tonal range) در عکس های خود داشته باشید. شما باید از این دانش برای بهبود مهارت های تکنیکی خود استفاده کنید و همچنین باید بدانید چه موقع قوانین را به نفع تحقق دیدگاه خلاقانه خود بشکنید. محدوده تُن ها در عکاسی چیست؟ ادامه این آموزش لنزک رامطالعه نمایید.

همانطور که ما در مسیرهای خاص خود پیشرفت می کنیم، ممکن است مواقعی باشد که حتی باملاحظه ترین افراد هم به برخی چیزها توجه نکنند. المان های ساده گاهی اوقات در ابتدا نادیده گرفته می شوند – مانند یک سه پایه لق (غیر ثابت)، یا فراموش کردن و عکاسی با تنظیمات قبلی دوربین.
عکاسی کودک
گاهیمفاهیم تکنیکی عکاسی ما اشتباه درک شده، اشتباه تفسیر می شوند، یا بدتر – کاملا فراموش می شوند. این مشکل به سطح مهارت ربطی ندارد و عکاسان حرفه ای وکسانی که برای سرگرمی عکاسی می کنند را به یک اندازه تحت تاثیر قرار می دهد.بهترین آتلیه بارداری تهران


به عنوان مثال بلوک اصلی ساختمان هر عکس را در نظر بگیرید؛ نور. در عصر دیجیتال پس پردازش بسیار انعطاف پذیر ما، گاهی اوقات ممکن است فراموش کنیم که چه اتفاقی برای میزان روشنایی تصاویر ما می افتد.

عکس های ما نمایش کنتراست (تضاد) بین نور و تاریکی هستند، اما فاصله بین این دو تقریبا بی حد و مرز است.
سخن کوتاهی در مورد محدوده تُن ها

تمامچیزی که ما امروز در این آموزش عکاسی در مورد آن صحبت می کنیم، محدوده روشنایی از تاریکی کامل تا روشنایی کامل است که به آن محدوده تُن ها (Tonalrange) گفته می شود. محدوده بین سطوح روشنایی مختلف در عکس های ما درجه کنتراست (تضاد بین روشنایی و تاریکی) آن را تعیین می کند. نگاهی به این مقیاس تُن بیاندازید:
[محدوده تن ها در عکاسی]

ما از تاریکی کامل(سیاه) در سمت چپ به روشنایی کامل (سفید) در سمت راست می رسیم. این مقیاس هم برای عکس های رنگی و هم سیاه و سفید استفاده می شود. حالا، بیایید در مورد هر یک از این مقادیر و ارتباط آنها با عکاسی شما صحبت کنیم.
هایلایت ها

منهمیشه به هایلایت ها (Highlights) به عنوان روشن ترین بخش های یک تصویر فکر می کردم. اما در واقع، هایلایت ها را می توان قسمت هایی از عکس در نظر گرفت که شامل مقادیر روشنایی زیادی هستند، اما هنوز هم جزئیات قابل توجهی دارند (سفید بدون جزئیات نیستند). این یک نمونه از مقادیر روشنایی هایلایت است:
[محدوده تن ها در عکاسی]

توجه داشته باشید که اگرچه این نواحی روشن هستند، اما هنوز هم کمی بافت و جزئیات قابل تشخیص در داخل قسمت های روشن وجود دارد. اگر می خواستیم نوردهی را در دوربین یا با پس پردازش افزایش دهیم، آنقدر روشن می شد که جزئیات را به طور کامل از دست می داد، کهما را به نکته بعدی می رساند.
قسمت های سفید

اگر ما روشنایی را تا اندازه ای افزایش دهیم که هایلایت ها بیش از حد روشن شوند (که جزئیات قابل مشاهده نباشند)، در این صورت سفید کامل (Whites) داریم.

حتی اگر ناحیه سفید به رنگ سفید به نظر نرسد، ممکن است به دلیل فقدان جزئیات، یک «ناحیه سفید» کلی در نظر گرفته شود. در زیر یک نمونه روشنایی که سفید کامل در نظر گرفته می شود، نشان داده شده است:
[محدوده تن ها در عکاسی]

بستهبه عکس شما، افزایش نوردهی تا نقطه سفید شدن ممکن است مطلوب باشد یا نباشد. ما همانطور که درباره ارتباط محدوده تُن با ایجاد تصاویر بحث می کنیم، در این مورد نیز بیشتر صحبت خواهیم کرد.
تُن های میانی

تُنهای میانی (Midtones) دقیقا همان چیزی است که از نامش مشخص است – تمام مقادیر روشنایی که تاریک یا روشن نیستند تُن میانی در نظر گرفته می شوند. اکثر اوقات نورسنج دوربین ما در «مُد خودکار» تلاش می کند تا برای رسیدن بهاین روشنایی متوسط نوردهی کند.
[محدوده تن ها در عکاسی]

در حالیکه تُن های میانی کمک می کنند تا مطمئن شوید که اطلاعات زیادی در یک تصویروجود دارد، اما تصویری که تنها دارای تُن های میانی باشد فاقد پویایی است.
سایه ها

قسمتهایی که به صورت سایه ظاهر می شوند، ارتباط نزدیکی با هایلایت ها دارند، البته در جهت عکس. سایه ها (Shadows) قسمت هایی از یک عکس هستند که تاریک اند اما هنوز هم دارای سطحی از جزئیات می باشند (سیاه کامل نیستند).

عکس بالا یک نمونه عالی از اطلاعات بیشتر در قسمت های سایه است، بنابراین بیایید یک بار دیگر از آن استفاده کنیم:
[محدوده تن ها در عکاسی]

اینقسمت های تاریک تر هنوز هم اطلاعاتی دارند که بیننده بتواند ببیند. با اینحال، اگر آنها را تاریک تر کنیم تا جایی که جزئیات از دست بروند یا «بسوزند»، آن وقت… درست حدس زدید، مقدار روشنایی آنها کاملا سیاه می شود.
قسمت های سیاه

هربخشی از یک عکس که روشنایی صفر داشته باشد، سیاه (Black) در نظر گرفته می شود. درست مانند قسمت های کاملا سفید، لازم نیست این نقاط در تصاویر ما کاملا بدون رنگ باشند تا سیاه خالص در نظر گرفته شوند.

بیایید نگاهی به برخی از سایه هایی که کاملا سوخته اند و هیچ جزئیاتی ندارند بیاندازیم:
[محدوده تن ها در عکاسی]

قسمتهای کاملا سیاه آنقدر تاریک هستند که نمی توانید هیچ چیزی ببینید. آنها را«سایه های تاریک» در یک عکس در نظر بگیرید. وجود این قسمت ها در تصویر شمالزوما چیز بدی نیست، بنابراین بیایید در مورد آنها صحبت کنیم.
مقادیر روشنایی و شما

اگرتا به حال در میان عکاسان گفتگویی در مورد مناسب بودن سطح روشنایی در یک عکس داشته اید، می دانید که در این زمینه اختلاف نظر وجود دارد. بعضی از عکاسان احساس می کنند که تصاویر نباید هیچ قسمت کاملا سیاه یا کاملا سفیدی داشته باشند – که تمام قسمت های عکس باید سطحی از جزئیات را به بیننده ارائه دهند.
[محدوده تن ها در عکاسی]

با این حال، برخی دیگر ادعامی کنند که سوختن یا زیاد شدن بیش از حد برخی مقادیر روشنایی، به خاطر کنتراست، کاملا خوب است. انجام این کار بدین معنی است که یک ناحیه کاملا سیاه و کاملا سفید وجود داشته باشد، به طوری که تمام مقادیر روشنایی دیگر جایی بین این دو مقدار مطلق قرار گیرند.

باید به خاطر داشته باشیم مواقعی وجود دارد که یک سایه سوخته یا یک هایلایت فوق العاده روشن همان چیزی است که برای آوردن یک عکس به خانه نیاز دارید.
[محدوده تن ها در عکاسی]
سخن آخر

بهنظر من چیزی به عنوان یک تکنیک مشخص برای هر عکسی که می گیرید، وجود ندارد. شاید این مسئله ساده به نظر برسد، اما به راحتی ممکن است اهمیت این که چطور سطوح روشنایی مختلف بر یک تصویر تاثیر می گذارند را نادیده بگیریم.بیایید چیزهایی که در مورد مقادیر روشنایی یاد گرفتیم را سریع مرور کنیم:

    هایلایت ها – قسمت های روشن در یک عکس که هنوز هم دارای جزئیات می باشند.
    قسمت های سفید – قسمت های بیش از حد روشن که در آن مطلقا هیچ اطلاعاتی (جزئیاتی) باقی نمانده است.
    تُن های میانی – این تُن ها نه سایه هستند و نه هایلایت، بلکه یک مقدار روشنایی متوسط هستند.
    سایه ها – قسمت های تاریک تر تصویر که هنوز هم دارای جزئیات می باشند.
    قسمت های سیاه – بخش های تاریک کاملا «سوخته» یک عکس که مطلقا هیچ جزئیاتی ندارند.

[کتاب آموزش عکاسی فارسی]

بیشتربخوانید: برای کسب آموزش بیشتر مطالعه مقاله «آموزش خواندن و تفسیر هیستوگرام در عکاسی دیجیتال» را به شما عزیزان توصیه می کنیم. همچنین اگر در حال فراگیری مقدمات عکاسی هستید، دانلود و مطالعه کتاب «هک عکاسی» را بهشما توصیه می کنیم.

لنزک: امیدواریم که این آموزش عکاسی به اطلاعاتشما اضافه کرده باشد و در ادامه مسیر آموزش عکاسی تان به شما کمک کند. آیااین آموزش به خوبی شما را با مفهوم «محدوده تُن ها» آشنا کرد؟ نظر شما چیست؟ آیا ایرادی ندارد در عکس قسمت های کاملا سفید یا سیاه بدون جزئیات داشته باشیم؟

نویسنده: آدام ولش (Adam Welch)

منبع:

لنزک


حقیقت تبدیل شدن به یک عکاس خانواده حرفه ای

3 آذر 1397

 آیا تا حال فکر کرده اید که به یک عکاس خانواده حرفه ای تبدیل شوید؟ شما می دانید این کاری است که می خواهید انجام دهید، اما به نظر می رسد که موانع زیادی شما را از این کار باز می دارند. اگر می توانستید نگاهی به آینده بیاندازید و ببینید این کار واقعا برای شما مناسب خواهد بود یا نه، عالی می شد. متاسفانه، راهی برای دیدن آینده وجود ندارد. اما شنیدن حرف هایعکاسی که چند سال بیشتر از شما تجربه دارد، کمکی به شما می کند؟ پس ادامه این مقاله لنزک را مطالعه نمایید. در این مقاله به سوال های شما از سبک عکاسی و تجهیزات گرفته تا تعرفه قیمت یا درآمد از عکاسی صحبت می شود.

من هم زمانی مثل شما بودم و در طول مسیرم دیگران را تشویق می کردم. و امیدوارم بتوانم الهام بخش شما نیز باشم.
[عکاسی از خانواده]
عکاسی کودک در منزل
من در اوایل کار عکاسی ام مجبور بودم هر روز با ده ها بچه کار کنم. من نمی دانستم چطور با دوربین کار کنم. همه چیز در استودیو عکاسی از پیش تنظیم شده بود. اما چیزی که یادگرفتم این بود که چطور با اشخاص مختلف، به خصوص بچه ها کار کنم. این یکی از باارزش ترین بخش های کار عکاسی خانوادگی من است.
آیا من به اندازه کافی خوب هستم؟ عکاسی نوزاد

احتمالاخیلی از شک و تردیدهای شما مربوط به این سوال است: «آیا من به اندازه کافیخوب هستم؟» اما در نظر داشته باشید که این با سوال «آیا عکس های من به اندازه کافی خوب هستند؟» فرق دارد.

آیاعکس های شما به اندازه کافی خوب هستند؟ آیا می دانید چطور با دوربین خود کار کنید، و عکسی که در ذهن دارید را بگیرید؟ آیا وقتی عکس های خود را به اشتراک می گذارید، واکنش های خوبی از افراد دریافت می کنید؟ آیا عکاسان دیگر بازخوردهای دلگرم کننده ای به شما می دهند؟

اگر نمی توانید به این سوالات پاسخ «بله» بدهید، پس احتمالا باید مهارت های خود را بهبود بخشید. اما اگر می توانید، پس به اندازه کافی خوب هستید. و با کسب تجربه بهتر هم می شوید. در نهایت، متوجه خواهید شد که به اندازه کافی خوب هستید، چون هر کسی که شما را استخدام می کند، عاشق عکس های شما می شود. پس کار خودرا شروع کنید، اعتماد به نفس به مرور زمان به دست خواهد آمد.

در طول مسیر، ممکن است واقعا به خودتان سخت بگیرید. شما ممکن است یک عکاس عالیباشید که خانواده هایی که شما را استخدام می کنند را راضی و خوشحال می کنید، و با این حال هنوز هم احساس بدی نسبت به خودتان دارید. یاد بگیرید کهبا خودتان روراست باشید، و با ارزیابی کار خود از دیدگاه افراد دیگر شروع کنید.
[عکاسی از خانواده]

در ابتدا، ممکن است عکاسی از خانواده هایی که نمی شناسید احساس واقعا ناخوشایندی داشته باشد. یاد بگیرید که با این احساس ناخوشایند کنار بیایید و با افراد جدید، سکوت، و اشک های گاه به گاه راحت باشید.
من هنوز یک سبک عکاسی مشخص ندارم

وقتی تازه کار خود را شروع می کنید، به یک سبک عکاسی مشخص نیاز ندارید. شما سبک خود را درطول مسیر ایجاد می کنید. شما هنوز نمی دانید واقعا با چه چیزهایی روبرو خواهید شد، بنابراین باید برای هر چیزی آماده باشید. سبک شما نشان دهنده چشم انداز (دیدگاه) منحصر به فرد شما (که در طول عمر شما شکل می گیرد) و تجربه هایی که کسب کرده اید، می باشد.

در مقایسه با عکاسان دیگری کهقبل از شما بودند، سبک و دیدگاه شما ممکن است ضعیف به نظر برسد. اما اگر از آنها بپرسید، به شما خواهند گفت که برای آنها نیز مدتی طول کشیده تا سبکخود را ایجاد کنند.
[عکاسی از خانواده]

من وقتی تازه کارم را شروع کرده بودم چیزی در مورد «ساعت طلایی» نمی دانستم. اما حالا عاشق این موقع از روز برای عکاسی هستم.
من اول باید تجهیزات مناسب داشته باشم

برایشروع کار، خودتان را زیر چندین میلیون قرض نبرید. از چیزهایی که دارید به بهترین نحو استفاده کنید. این کار احتمالا بهتر از چیزی است که فکر می کنید.

بله، شما باید تجهیزات خوب داشته باشید. اما اکثر عکاسان جدیدبیش از حد خرید می کنند و تجهیزاتی را می خرند که هیچ وقت از آنها استفادهنمی کنند. با یک دوربین خوب و یک لنز ۵۰mm شروع کنید. سپس همانطور که تجربه بیشتری به دست می آورید، تجهیزات عکاسی خود را ارتقاء و گسترش دهید.
[عکاسی از خانواده]

من برای اکثر تصاویرم از یک دوربین Fuji XT1 و لنز ۵۰mm استفاده می کنم.
از کجا یک لوگو (آرم) بیاورم؟

شمابرای شروع کار نیازی به لوگو ندارید. هیچ کس واقعا اهمیتی به لوگوی شما نمی دهد. هنگامی که مردم به دنبال یک عکاس می گردند، این لوگوی شما نیست کهآنها را متقاعد می کند تا شما را استخدام کنند.

انرژی خود را صرف ایجاد و نمایش عکاسی خود کنید، و لوگو را برای بعد بگذارید.
در اینستاگرام چند «لایک» باید داشته باشم؟

هنگامیکه کار خود را شروع می کنید، باید از هر راه ممکنی استفاده کنید تا مردم را از کسب و کار خود به عنوان یک عکاس باخبر کنید – رسانه های اجتماعی، بازاریابی شبکه ای، تبلیغات دهان به دهان، و البته، یک وب سایت.

اما نگران تعداد «لایک» های خود نباشید. مهم افرادی هستند که شما را استخدام می کنند، نه کسانی که «لایک می کنند».

درابتدا، رسانه های اجتماعی و تبلیغات دهان به دهان برای من مهم بودند. اما حالا وب سایتم بخش عمده کسب و کارم است. یک وب سایت ساده بسازید و کار عکاسی خود را به نمایش بگذارید، و به مردم بگویید که چرا باید عاشق استخدامکردن شما به عنوان یک عکاس باشند.

لنزک: اگر برای کسب و کار عکاسی خود به یک وب سایت با تعرفه مناسب نیاز دارید از طریق ایمیل با تیم لنزک درتماس باشید ([email protected])
[عکاسی از خانواده]
آیا باید شغلم را رها کنم؟

نه.

درروند تبدیل شدن به یک عکاس خانواده حرفه ای به خودتان سخت نگیرید، و تنها زمانی شغل خود را رها کنید که مطمئن هستید تصمیم درستی گرفته اید.

منمشاغل فصلی ای داشتم که به من اجازه می داد عکاسی را در فصل تابستان دنبالکنم. بعد از حدود سه سال تصمیم گرفتم شغلم را رها کنم. من متوجه شدم که ترقی و پیشرفت برای من سخت است، بنابراین بیشتر از حد لازم طول کشید تا اینکار را انجام دهم. اما برای شما ممکن است سریع تر اتفاق بیفتد.

جلساتعکاسی گاه به گاه عصرها یا آخر هفته ها راه خوبی برای شروع است. ثابت کنیدکه واقعا می خواهید حرفه ای باشید و می توانید کسب و کار خودتان را ایجاد کنید، آن وقت شغلتان را رها کنید و یک عکاس تمام وقت شوید.

هرچه بیشتر به جای چیزهایی مانند لوگو و لایک بر عکاسی خود تمرکز کنید، زودتر می توانید به سراغ کسب و کار خودتان بروید.
[عکاسی از خانواده]
چقدر دستمزد باید مطالبه کنم؟

شرطمی بندم که در این مورد اشتباه فکر می کنید. شما به این فکر می کنید که درهر جلسه چقدر باید دستمزد بگیرید، اینطور نیست؟ اما واقعا هیچ نظری در اینمورد ندارید. شما فرض می کنید که مردم چقدر مایل اند بپردازند. و به این ترتیب دستمزد خیلی کمی می گیرید.
اما به جای آن، باید:

۱- تصمیم بگیرید که در سال چقدر می خواهید درآمد داشته باشید.

۲- تصمیم بگیرید که در سال چند جلسه عکاسی می خواهید داشته باشید. (هر هفته یا هر ماه از پس چند جلسه بر می آیید؟)

۳- از آن اعداد برای محاسبه این که در هر جلسه چقدر باید دستمزد بگیرید، استفاده کنید.

فرض کنید که دوست دارید در سال ۵۰ میلیون تومان درآمد کسب کنید و می خواهید هر هفته تنها یک جلسه عکاسی انجام دهید.

بنابراین دستمزد هر جلسه: ۵۰ میلیون تومان تقسیم بر ۵۰ جلسه، یا ۱ میلیون تومان می شود.

شاید ۲۰ میلیون تومان در سال و ۱۰۰ جلسه (دو جلسه در هفته) را در نظر داشته باشید.

در این صورت دستمزد هر جلسه: ۲۰ میلیون تومان تقسیم بر ۱۰۰ جلسه، یا ۲۰۰ هزار تومان می شود.
[عکاسی از خانواده]

هزینهها را مد نظر داشته باشید. من از حداقل تجهیزات استفاده کرده و بر روی مکان عکاسی کار می کنم، بنابراین هزینه های من بسیار کم هستند. اما بعضی ازعکاسان پول زیادی درمی آورند و مقدار زیادی از آن را نیز برای هزینه ها ازدست می دهند.

از همه مهم تر، فکر نکنید که باید ارزان باشید. مردم برای عکاسی ارزش قائل اند، و وقتی شما یک عکاس خوب با مهارت های عالی باشید، از پرداخت هزینه به شما خوشحال خواهند شد.

و نگران این نباشید که دوستانتان فکر کنند شما زیاد دستمزد می گیرید. وقتی می گویم نباید کار خود را ارزان شروع کنید و به مرور زمان قیمت های خود را بالا ببرید، حرفم را باور کنید. با این حال، به مدت یک یا دو ماه با قیمت ارزان تر شروع به کار کنید تا یک مجموعه نمونه کار برای خود ایجاد کنید. اما وقتیشروع به کار می کنید، باید قیمت گذاری درستی داشته باشید.

نویسنده: مت کوکر (Mat Coker)

منبع:

لنزک

تجهیزات و لوازم مورد نیاز یک عکاس منظره مینیمالیست

1 آذر 1397

 دوربین مناسب برای عکاسی طبیعت یا عکاسی منظره چیست؟ برای عکاسی منظره به چه حداقل لوازمی نیاز دارید؟ بهترین دوربین کدام است؟ در این مقاله، آدام ولش، به این سوالات پاسخ داده و می گوید که یک عکاس منظره مینیمالیست یا ساده گرا به چه وسایلی برای عکاسی نیاز دارد –که آن ها چیزی بیشتر از یک دوربین، لنز و سه پایه نیستند. عکاسی کودک
عکاسیمنظره مسلما اولین نوع عکاسی است، به معنای واقعی کلمه. حدود سال ۱۸۲۶، ژوزف نیسه‌فور نیپس بر روی یک صفحه قلعی پوشیده شده با ورقه نازکی از محلولقیر در اتاق کار خود در طبقه بالا، نوردهی ایجاد کرد. تصویر حاصل اولین عکس شناخته شده ای است که نمای او را از پنجره ملکش در لگراس، در منطقه بورگاندی فرانسه نشان می داد. آتلیه کودک

ازآن زمان، تجهیزات و تکنیک های مورد استفاده در عکاسی منظره به طور چشمگیریپیشرفت کرده اند. در واقع، برخی از عکاسان احتمالا احساس می کنند که تنها راه ایجاد عکس های منظره قوی، سرمایه گذاری صدها یا هزاران دلاری در تجهیزات دوربین تخصصی است. اما، این حقیقت ندارد!
[تجهیزات مورد نیاز عکاسی منظره]

درواقع، عکاسی منظره می تواند به همان اندازه که خودتان می خواهید پیچیده یاساده باشد. به فرض این که تجهیزاتی هم وجود داشته باشد که شما را قادر به عکاسی با تنوع بیشتر کند، باز هم می توان تنها با چند قطعه تجهیزات عکاسی پایه، عکاسی منظره را به طور برجسته انجام داد. در این مقاله لنزک، ما چند پیشنهاد برای تجهیزات عکاسی منظره «مینیمالیستی» یا ساده گرایانه را با شمابه اشتراک خواهیم گذاشت. ممکن است از فهمیدن این که احتمالا در حال حاضر هر چیزی که برای شروع نیاز است را در اختیار دارید، شگفت زده شوید.
طرز فکر عکاس منظره

منمدت ها پیش یاد گرفتم که گرفتن یک عکس منظره قوی، خیلی بیشتر از ابزارهاییکه در اختیار دارید، به داشتن درک درستی از کاری که می خواهید انجام دهید،بستگی دارد. در آن روزها، من فقط یک دوربین و یک لنز داشتم. حتی یک سه پایه هم نداشتم. لنزم Canon 28-135mm بود و من فقط به این دلیل از آن استفاده می کردم چون تنها لنزی بود که همراه دوربینم آمده بود. اوه، و دوربینم، اولین دوربین دیجیتالی بود که تا آن زمان داشتم.
[تجهیزات مورد نیاز عکاسی منظره]

یکی از اولین عکس های منظره که با دوربین دیجیتال جدیدم گرفتم. سیرکا ۲۰۱۰٫

ازآن زمان، من و تجهیزاتم، دیدگاهم، و عکاسی ام پیشرفت کرده ایم. با این حال، این واقعیت هنوز به قوه خود باقی است که حتی آن زمان هم این تجهیزات من نبود که به کاری که انجام می دادم معنا می بخشید. بلکه تمایل من به یادگیری و تمرین بود؛ این فکر که من تجهیزات «درست» برای عکاسی از مناظر ندارم، هیچ وقت به ذهن من راه پیدا نکرد.

من فقط خوشحال بودم که یک دوربین، هوای آزاد، و جایی برای عکس گرفتن داشتم. من می دانستم که باید از مناظری که می بینم عکس بگیرم، و از آنجا سعی کردم با چیزهایی که در آن زمانداشتم به بهترین نحو کار کنم. بنابراین با این طرز فکر، چند مورد تجهیزاتیکه فکر می کنم برای عکاس منظره مینیمالیست یا ساده گرا ضروری هستند را به اشتراک می گذارم. این لیست بسیار کوتاه است، و تنها شامل سه چیز می باشد.
۱
یک دوربین

بله،لازم به گفتن نیست که اگر می خواهید عکس منظره یا هر عکس دیگری بگیرید، بهیک دوربین نیاز دارید. امروزه ده ها (حداقل) مدل دوربین دیجیتال اعم از دوربین های نسبتا ارزان تا دوربین هایی با قیمت های نجومی وجود دارد که می توانید از بین آنها انتخاب کنید. توصیه من به شما این است که اگر یک بدنه دوربین قابل سرویس دهی (تعمیر) مناسب برای کار منظره می خواهید، این فکر کهبه آخرین و بهترین دوربین برای ایجاد عکس های منظره قوی نیاز دارید را از ذهنتان بیرون کنید.

اولین دوربین دیجیتالم که قبلا اشاره کردم Canon7D بود، که من هنوز هم از آن استفاده می کنم. این مدل، دوربین خوب، قوی، وتنومندی است که من آن را با خودم همه جا برده ام. اما اگر می خواستم یک بار دیگر این کار را انجام دهم، یک بدنه دوربین بسیار ارزان قیمت تر می خریدم. چرا؟ اگرچه داشتن قابلیت فوکوس خودکار فوق العاده سریع خوب است، امااگر در حال عکاسی از چیزهای عمدتا ثابت و ایستا باشید، چندان لازم نیست. اگر قصد دارید از طیف وسیعی از سوژه ها عکس بگیرید، مانند مراسم عروسی، ورزش ها، و غیره…، ملاحظات دیگری نیز ممکن است وارد کار شوند.
[تجهیزات مورد نیاز عکاسی منظره]

امابه عنوان یک توصیه کلی برای عکاسی از منظره، دوربینی با بالاترین میزان مگاپیکسل که می توانید هزینه کنید (ترجیحا ضد آب) بخرید و چیزهای دیگر را فراموش کنید. پول خود را برای چیزهای مهم تر نگه دارید. و همین…
۲
لنز

لنزچشم دوربین است. عکس ها تنها نمایش فیزیکی نور هستند و آن نور قبل از این که به دوربین برسد، باید از میان لنز شما عبور کند. من با انواع لنزها، از خیلی خوب گرفته تا ارزان قیمت، از مناظر عکس گرفته ام. همچنین از لنزهایی با فواصل کانونی مختلف اعم از ۱۰mm تا ۶۰۰mm (بله واقعا) استفاده کرده ام.

برخیاز آنها لنزهای کاملا دستی ۳۰ ساله بودند که به قیمت ۱۰ دلار در یک فروشگاه دست دوم فروشی خریده بودم و بقیه حدود ۳۵۰۰ دلار قیمت داشتند. نقطهاشتراک همه آنها چه بود؟ اجازه می دادند نور وارد دوربینم شود تا بتوانم عکس بگیرم.
[تجهیزات مورد نیاز عکاسی منظره]

اگرچه درست است که فواصل کانونی خاص اثرات مختلفی بر عکاسی منظره دارند، اما هیچ قانونی وجود ندارد که شما لزوما باید از یک لنز واید یا هر فاصله کانونی دیگری برای عکاسی منظره استفاده کنید. تقریبا هر لنزی که دارید قابلیت ثبت یک عکس منظره خوب را دارد. لنزهای واید، مثلا ۱۴mm تا ۳۵mm، مقدار بیشتری از محیط اطراف را ثبت می کنند و یک حس باز بودن به عکس های شما می دهند، اما الزامینیستند.
[تجهیزات مورد نیاز عکاسی منظره]

گرفته شده در ۲۴mm

اگربه دنبال لنزی هستید که بدون ورشکست شدن یا نیاز به خرید چندین لنز، بتوانید از آن برای عکاسی منظره استفاده کنید، به دنبال سریع ترین (کوچکترین عدد f) لنزی که می توانید پیدا کنید بگردید، که در محدوده لنزهایواید متوسط قرار داشته باشد. می گویم واید متوسط چون با وجود این که مناظررا تقریبا می توان با استفاده از هر فاصله کانونی ثبت کرد، اما معمولا لنزهای وایدتر متنوع تر هستند. چیزی در محدوده ۱۴mm تا ۵۰mm کافی است. امروزه گزینه های زیادی برای لنزهای پرایم (با فاصله کانونی ثابت) سریع باکیفیت با قیمت های زیر ۱۰۰ دلار وجود دارد.

لنزک: به لنز هایی سریع گفته می شود که گشودگی دیافراگم بیشتری دارند. یعنی امکان تنظیم دیافراگم های باز تر یا ضریب اف های کوچک (مثل f/1.2) وجود داشته باشد.
۳
سه پایه

اینروزها هیچ کس نمی خواهد یک سه پایه را با خود به این طرف و آن طرف حمل کند. و درست است، راه هایی برای رفع نیاز به سه پایه در برخی از انواع عکاسی وجود دارد. اما این مسئله شامل کار عکاسی منظره نمی شود. اغلب اوقات نورپردازی (روشنایی) در یک صحنه نیازمند یک سرعت شاتر طولانی است که نگه داشتن دوربین در دست امکان پذیر نیست.

اگرچه همیشه کسی هست که بگوید«من می توانم دوربین را به مدت ده ثانیه بی حرکت نگه دارم!»، اما واقعیت این است که اگر در عکس های منظره خود وضوح کامل می خواهید، به یک سه پایه نیاز دارید. پایان داستان.
[تجهیزات مورد نیاز عکاسی منظره]

البته،این بدان معنی نیست که شما باید ماشین خود را بفروشید تا یک سه پایه قابل استفاده بخرید. من اولین سه پایه ام را به قیمت ۳۵ دلار از فروشگاه والمارتخریدم. آیا آخرین مدل فیبر کربن سبک با یک سرپوش توپی گرافیتی و یک نگهدارنده فنجان بود؟ البته که نه. آیا پایه و اساس محکمی برای دوربین من فراهم می کرد؟ قطعا.

هنگامی که به دنبال سه پایه می گردید، یکی از چیزهایی که باید مد نظر قرار دهید، رتبه بندی (درجه) وزن است. مطمئن شوید سه پایه ای بگیرید که بتواند ترکیب دوربین و لنز شما به اضافه حدود یک سوم دیگر از وزن آنها (مثلا یک کوسن) را تحمل کند. درست مانند دوربین، تاکید براهمیت سه پایه هم تا حدودی متناقض است، چون عملکرد جامع و مهمی در کار شمادارد، اما در عین حال کاری بیش از ثابت نگه داشتن دوربین شما انجام نمی دهد.
[تجهیزات مورد نیاز عکاسی منظره]

سه پایه ای پیدا کنید که ارتفاع مورد نیاز و قابلیت حمل و نقل آسان را به شما بدهد و بتواند وزن تجهیزات دوربین شما را تحمل کند. چیزهای دیگر فقط تجملات است.
سخن آخر در مورد عکاسی منظره و مینیمالیسم

اینروزها، من خودم را خوش شانس می دانم که تجهیزات متنوع تری نسبت به ۱۵ یا ۱۰ سال پیش دارم. اما به طور کلی، ۹۰% کار عکاسی منظره من تنها با استفاده از دو لنز انجام می شود که در محدوده ۱۴mm تا ۲۴mm هستند. مواقعی وجود داردکه من از محدوده ۵۰mm و بیشتر از آن هم استفاده می کنم، اما خیلی کم پیش می آید.

بنابراین، اگر واقعا مجبور بودم، تقریبا می توانستم تمام کارم را با یک دوربین و در صورت نیاز یک لنز ۲۴mm انجام دهم. به یاد داشته باشید که شما واقعا فقط به سه چیز نیاز دارید:

۱- دوربین – دوربینی با بالاترین رزولوشنی که می توانید از عهده هزینه آن برآیید، بخرید. ضد آب بودن آن هم یک مزیت است.

۲-لنز – به دست آوردن نتایج عالی تنها با یک لنز، امکان پذیر است. اگر می توانید، یک لنز واید متوسط با سرعت بالا (عدد f کم) پیدا کنید. کلید کار این است که یاد بگیرید از پتانسیل کامل هر لنزی استفاده کنید.

۳- سهپایه – حتی یک فرد مینیمالیست یا ساده گرا هم به سه پایه نیاز دارد. اگر انتظارات واقع گرایانه داشته باشید، سه پایه های فوق العاده ارزان قیمتی وجود دارند. مطمئن شوید از سه پایه ای استفاده می کنید که می تواند سنگین ترین ترکیب دوربین و لنز شما به اضافه یک سوم وزن آنها را تحمل کند.
ن
نتیجه گیری

بله،این واقعا تمام چیزی است که برای ایجاد عکس های منظره نیاز دارید. تجهیزاتی که استفاده می کنید، می تواند به قلمرو فیلترهای GND آخرین مدل، دوربین های چند هزار دلاری، سه پایه های فضایی، و لنزهایی که باعث افتخار ناسا می شوند، گسترش یابد. اما وقتی همه این چیزها را کنار بگذارید، تنها سه چیز مورد نیاز است: یک دوربین، یک لنز، و یک سه پایه.

زمانی که اینها را داشته باشید، تمام چیزهای دیگر به خودتان بستگی دارد. تبدیل شدن به یک عکاس منظره موفق بیشتر به نحوه دیدن نور، صحنه، و مهارت شما در متناسب کردن تصویر با تجهیزاتی که در اختیار دارید، وابسته است. یک عکاس منظره ساده گرا بودن لزوما به معنی متوسط و سطح پایین بودن نیست.

نویسنده: آدام ولش (Adam Welch)

منبع:

لنزک

نکاتی برای تبدیل اشیاء روزمره به صحنه های مفهومی

1 آذر 1397

 من یک عکاس اجسام بی جان هستم، اما دوست دارم به خودم به عنوان شخصی که داستان های جادویی درباره اشیاء روزمره می گوید، فکر کنم. شما به لوازم گران قیمتی برای عکاسی از اجسام بی جان (Still life photography) موفق نیاز ندارید – در این آموزش عکاسی اجسام بی جان مفهومی من نکاتی را در مورد تبدیل اشیاء ساده به صحنه های مفهومی جادویی با شما به اشتراک می گذارم.عکاسی نوزاد

جهانبیشتر از آنچه فکر می کنید، فرصت های داستانسرایی در اختیار شما قرار می دهد. یک فنجان قهوه خیلی کسل کننده است، اما این بدین معنی است که می تواندبه شما کمک کند تا هر داستانی که می خواهید بگویید. شاید این فنجان قهوه متعلق به یک ستاره شناس باشد و ستاره ها یا ماه گرفتگی را نشان دهد. یا ممکن است تصور کنید که متعلق به هنرمندی است که از روی حواس پرتی قلم موها ومدادهای خود را داخل فنجان قرار می دهد. حتی بادبادک یا بالن های کوچک نیزمی توانند در ابرهای بخاری که از فنجان خارج می شوند، پرواز کنند.برگزاری مراسم جشن تولد
[عکاسی اجسام بی جان مفهومی]

مخلوق نور
۱
از لوازم محدود استقبال کنید

جادوو فانتزی در مجموعه عکس هایی که من در اینجا به اشتراک گذاشته ام شایع تر هستند، اما اکثر لوازمی که استفاده کردم کتاب و بطری های شیشه ای بودند – که پیدا کردن آنها سخت نیست، و چیزهای تجملی و عتیقه ای هم نیستند. در واقع، فقدان لوازم خاص یکی از چالش های عکاسی از اجسام بی جان است که به نظر من بسیار جذاب است.

بدون لوازم زیاد، تخیل من جاهای خالی را پر می کند! من می توانم با یک تکه کاغذ ترسیم، یک اژدها بسازم، در اطراف یک دونات کهکشان ایجاد کنم، یا حتی یک اسب شاخدار کوچک را به زندگی بر روی قفسه کتابم دعوت کنم. تنها با دو اسپیدلایت و یک رفلکتور، می توانم داستان هایی از فضا، معجون های جادویی، مسافران، دانشمندان، و جادوگران بگویم. جالب ترین بخش کار ایجاد یک مفهوم افسانه ای است – تمام کارهای تکنیکی تنهاتکالیف جبری هستند.
[عکاسی اجسام بی جان مفهومی]

گلوله های آتشین برای مبتدیان
۲
همیشه با یک طرح اولیه شروع کنید

توصیهای که من به هر کسی که می خواهد وارد کار عکاسی از اجسام بی جان مفهومی شود می کنم این است که همیشه با یک طرح اولیه شروع کند. ای کاش کسی زودتر این را به من گفته بود! این کار به شما اجازه می دهد تا در مورد شخصیت و داستان خود فکر کنید، سوال های مهم بپرسید، و جزئیات زیبا اضافه کنید.

عکاسانزیادی وجود دارند که می توانند در حین کار به یک ایده فکر کنند، اما من قطعا یکی از آنها نیستم. طراحی و برنامه ریزی از قبل، یک جزء اصلی کار یک عکاس اجسام بی جان است. همچنین به ترغیب الهاماتی کمک می کند که از کار عکاسان دیگر نشأت نمی گیرند. الهام از واسطه های دیگر و زندگی روزمره شما پرورش می یابد.
[عکاسی اجسام بی جان مفهومی]

T-Rex و حس زیبای آن
۳
خارج از منطقه امن خود به دنبال الهامات ذهنی بگردید

همهما مجبوریم در زمینه کاری خاص خود به دنبال الهامات ذهنی بگردیم، اما در مورد ادبیات و موسیقی چطور، یا پادکست و شعر؟ من عکسی دارم که تنها از یک خط از یک آهنگ اثر The National الهام گرفته است. داشتن یک ذهن باز برای الهام گرفتن ضروری است.

خود را به دانش عکاسی محدود نکنید: چیز جالبی در مورد زیست شناسی، علم خودشناسی، یا رقص یاد بگیرید. ایجاد تنوع قابل اطمینان ترین راه برای جلوگیری از ته کشیدن خلاقیت است.

لنزک: اگر به خلاقیت در عکاسی علاقه مند هستید، سری به سایر مقالات خلاقیت سایت بزنید.
[عکاسی اجسام بی جان مفهومی]

مخلوق نور
۴
تقویت جزئیات جالب

نکتهمهم دیگری که به روح بخشیدن به اشیاء روزمره کمک می کند، این است که به طور خاص عمل کنید. الیزر یودوفسکی (Eliezer Yudkowsky) آن را «فضیلت محدودیت» می نامد. به این فکر کنید که چه چیزی شیء شما را جالب می کند – چطور است که شما را هیپنوتیزم کند یا یک احساس گرما و خواب آلودگی به شما بدهد؟

به عنوان مثال بیایید از یک فنجان چای استفاده کنیم. شاید بتوانید از طریق یک فنجان شفاف، نور خورشید را در چای خود ببینید. سپس آن را روی یک دسته کتاب قرار دهید و با نور پس زمینه از آن عکس بگیرید تا زیبایی آن را نشان دهید.
[عکاسی اجسام بی جان مفهومی]

کلکسیون آتش

یاشاید عطر و طعم را دوست دارید؟ اطراف فنجان را با ادویه جات و گل ها پر کنید تا به بیننده خود نشان دهید که عطر این گلبرگ های گل رز، شکر وانیلی، واسطوخودوس در فنجان چای شما چگونه است. یا شاید آن را دوست دارید چون باعثآرامش شما می شود. در این صورت، می توانید آن را با یک داستان موقع خواب وماه و ستاره های کاغذی در بالای بخار چای خود ترکیب کنید. هنگامی که تصمیمگرفتید که کدام ویژگی خاص شیء خود را بیشتر از همه دوست دارید، این جزئیاتشما را به سمت بقیه روند کار هدایت خواهند کرد.

برای من، اجسام بی جان با ارزش ترین ژانر عکاسی است، بنابراین به شما توصیه می کنم که آن را امتحان کنید. به دقت به پتانسیل پنهان اشیاء، دگرگونی های کوچک آنها، و ارتباط ظریف بین آنها نگاه کنید. عکاسی اجسام بی جان شما را به یک کاوشگر در دنیای اشیای بی جان تبدیل می کند.

برای مطالعه آموزش های عکاسی بیشتر از دینا بلنکو، یکی از برترین ها در ژانر عکاسی اجسام بی جان، اینجا کلیک نمایید.

نویسنده: دینا بلنکو (Dina Belenko)

منبع:

لنزک

چطور عکاس پرتره بهتری شوید

1 آذر 1397

 اگر به هر عکاس کهنه کاری که از اشخاص عکس می گیرد در حین عکاسی نگاه کنید، قصد و نیت عمدی او را خواهید دید – یعنی عکاس هی حرفه ای حساب شده عمل می کنند. البته نه فقط در مورد دوربینشانو تنظیمات آن، بلکه در مورد سوژه خود. بروس گیلدن زمان زیادی را صرف عکس گرفتن از مردم نیویورک در خیابان ها می کند. نیک نایت در استودیوی عکاسی خود یا در محل عکاسی ساعت ها وقت با مدل ها می گذراند. روابطی که آنها با افرادی که از آنها عکس می گیرند دارند، حساب شده و هدفمند است.  آتلیه نوزاد
[عکاسی پرتره] سالن تولد کودک

عکاسانیکه تجربه کمتری دارند، یک عکس پرتره را به شیوه ای متفاوت می گیرند. آنها به دوربین در دست خود نگاه می کنند، تصمیمات تکنیکی می گیرند، تنظیمات را بررسی کرده و تغییر می دهند، لنزها را عوض می کنند، و شاید فیلتر اضافه کنند. آنها همه این کارها را با قصد ایجاد عکس های بهتر انجام می دهند.

در همین حال، سوژه عکاسی پرتره احتمالا کمی احساس سردرگمی یا نادیده گرفته شدن می کند. او ممکن است بی علاقه، یا حتی خسته شود.

تعاملبا شخصی که می خواهید از او عکس بگیرید، خیلی بیشتر از ور رفتن با دوربینتان در دقیقه آخر، به شما کمک می کند تا عکس های بهتری بگیرید.
ارتباط برقرار کنید

بهسوژه خود توجه کنید. شما هیچ وقت نمی بینید که یک عکاس حرفه ای باتجربه وقتی در کنار سوژه خود است، بر روی دوربین تمرکز کند. آنها از قبل حواسشان به نوردهی و گزینه های فوکوس و… بوده است.

در رابطه با سوژه، توجه نشان دان و تعامل با آنها کمک می کند تا آرام شوند. هنگامی که سوژه از روندکار لذت ببرد و احساس خوبی در مورد آن داشته باشد، پرتره های خیلی بهتری خواهید گرفت.
[عکاسی پرتره]

برای این عکس که در طی یک نمایش خیابانی گرفته شد، من می خواستم پس زمینه را حذف کنم. این کار سخت بود، چونمردم و فعالیت ها در همه جا وجود داشتند. من مجبور شدم او را جابجا کنم تازمانی که هیچ چیز حواس پرت کننده ای در پشت او وجود نداشته باشد. همانطور که این کار را انجام می دادم، با او صحبت می کردم و به او نشان می دادم که می خواهم دست هایش را چطور نگه دارد. او مجذوب این دقت من شده بود و از تعامل لذت می برد.
حتی اگر زمان کمی برای گرفتن یک عکس پرتره دارید، یادگیری برقراری ارتباط بهترین کاری است که می توانید برای بهبود کار هنری خود انجام دهید. برای من این کار بسیار دشوار بود، چون من ذاتا خجالتی هستم.
[عکاسی پرتره]
اعتماد به نفس خود را به طور هدفمند تقویت کنید

شغلمن در بخش عکاسی یک روزنامه آغاز شد. من به سرعت متوجه شدم که برای موفق شدن باید بر اعتماد به نفس نداشتنم غلبه کنم. اکثر عکس ها در روزنامه ها حداقل شامل یک شخص در ترکیب بندی هستند، بنابراین اگر من بر این عدم اعتمادبه نفس غلبه نمی کردم، نمی توانستم شغلم را برای مدت طولانی حفظ کنم.

اگربه ارتباط با مردم عادت ندارید، در صورتی که بخواهید پرتره های جذاب بگیرید، باید خودتان را تغییر دهید. ظعکاسان خجالتی اغلب فکر می کنند که «من نمی خواهم چیزی را به مردم تحمیل کنم، یا باعث دردسر آنها شوم». این اولین جنبه عکاسی پرتره است که باید روی آن کار کنید.
[عکاسی پرتره]

بهجای فکر کردن به این که شما باعث زحمت آنها هستید، فکر کنید که ممکن است با عکاسی از کسی روزش را بسازید. مردم اغلب توجه را دوست دارند. اگر با یک لبخند و روشی دوستانه به آنها نزدیک شوید، از واکنش های آنها شگفت زده خواهید شد.
دوباره از مکان های تکراری بازدید کنید

برقراری ارتباط با مردم در طول زمان به شما اجازه خواهد داد تا راحت تر از آنها عکسبگیرید. ما در چیانگ مای تایلند کارگاه های عکاسی برگزار می کنیم. مردم بازارها و روستاها اکنون کاملا با ما آشنا هستند. ما مردم زیادی را می شناسیم که از این که از آنها عکس گرفته شود لذت می برند. ما به طور هدفمند با مردم ارتباط برقرار می کنیم.

ممکن است یک بازار محصولات کشاورزی محلی یا باشگاه فوتبال فرزندتان در حوالی شما باشد که بتوانید به طور مرتب با دوربین خود به آنجا بروید. دوباره به آن مکان ها برگردید و از همان شرایط عکس بگیرید. انجام این کار به ایجاد روابط – و اعتماد به نفس شما – کمک می کند.
[عکاسی پرتره]

من هیچ وقت قبلا از این مرد عکس نگرفته بودم. اما او مرا در آن اطراف دید که مشغول عکاسی بودم و مشتاق بود که از او عکس بگیرم. چنین اتفاق هایی باعث می شود کار برای عکاس آسان شود. اینقدر صریح و مایل بودن او به این معنی بود که من می توانستم به راحتی با او تعامل برقرار کرده و یک پرتره محیطی بسیار طبیعی بگیرم، با وجود این که ژست گرفته بود (عکس کاندید یا بی هوا – بدون متوجه بودن سوژه نبود). من به او علاقه نشان دادم، و در مورد محصولی که می فروخت از او سوال کردم و او بهگرمی پاسخ داد.
کنترل دوربین خود را به دست بگیرید

دوربین خود را بشناسید. از قبل برنامه ریزی کنید و قبل از این که سوژه را ببینید، تجهیزات خود را تنظیم کنید. لنز مناسب انتخاب کنید. حدس بزنید که نور چطور خواهد بود و آیا یک پس زمینه نرم می خواهید یا شارپ و فوکوس شده. اگر در مورد استفاده از مُد نوردهی دستی (M) مطمئن نیستید، مُد اولویت دیافراگم (Aیا Av) را انتخاب کنید تا بتوانید عمق میدان مورد نظر خود را به دست آورید.

زمانی که دوربین خود را خوب بشناسید و کنترل آن را به دست گیرید، آزاد خواهید بود تا با سوژه خود تعامل برقرار کنید. حرف زدن با سوژهقبل از گرفتن عکس او بسیار مفیدتر از ور رفتن با تنظیمات دوربین است.
[عکاسی پرتره]

منبارها این باربر را در بازار دیده بودم، و احساس می کردم که کمی خجالتی است. اما من می خواستم از او عکس بگیرم. او چهره ای جالب و خالکوبی های سنتی بر روی بازوهای خود دارد.

وقتی او را دیدم که بر روی چرخ دستی خود استراحت می کرد، نوردهی را به صورت دستی تنظیم کردم و بدون این که بفهمد یک عکس آزمایشی از آن طرف خیابان از او گرفتم. من فاصله فوکوسم را تخمین زدم و آن وقت به او نزدیک شدم. من پیش بینی کرده بودم که او خجالتی باشد، و برخی از فروشندگان ممکن است او را دست بیاندازند و ترغیب کنند که لبخند بزند.

او موافقت کرد که من از او عکس بگیرم. اما همانطور که داشتم این کار را می کردم، دست هایش را در کنار خود گذاشت. من از او خواستمتا دوباره آنها را همان جایی که بودند بگذارد، و توضیح دادم که می خواهم از خالکوبی هایش نیز عکس بگیرم.

در این لحظه کوتاه دو سه نفر شروع کردند او را دست انداختن. او خجالت کشید و چرخ دستی اش را به سمت پایین خیابان هل داد. این تنها عکس واضحی است که از او گرفتم.

اگر من مشغول آماده کردن دوربینم می شدم و با او تعامل برقرار نمی کردم، شک دارم که این عکس اینقدر جالب می شد.

دفعهبعد که او را دیدم، یک نسخه چاپ شده از پرتره اش را به او دادم. حالا وقتیما از بازارها دیدن می کنیم، او همیشه به من «سلام» می کند و یک لبخند بزرگ به من تحویل می دهد.
از اساتید کهنه کار یاد بگیرید

زمانی که من داشتم عکاسی را یاد می گرفتم، نه یوتیوب بود و نه هیچ سایت آموزش عکاسی ای که به من کمک کند. این روزها ده ها مستند و برنامه وجود دارد که عکاسان را در حین کار نشان می دهد. عکاسانی را پیدا کنید که کارشان را تحسین می کنید و نحوه کار آنها را یاد بگیرید.

یکی از پیج های اینستاگرام مورد علاقه من، پرتره های لی جفریز (Lee Jefferies) است.
به طور هدفمند تعامل برقرار کنید

دفعه بعد که یک پرتره می گیرید، به جای دوربین، بیشتر با سوژه خود صحبت کرده و ارتباط برقرار کنید.

و اگر هنگام ایجاد یک پرتره گفتگوی جالبی با کسی داشتید، داستان خود را در قسمت نظرات با ما به اشتراک بگذارید.

نویسنده: کوین لندور یوهان (Kevin Landwer-Johan)

منبع:

لنزک

عکاسی با سیستم فوکوس خودکار دوربین

21 آبان 1397

 اگر به دنبال ثبت عکس های واضح و شارپ هستید، این آموزش فوکوسخودکار برای شماست. در این مقاله با انواع فوکوس خودکار (Autofocus یا AF)مثل فوکوس تشخیص فاز و تشخیص کنتراست آشنا شده، مُد های فوکوس خودکار و تنظیمات فوکوس خودکار دوربین های نیکون و کانن را بررسی کرده و عکاسی با سیستم فوکوس خودکار دوربین را آموزش می دهیم. عکاسی بارداری در آتلیه بارداری


آیاتا به حال پیش آمده که بعد از یک جلسه عکاسی در مورد عکس هایی که گرفته اید احساس اطمینان داشته باشید، اما بعد از بررسی دقیق تر متوجه شده باشید که اکثر تصاویر به میزان کم یا زیاد، عقب یا جلو فوکوس شده اند؟ اگر اینطوراست، این مقاله قطعا برای شماست!

چشم های من ناخودآگاه به سمت تصاویر به وضوح شارپ و دارای جزئیات کشیده می شوند، چون من در جوانی کارهای برخی عکاسان خبری مانند گوردن پارکز، دایان آربوس، الیوت ارویت، و یوجین ریچاردز را بررسی و مطالعه می کردم.
این عاسان نه تنها محتوای حقیقی و دیدنی (لحظات) را ثبت می کردند، بلکه این کار را با چنان تیزهوشی و فراست تکنیکی انجام می دادند که حواس بصری مرا غلغلک می داد و ستون فقرات مرا به لرزه می انداخت. من می خواستم تصاویری ایجاد کنم که به اندازه همان تصاویری که می پرستیدم، تمیز و فریبنده باشند.
[عکاسی با فوکوس خودکار ]
فوکوسخودکار در عصر تکنولوژی دیجیتال مدرن، امکان ثبت سریع سوژه را فراهم می کند، اما این تکنولوژی در هنگام گرفتن تصاویر در محیط های پر هرج و مرج یا شرایط نامطلوب – و به طرز شگفت آوری، حتی در شرایط ایده آل – گاهی اوقات منجر به ایجاد نتایج بی ثبات و غیر قابل اطمینانی می شود.
قصد من از نوشتن این مقاله، بحث در مورد فوکوس خودکار (AF) است: این که چگونه کار می کند، و مُدها و نقاط AF مختلف موجود، برای اطمینان از فوکوس باثبات تر حتی در چالش برانگیزترین شرایط.
سیستم های فوکوس خودکار فوقالعاده پیچیده هستند و توضیح نحوه دقیق کار آنها خیلی طول می کشد و باعث گیج شدن ما می شود. بنابراین در اینجا توضیح مختصری در مورد دو نوع مُد فوکوس خودکار ارائه می دهم.
فوکوس تشخیص فاز
[عکاسی با فوکوس خودکار ]
فوکوستشخیص فاز (Phase detection) در DSLR ها بیشتر رایج است و از چیزی که تحت عنوان تقسیم کننده پرتو (beam-splitter) شناخته می شود، استفاده می کند. تقسیم کننده پرتو، نور (تصویر) را به سمت دو میکروسنسور متفاوت هدایت می کند، در نتیجه دو تصویر جداگانه و یکسان ایجاد می شوند. این دو تصویر به طور خودکار با استفاده از نرم افزار داخلی دوربین، هم تراز می شوند (در فوکوس قرار می گیرند).
اگر تا به حال از یک دوربین فیلم خور قدیمی تر با لنزهای فوکوس دستی استفاده کرده باشید، ممکن است به یاد بیاورید که چطور یک تصویر یا صحنه به صورت دو بخشی در مرکز منظره یاب ظاهر می شد، و فوکوس با هم تراز کردن دو تصویر تراز نشده به دست می آمد. تشخیص فاز نیز به همین روش کار می کند.
فوکوس تشخیص کنتراست
[عکاسی با فوکوس خودکار ]
فوکوستشخیص کنتراست (Contrast detection) مسلما دقیق تر از تشخیص فاز است، به خصوص هنگام عکاسی از سوژه های (پرتره های) کلوزآپ با یک دیافراگم باز (به عنوان مثال، f/1.4-f/2.8). تکنولوژی پشت آن سبک تر و ارزان تر است. سیستم های AF تشخیص کنتراست بیشتر در دوربین های بدون آینه کوچکتر و سبک تر مشاهده می شوند.
تشخیص فاز قوی تر و گران تر است، اما در مورد سوژه های در حال حرکت یا متحرک غیر قابل پیش بینی، سریع تر و قابل اطمینان تر نیز هست. مکانیزم تشخیص کنتراست بسیار ضعیف تر، سبک وزن تر و ارزان تر است، اما این سیستم به طور قابل توجهی آهسته تر و کُندتر از تشخیص فاز است.
برایاین مقاله، من بر سیستم های DSLR تمرکز می کنم (قصدم قیاس نیست)، چون آنها– در حال حاضر – برای عکاسی اکشن سریع و کم نور (به عنوان مثال، عکاسی خبری، ورزشی، حیات وحش، و مراسم عروسی) نقطه اتکاء هستند.
[عکاسی با فوکوس خودکار ]
منبا هر دو سیستم کانن و نیکون زیاد کار کرده ام (هر کدام از آنها نقاط قوت وضعف خودش را دارد)، اما طبق تجربه شخصی من، نیکون در زمینه به دست آوردن فوکوس سریع و دقیق در شرایط نامطلوب و نور کم با سوژه های در حال حرکت، بهتر است.
من اغلب با استفاده از نور موجود، لنزهای ثابت، و دیافراگم های باز – معمولا بین f/1.4 و f/2.8 – عکس می گیرم. در مورد ثبت لحظات کلیدی برای مشتریان مراسم عروسی، احتمال از دست دادن عکس ها بسیار زیاد است.
من به سرعت و دقت و تلاش برای ثبات نیاز دارم. من باید بتوانم آن لحظات تعیین کننده را همانطور که نمایان می شوند ثبت کنم، اما تصاویر شارپ نیز می خواهم. هیچ چیزی بیشتر از ثبت یک محتوای عالی که کمی خارج از فوکوس باشد، مرا ناامید نمی کند.
مسئله فوکوس دقیق، هنگام فوکوس بر روی سوژه های نزدیک به لنز یا هنگام استفاده از لنزهای سریع با دیافراگم های باز، حتی بیشتر برجسته می شود. در این موارد، درک کامل و جامع مُدهای فوکوس خودکار و نقاط AF دوربینتان از هر چیزی مهم تر است.
[عکاسی با فوکوس خودکار ]
هنگام ثبت سوژه های ثابت یا دارای حرکت آهسته، من با AF-S بهترین نتایج را به دست می آورم.من از نقطه فوکوس مرکزی دوربین استفاده می کنم، که دقیق ترین و قابل اطمینان ترین نقطه فوکوس خودکار AF)) محسوب می شود. من فوکوس را با نقطه AFمرکزی به دست آورده و قفل می کنم، سپس دوباره سریع ترکیب بندی می کنم و عکس می گیرم.
دوربین های امروزی مجهز به نقاط فوکوس خودکار (AFpoints) زیادی هستند. بسته به این که از چه مدل دوربینی استفاده می کنید، می توانید تا ۱۵۳ نقطه را انتخاب کنید. نقاط AF معمولا زمانی که دکمه کنترلشاتر تا نیمه فشار داده می شود، با رنگ قرمز یا سبز، روشن می شوند.
مُدهای فوکوس (هم برای نیکون و هم کانن)
[عکاسی با فوکوس خودکار ]
(AF-A)Autofocus Automatic در نیکون | AI Focus AF در کانن
رمُد (AF-A)Autofocus Automatic ، دوربین صحنه را تحلیل و بررسی کرده و تعیین می کند که از کدام نقطه/نقاط AF استفاده کند. بر اساس این که سوژه حرکت می کند یا ثابت است، برای به دست آوردن فوکوس، به طور خودکار بین AF-Sو AF-C جابجا می شود.
Single Servo AF (AF-S) در نیکون | One-Shot AF در کانن
درمُد Single-Servo AF (AF-S)، نقطه AF انتخاب شده فوکوس را بر روی سوژه قفلمی کند، تا زمانی که دکمه کنترل شاتر تا حدی فشرده باقی بماند. قفل فوکوس معمولا با روشن شدن یک دایره توپر در منظره یاب نشان داده می شود.
هنگامیکه فوکوس به دست آمد و قفل شد، صحنه مجددا بدون از دست دادن فوکوس بر روی سوژه(های) انتخابی ترکیب بندی می شود. این مُد AF برای سوژه هایی که ثابت هستند، ایده آل است.
Continuous Servo AF (AF-C) در نیکون | AI Servo AF در کانن
درفوکوس Continuous Servo AF (AF-C)، دوربین به فوکوس کردن (و تنظیم فوکوس) بر روی نقطه AF انتخاب شده ادامه می دهد، تا زمانی که شاتر فعال شود. این مُد AF برای سوژه های در حال حرکت ایده آل است.
مُد AF Area (نقاط AF)
علاوه بر این مُدهای فوکوس، دوربین های DSLR نیکون و کانن مجهز به نقاط AF متعدد و گزینه های مُد ناحیه AF می باشند.
[عکاسی با فوکوس خودکار ]
مُدهای AF Area در نیکون
نیکون به شما اجازه می دهد تا گزینه های مُد ناحیه AF زیر را انتخاب کنید:
SinglePoint – عکاس یک نقطه AF تنها را به صورت دستی تعیین می کند، و دوربین در نقطه AF انتخاب شده بر روی سوژه فوکوس می کند، که برای سوژه های ثابت بهترین گزینه است.
Dynamic Area – عکاس نقطه AF را به صورت دستی تعیین می کند، مانند Single Point AF (بالا). با این حال، اگر سوژه حرکت کرده و ناحیه نقطه AF انتخاب شده را ترک کند، دوربین بر اساس نقاط AF اطراف تنظیم می شود و مطابق با آن مجددا فوکوس می کند. این گزینه برای سوژههایی که به طور غیر قابل پیش بینی حرکت می کنند، بهتر از همه عمل می کند.
Auto – دوربین تعیین می کند که کدام نقطه AF شامل سوژه است و به طور خودکار فوکوس می کند.
۳D– عکاس نقطه AF را به صورت دستی تعیین می کند. هنگامی که دکمه کنترل شاتر تا حدی فشرده می شود، و دوربین فوکوس را به دست می آورد، عکاس صحنه را دوباره ترکیب بندی می کند، و دوربین به صورت خودکار به یک نقطه AF جدید جابجا می شود تا فوکوس را برای سوژه انتخاب شده حفظ کند.
مُدهای AF Area در کانن
گزینه های AF Mode کانن بسیار شبیه به نیکون هستند، اما بیشتر مبتنی بر گروه های نقاط AF برای دستیابی به فوکوس می باشند.
AFPoint Expansion – این مُد به شما اجازه می دهد تا برای سوژه هایی که در حال حرکت هستند یا کنتراست زیادی برای به دست آوردن فوکوس سریع ندارند، یک نقطه AF اولیه را همراه با ۴ یا ۸ نقطه AF دیگر در اطراف آن انتخاب کنید.
ZoneAF – این گزینه خوشه ای از ۹ یا ۱۲ گروه نقطه AF قابل حرکت برای دستیابی به فوکوس بر روی نزدیکترین سوژه ای که در ناحیه انتخابی شما قرار می گیرد، فراهم می کند.
Auto AF Point Selection – در این مُد، تمام نقاط AF فعال هستند و بسیار شبیه به مُد ۳D AF نیکون، فوکوس را ردیابی می کنند.
اگرشما هم مثل من باشید، این گزینه ها می توانند هیجان انگیز، اما فوق العادهسخت باشند. بنابراین، از شما می خواهم که یک نفس عمیق بکشید و ادامه مطلب را بخوانید. چون در ادامه در مورد کاربردهای عملی و استفاده از این اطلاعاتدر محل عکاسی صحبت می کنم.
من در درجه اول یک عکاس پرتره و مراسم عروسی هستم که وسواسش برای ایجاد تصاویر شارپ به تجربیات زیادی در طول ۲۰ سال فعالیت حرفه ای اش منجر شده است. من با هر ترکیب بدنه DSLR و لنزی که بتوانید تصور کنید کار کرده ام و چیزی که می خواهم به شما بگویم یکراز نیست؛ یک تاییدیه است.
کالیبراسیون لنز
اول، من بهترین فوکوس و وضوح تصویر خود را با استفاده از لنزهای اختصاصی ثابت بهدست آورده ام. کالیبراسیون لنز مناسب نیز در دستیابی به نتایج مطلوب با ترکیب DSLR ها و لنزهای اختصاصی – هم ثابت و هم زوم – سودمند است. کالیبراسیون لنز اولین گامی است که باید برای دستیابی به ثبات و دقت در زمینه فوکوس بردارید.
نیکون در برخی از بدنه DSLR های حرفه ای جدیدتر خود تنظیم دقیق فوکوس خودکار را ارائه می دهد (AF fine-tuning)، و من نمی توانم بگویم که چه ابزار ارزشمندی است. کانن نیز به عکاسان خود اجازه می دهد تا لنزهای حرفه ای خود را با بدنه های حرفه ای تنظیم و کالیبره کنند (AFMicroadjustment)، اما در حال حاضر این قابلیت هنوز یک فرآیند دستی است.
[عکاسی با فوکوس خودکار ]
می دانید که هیچ ترکیب بدنه دوربین و لنزی کامل و بی نقص نیست و تمام ترکیبات بدنه/لنز می توانند از کالیبراسیون لنزهای شما نفع ببرند. شما چه یک دوربینجدیدتر داشته باشید که به شما اجازه دهد به صورت خودکار کالیبره کنید، و چه یک سیستم قدیمی تر داشته باشید و مجبور باشید کالیبراسیون لنز را به صورت دستی انجام دهید، این کار لازمه ایجاد تصاویر شارپ همیشگی است.
مندر زمینه کار با نقاط AF و مُدهای AF تجربه زیادی دارم. من متوجه شده ام که فوکوس نقطه مرکزی، و Single-Servo AF (AF-S) برای اشیاء ثابت یا دارای حرکت آهسته، باثبات تر از هر ترکیب موجود دیگری از نقطه AF و مُد فوکوس است.
من ترجیح می دهم از نقطه AF مرکزی برای به دست آوردن و قفل کردن فوکوس استفاده کنم، سپس برای ثبت تصویر نهایی مجددا صحنه را ترکیببندی کنم، به جای این که از نقاط AF که به لبه منظره یاب نزدیک تر هستند استفاده کنم. من همیشه به این روش عکس نمی گیرم، اما از طریق مقایسه فهمیدهام که این روش سریع تر و قابل اطمینان تر است و فوکوس نیز در عکس ها دقیق تر می باشد.
نقاط AF و مُدهای فوکوس دوربین شما به شدت وابسته به کنتراست موجود در صحنه می باشند. نقطه AF مرکزی کنتراست را تشخیص می دهدو در نتیجه سریع تر و دقیق تر از نقاط نزدیک به لبه منظره یاب یا تصویر، فوکوس را به دست می آورد.
علاوه بر این، نقاط AF مرکزی نقاط فوکوس متقاطع (cross-type) هستند، که قادر به فوکوس کردن به صورت خطی در دوجهت افقی و عمودی می باشند.
فوکوس بر روی سوژه های در حال حرکت
منمتوجه شده ام که هنگام فوکوس کردن برای سوژه های در حال حرکت، استفاده از Continuous-Servo AF (AF-C) همراه با مُد Dynamic Area AF (نیکون) یا Zone AF (کانن)، حتی در شرایط نور بسیار کم نیز بهترین و باثبات ترین نتایج را ارائه می دهد.
به خاطر داشته باشید که مُدهای Dynamic و Zone AF اجازه انتخاب گروه های نقاط AF اعم از گروه های ۸-۴ نقطه ای را برای حفظردیابی فوکوس مداوم برای سوژه های در حال حرکت به شما می دهند.
هنگامیکه من کمی از سوژه های در حال حرکت دورتر باشم، متوجه شده ام که عکاسی در Continuous-Servo AF (AF-C) همراه با مُد ۳D area AF (نیکون) یا Auto AF (کانن) باثبات ترین نتایج را ایجاد می کند.
به عنوان مثال، هنگامی که من از اولین رقص عروس و داماد عکس می گیرم، از مُد ۳D AF-C استفاده می کنم، چون به من اجازه می دهد تا به دوربین بگویم که می خواهم کدام سوژه(ها) در فوکوس باشند و آن فوکوس را همانطور که سوژه(ها) در کادر حرکت می کنند به طور پیوسته حفظ می کنم، یا خودم صحنه را دوباره ترکیب بندیمی کنم.
عکاسی پرتره
من فکر می کنم که مهم ترین چالش های فوکوس در گرفتن عکس های پرتره یا کلوزآپ از جزئیات با لنزهای بلندتر (۵۰mm یا بزرگتر) در دیافراگم های f/1.2-f/2.8 به وجود می آیند. اینجاست که حرفه ای ها از آماتورها تفکیک می شوند.
بسیاری از عکاسان می خواهند به یک جلوه بصری برجسته (بوکه) که هنگام عکاسی از یک سوژهبا دیافراگم بسیار باز (f/1.2-2.8) می بینیم دست یابند، و در چشم ها فوکوسبه دست آورند. در این موارد، احتمال خطا بسیار زیاد است. گاهی اوقات شما تنها یک سانتیمتر وضوح (شارپنس) می بینید – و اگر آن را از دست بدهید، تصویر غیر قابل استفاده می شود (حداقل به نظر من).
اغلب از من سوال می شود که آیا ترفندی برای رسیدن به وضوح چشم در عکس های پرتره در چنین عمق میدان کمی وجود دارد. «ترفند» این است که بدانید تمام تجهیزات شماچطور کار می کنند. بدانید هر لنز با بدنه ای که با آن جفت شده چطور کار میکند، و هنگام عکاسی با عمق کم برای آن سوژه یا صحنه خاص، کدام نقطه AF یا مُد فوکوس بهترین نتایج را ایجاد می کند.
این مورد را در نظر بگیرید: هنگام عکاسی با لنز ۸۵mm تنظیم شده بر روی f/1.8 با سوژه ای که در فاصله ۱ متری دوربین قرار دارد، شما تنها حدود ۱٫۳ سانتیمتر عمق میدان دارید. اگر از نقطه AF مرکزی در مُد AF-S برای تنظیم، و قفل کردن فوکوس استفاده کرده، و قبل از ثبت تصویر آن را مجددا ترکیب بندی کنید، تقریبا بعید است که سطح فوکوس باریک شارپ شما در جایی که ابتدا فوکوس را قفل کردید، قرار گیرد.
این علم مثلثات پایه است.
تغییرجزئی زاویه دوربین در اثر ترکیب بندی مجدد (یا حتی نفس کشیدن)، به طور چشمگیری بر سطح فوکوس تاثیر می گذارد (آن را تغییر می دهد)، که باعث می شودگونه، بینی، یا چانه (به جای چشم ها) در فوکوس قرار گیرند.
بنابراینشما به استراتژی خلاقانه تر و موثرتری نیاز دارید، مگر این که بخواهید در تمام پرتره هایی که با یک دیافراگم کم عمق می گیرید، چشم های سوژه درست در مرکز کادر قرار گیرند.
طبق تجربه من، استفاده از Continuous Servo AF (AF-C) و انتخاب گروهی از ۴ تا ۶ نقطه Dynamic AF در نزدیکی چشم بهترین راه برای به دست آوردن وضوح چشم در این سناریو است.
با این حال، من متوجه شده ام که عکاسی در مُد Continuous Frame یا High-Speed واعمال تنظیمات جزئی بر روی فوکوس به صورت دستی در حالی که شاتر فعال است، تنها راه مطمئن برای ثبت حداقل ۱ یا ۲ فریم است که در آن چشم ها کاملا شارپهستند.
نتیجه گیری
فوکوس خودکار یک ابزار قدرتمندو راحت است که به پیشرفت و ارتقای عکاسی به جایی که من ۲۰ سال پیش هیچ وقتنمی توانستم تصور کنم، کمک کرده است.
با این حال، با وجود تمام چیزهای مکانیکی و ساخت بشر، هنوز هم ضعف ها و محدودیت هایی وجود دارد.از این گذشته، در مورد تخیل یا تمایلات خلاقانه ای که ما را قادر – و مجبور – به فراتر بردن آن ابزارها از محدودیت هایشان برای رسیدن به نتایج مطلوب و مورد نظر می سازد، هیچ محدودیتی وجود ندارد؛ چیزی که تنها زمانی امکان پذیر است که ما دانش نحوه کار این ابزارها را داشته باشیم.
همانطورکه قبلا در این مقاله گفتم، فوکوس خودکار و سیستم های AF فوق العاده پیچیده هستند. این موضوع برای بسیاری از عکاسان – چه تازه کار و چه حرفه ای– جذابیت و ارزش زیادی دارد.
همچنین یک تکنولوژی به سرعت در حال تحول است، که به این معنی است که آنچه ما امروز می دانیم ممکن است فردادیگر کاربردی نداشته باشد. متغیرها و عوامل زیادی بر دقت و ثبات AF تاثیر می گذارند. یک مقاله به تنهایی هیچ وقت نمی تواند به تمام این جنبه ها بپردازد.
امیدوارم که با این آموزش عکاسی توانسته باشم اطلاعاتمفیدی ارائه دهم که الهام بخش شما برای بیشتر کردن مهارت هایتان باشد. ما به عنوان عکاس برای انتقال دیدگاه و صدای خود بر تکنولوژی متکی هستیم، بنابراین نه تنها مهم بلکه لازم است که تکنولوژی را درک کنیم – تا بتوانیم در هنر خود پیشرفت کنیم.
نویسنده: پاول ون هوی (Paul Van Hoy)

منبع:

لنزک

آموزش محدوده تُن ها در عکاسی

21 آبان 1397

 درک محدوده تُن ها به آموزش عکاسی شما کمک خواهد کرد – از اینرو مطالعه این مقاله را به همه لنزکی ها توصیه می کنیم. مانند اکثر مفاهیمدر عکاسی، لازم است که درک درستی از محدوده تُن ها (Tonal range) در عکس های خود داشته باشید. شما باید از این دانش برای بهبود مهارت های تکنیکی خود استفاده کنید و همچنین باید بدانید چه موقع قوانین را به نفع تحقق دیدگاه خلاقانه خود بشکنید. محدوده تُن ها در عکاسی چیست؟
همانطورکه ما در مسیرهای خاص خود پیشرفت می کنیم، ممکن است مواقعی باشد که حتی باملاحظه ترین افراد هم به برخی چیزها توجه نکنند. المان های ساده گاهی اوقات در ابتدا نادیده گرفته می شوند – مانند یک سه پایه لق (غیر ثابت)، یافراموش کردن و عکاسی با تنظیمات قبلی دوربین.
گاهیمفاهیم تکنیکی عکاسی ما اشتباه درک شده، اشتباه تفسیر می شوند، یا بدتر – کاملا فراموش می شوند. این مشکل به سطح مهارت ربطی ندارد و عکاسان حرفه ای وکسانی که برای سرگرمی عکاسی می کنند را به یک اندازه تحت تاثیر قرار می دهد.برگزاری مراسم جشن تولد آتلیه نوزاد

بهعنوان مثال بلوک اصلی ساختمان هر عکس را در نظر بگیرید؛ نور. در عصر دیجیتال پس پردازش بسیار انعطاف پذیر ما، گاهی اوقات ممکن است فراموش کنیم که چه اتفاقی برای میزان روشنایی تصاویر ما می افتد.

عکس های ما نمایش کنتراست (تضاد) بین نور و تاریکی هستند، اما فاصله بین این دو تقریبا بی حد و مرز است.
سخن کوتاهی در مورد محدوده تُن ها
تمامچیزی که ما امروز در این آموزش عکاسی در مورد آن صحبت می کنیم، محدوده روشنایی از تاریکی کامل تا روشنایی کامل است که به آن محدوده تُن ها (Tonalrange) گفته می شود. محدوده بین سطوح روشنایی مختلف در عکس های ما درجه کنتراست (تضاد بین روشنایی و تاریکی) آن را تعیین می کند. نگاهی به این مقیاس تُن بیاندازید:
[محدوده تن ها در عکاسی]
ما از تاریکی کامل (سیاه) در سمت چپ به روشنایی کامل (سفید) در سمت راست می رسیم. این مقیاس هم برای عکس های رنگی و هم سیاه و سفید استفاده می شود. حالا، بیایید در مورد هر یک از این مقادیر و ارتباط آنها با عکاسی شما صحبتکنیم.
هایلایت ها

من همیشه به هایلایت ها (Highlights) به عنوان روشن ترین بخش های یک تصویر فکر می کردم.اما در واقع، هایلایت ها را می توان قسمت هایی از عکس در نظر گرفت که شاملمقادیر روشنایی زیادی هستند، اما هنوز هم جزئیات قابل توجهی دارند (سفید بدون جزئیات نیستند). این یک نمونه از مقادیر روشنایی هایلایت است:
[محدوده تن ها در عکاسی]
توجهداشته باشید که اگرچه این نواحی روشن هستند، اما هنوز هم کمی بافت و جزئیات قابل تشخیص در داخل قسمت های روشن وجود دارد. اگر می خواستیم نوردهیرا در دوربین یا با پس پردازش افزایش دهیم، آنقدر روشن می شد که جزئیات رابه طور کامل از دست می داد، که ما را به نکته بعدی می رساند.
قسمت های سفید
اگرما روشنایی را تا اندازه ای افزایش دهیم که هایلایت ها بیش از حد روشن شوند (که جزئیات قابل مشاهده نباشند)، در این صورت سفید کامل (Whites) داریم.
حتی اگر ناحیه سفید به رنگ سفید به نظر نرسد، ممکن است به دلیل فقدان جزئیات، یک «ناحیه سفید» کلی در نظر گرفته شود. در زیر یک نمونه روشنایی که سفید کامل در نظر گرفته می شود، نشان داده شده است:
[محدوده تن ها در عکاسی]
بستهبه عکس شما، افزایش نوردهی تا نقطه سفید شدن ممکن است مطلوب باشد یا نباشد. ما همانطور که درباره ارتباط محدوده تُن با ایجاد تصاویر بحث می کنیم، در این مورد نیز بیشتر صحبت خواهیم کرد.
تُن های میانی
تُنهای میانی (Midtones) دقیقا همان چیزی است که از نامش مشخص است – تمام مقادیر روشنایی که تاریک یا روشن نیستند تُن میانی در نظر گرفته می شوند. اکثر اوقات نورسنج دوربین ما در «مُد خودکار» تلاش می کند تا برای رسیدن بهاین روشنایی متوسط نوردهی کند.
[محدوده تن ها در عکاسی]
درحالی که تُن های میانی کمک می کنند تا مطمئن شوید که اطلاعات زیادی در یک تصویر وجود دارد، اما تصویری که تنها دارای تُن های میانی باشد فاقد پویاییاست.
سایه ها
قسمت هایی که به صورت سایه ظاهر می شوند، ارتباط نزدیکی با هایلایت ها دارند، البته در جهت عکس. سایه ها (Shadows) قسمت هایی از یک عکس هستند که تاریک اند اما هنوز هم دارای سطحی از جزئیات می باشند (سیاه کامل نیستند).
عکس بالا یک نمونه عالی از اطلاعات بیشتر در قسمت های سایه است، بنابراین بیایید یک بار دیگر از آن استفاده کنیم:
[محدوده تن ها در عکاسی]
اینقسمت های تاریک تر هنوز هم اطلاعاتی دارند که بیننده بتواند ببیند. با اینحال، اگر آنها را تاریک تر کنیم تا جایی که جزئیات از دست بروند یا «بسوزند»، آن وقت… درست حدس زدید، مقدار روشنایی آنها کاملا سیاه می شود.
قسمت های سیاه
هربخشی از یک عکس که روشنایی صفر داشته باشد، سیاه (Black) در نظر گرفته می شود. درست مانند قسمت های کاملا سفید، لازم نیست این نقاط در تصاویر ما کاملا بدون رنگ باشند تا سیاه خالص در نظر گرفته شوند.
بیایید نگاهی به برخی از سایه هایی که کاملا سوخته اند و هیچ جزئیاتی ندارند بیاندازیم:
[محدوده تن ها در عکاسی]
قسمتهای کاملا سیاه آنقدر تاریک هستند که نمی توانید هیچ چیزی ببینید. آنها را«سایه های تاریک» در یک عکس در نظر بگیرید. وجود این قسمت ها در تصویر شمالزوما چیز بدی نیست، بنابراین بیایید در مورد آنها صحبت کنیم.
مقادیر روشنایی و شما
اگرتا به حال در میان عکاسان گفتگویی در مورد مناسب بودن سطح روشنایی در یک عکس داشته اید، می دانید که در این زمینه اختلاف نظر وجود دارد. بعضی از عکاسان احساس می کنند که تصاویر نباید هیچ قسمت کاملا سیاه یا کاملا سفیدی داشته باشند – که تمام قسمت های عکس باید سطحی از جزئیات را به بیننده ارائه دهند.
[مدوده تن ها در عکاسی]
با این حال، برخی دیگر ادعا می کنند که سوختن یا زیاد شدن بیش از حد برخی مقادیر روشنایی، به خاطر کنتراست، کاملا خوب است. انجام این کار بدین معنی است که یک ناحیه کاملا سیاه و کاملا سفید وجود داشته باشد، به طوری که تمام مقادیرروشنایی دیگر جایی بین این دو مقدار مطلق قرار گیرند.
باید بهخاطر داشته باشیم مواقعی وجود دارد که یک سایه سوخته یا یک هایلایت فوق العاده روشن همان چیزی است که برای آوردن یک عکس به خانه نیاز دارید.
[محدوده تن ها در عکاسی]
سخن آخر
بهنظر من چیزی به عنوان یک تکنیک مشخص برای هر عکسی که می گیرید، وجود ندارد. شاید این مسئله ساده به نظر برسد، اما به راحتی ممکن است اهمیت این که چطور سطوح روشنایی مختلف بر یک تصویر تاثیر می گذارند را نادیده بگیریم.بیایید چیزهایی که در مورد مقادیر روشنایی یاد گرفتیم را سریع مرور کنیم:
    هایلایت ها – قسمت های روشن در یک عکس که هنوز هم دارای جزئیات می باشند.
    قسمت های سفید – قسمت های بیش از حد روشن که در آن مطلقا هیچ اطلاعاتی (جزئیاتی) باقی نمانده است.
    تُن های میانی – این تُن ها نه سایه هستند و نه هایلایت، بلکه یک مقدار روشنایی متوسط هستند.
    سایه ها – قسمت های تاریک تر تصویر که هنوز هم دارای جزئیات می باشند.
    قسمت های سیاه – بخش های تاریک کاملا «سوخته» یک عکس که مطلقا هیچ جزئیاتی ندارند.

منبع:

لنزک

چگونه یک عکس را مهندسی معکوس کنیم

21 آبان 1397

 اگرچه «مهندسی معکوس» مانند یک اصطلاح بسیار تکنیکی به نظر میرسد، اما در واقع چیزی است که شما بارها آن را انجام داده اید. هر بار که سوالاتی مانند «این عکس را با چه دوربینیگرفتید؟»، «برای عکاسی از چه تنظیماتی استفاده کردید؟» یا «در کجا گرفته شده؟» می پرسید، در واقع سعی کرده اید یک عکس را مهندسی معکوس یا تفسیر کنید. در آموزش عکاسی امروز، به چگونگی مهندسی معکوس یا تجزیه بصری یک عکس ورسیدن به بیشترین اطلاعات در مورد آن می پردازیم. عکاسی نوزاد
برایهمه ما پیش آمده که به یک عکس نگاه کرده و سعی کنیم بفهمیم چگونه ایجاد شده است. من این کار را هر روز انجام می دهم. شما چه از این مسئله آگاه باشید و چه نباشید، زمانی که یک عکس تحسین برانگیز را می بینید، سعی می کنید آن را تجزیه و تحلیل کنید. از خودتان می پرسید، «چطور می توانم عکس هایی مانند این بگیرم؟»سالن تولد کودک

واقعیت این است که اگر از عکاسی در مورد دوربین یا تنظیماتش سوال کنید، در واقع دارید سوال های اشتباهی میپرسید. با این حال، سوال بپرسید. چون اینگونه یاد می گیریم. اما می توانیداز بررسی یک تصویر نیز چیزهای زیادی یاد بگیرید – اگر بدانید که باید به دنبال چه چیزی باشید. زمانی که بتوانید یک تصویر را به صورت بصری تجزیه کنید، یک قدم به ایجاد چیزی شبیه به آن نزدیک تر می شوید.

اینآموزش، درس سرقت هنری نیست. تنها راهی است برای یادگیری از عکاسان دیگری که کارشان را تحسین می کنید. هیچ هنرمند موفقی بدون یادگیری از کارهای دیگران نمی توانست به جایی که امروز هست برسد.
نور و سایه
مهمترین درس عکاسی ای که من یاد گرفته ام این است که همه چیز به نور بستگی دارد. مهندسی معکوس عکس ها نیز همینطور است. تجزیه و تحلیل نور در یک تصویرساده ترین و موثرترین راهی است که می توان فهمید آن عکس چگونه ایجاد شده است.
هنگامی که به تصویر نگاه می کنید، از خودتان چند سوال بپرسید.
    نور از کدام جهت می آید؟
    آیا بیش از یک منبع نور وجود دارد؟
    نور سخت است یا نرم؟
    آیا نور بازتاب شده در عکس وجود دارد؟
    دمای رنگ چطور؟ گرم است یا سرد؟
گاهیاوقات پاسخ ها واضح خواهند بود. گاهی اوقات پاسخ دادن به این سوالات غیر ممکن است. اما هرچه بیشتر آنها را از خودتان بپرسید، بهتر می توانید به آنها پاسخ دهید.
اگر به یک عکس منظره نگاه می کنید، تقریبا همیشه می توانید فرض کنید که تنها یک منبع نور وجود دارد – خورشید. اما اینبدان معنی نیست که نمی توانید نور را تجزیه و تحلیل کنید. جهت، میزان سختی، و دمای نور چیزهای زیادی در مورد شرایطی که عکس در آن گرفته شده است به شما می گویند. با وجود این که نورپردازی زیبای مناظر به اندازه نورپردازی پرتره یا محصولات تجاری تکنیکی نیست، اما هنوز هم می توانید از تجزیه و تحلیل آن چیزهای زیادی یاد بگیرید.
[مهندسی معکوس یا تحلیل عکس]
نو خورشیدی که به این منظره می تابد، همراه با نور گرم در سمت راست تصویر، به وضوح نشان می دهد که نور از کجا می آید.
اگردارید یک پرتره را مهندسی معکوس می کنید، احتمالا بیش از یک منبع نور، و همچنین نور بازتاب شده دارید. هنگامی که یک عکاس چند منبع نور را با هم متعادل (هماهنگ) می کند، مهندسی معکوس یک عکس می تواند سخت تر شود. اما هنوز هم راه هایی برای تجزیه و تحلیل نور وجود دارد، اگر بدانید که باید بهدنبال چه چیزی باشید.
برای شروع از خودتان بپرسید «سایه ها کجا هستند؟» ممکن است کمی احمقانه به نظر برسد، اما یکی از بهترین راه های تجزیه و تحلیل نور این است که به بخش های تاریک تر تصویر نگاه کنید. در کجاهیچ نوری وجود ندارد؟ آیا سایه های سخت می بینید؟ قسمت هایی وجود دارد که در آن بتوانید کاهش تدریجی نور را ببینید؟ بررسی سایه ها چیزهایی در مورد جهت نور و همچنین اندازه آن نسبت به سوژه به شما خواهد گفت.
[مهندسی معکوس یا تحلیل عکس]
خزهایروشن در اطراف بدن خرس نشان می دهد که این تصویر از پشت نورپردازی شده است. و سایه او بر روی زمین، جهت دقیق تابش نور را نشان می دهد.
همانطورکه نورپردازی پیچیده تر می شود، تفسیر نور یک عکس نیز سخت تر می شود. هرچهمنابع نور یا رفلکتورهای بیشتری اضافه می شوند، وضوح سایه ها کمتر می شود.اگر سایه ها خیلی روش باشند یا اصلا وجود نداشته باشند، احتمالا به این معنی است که یا نور خیلی پخش شده و در کل آن مکان بازتاب شده، یا چند منبع نور وجود دارد.
اگر خوش شانس باشید، گاهی اوقات می توانید با نگاه کردن به بازتاب ها ببینید که دقیقا از چه منبع نوری استفاده شده است. به چشم ها، شیشه ها، پنجره ها، سطح آب، و هر چیزی که نور را بازتاب می کند نگاه کنید. گاهی اوقات می توانید یک بازتاب عالی از منبع نور را ببینید، اما حداقل قادر به تشخیص جهت آن خواهید بود.
[مهندسی معکوس یا تحلیل عکس]
نورنرم بر روی سوژه، به همراه بازتاب نور در شیشه عینک او، نشان می دهد که پنجره منبع نور است. سایه های بسیار تاریک به ما می گویند که هیچ منبع نور دیگری وجود ندارد.
تجهیزات و تنظیمات عکاسی
در بسیاری از موارد، نیازی نیست بپرسید از چه تجهیزات یا تنظیماتی برای ایجاد یک عکس استفاده شده است. با تمرین، می توانید یاد بگیرید که جزئیات تکنیکی مانند فاصله کانونی، دیافراگم و سرعت شاتر را حدس بزنید.

زمانیکه بدانید فاصله کانونی چگونه بر یک تصویر تاثیر می گذارد، فهمیدن این که از چه فاصله کانونی استفاده شده است، زیاد سخت نیست. به عنوان یک قاعده کلی، هرچه فاصله کانونی کوتاهتر باشد (لنزهای واید)، اعوجاج بیشتری خواهید دید و میزان بیشتری از یک صحنه در کادر جای خواهد گرفت. هرچه فاصله کانونی بیشتر می شود (لنزهای معمولی یا تله)، فشرده سازی بیشتری در تصویر و میزان کمتری از صحنه را در کادر خواهید دید.
[مهندسی معکوس یا تحلیل عکس]
تنهایک لنز بسیار واید می تواند همه چیز را در صحنه ای مانند این، از زمین گرفته تا آسمان، ثبت کند. اعوجاج لنز باعث می شود که اشیاء نزدیک تر مانند این ماشین بسیار بزرگتر به نظر برسند.
اگرچه این موضوع، فاصله کانونی دقیق استفاده شده را به شما نمی گوید، اما حدود تقریبی آن را به شمامی دهد. با تمرین، می توانید بگویید که یک عکس با یک لنز واید (<35mm)،معمولی (۳۵-۸۵mm) یا تله (>85mm) گرفته شده است. عدد دقیق آن مهم نیست.چیزی که مهم است به دست آوردن یک ایده تقریبی است از این که برای ایجاد یکعکس مشابه، فاصله کانونی کجا باید باشد.
همانند فاصله کانونی،با درک این که دیافراگم چه تاثیری بر یک تصویر دارد، به طور تقریبی می توانید بفهمید که از چه دیافراگمی استفاده شده است. همانطور که دیافراگم لنز باز و بسته می شود، عمق میدان (DOF) تصویر تغییر می کند. هرچه دیافراگمبازتر باشد (عدد f کوچکتر)، DOF باریک تر خواهد بود.
باز هم، عدد دقیق مهم نیست. چیزی که مهم است درک نحوه تاثیر دیافراگم بر DOF (عمق میدان) و نحوه تفسیر DOF یک عکس است. اگر تصویر شارپ بوده و از پیش زمینه تا پس زمینه در فوکوس باشد، احتمالا از یک دیافراگم کوچکتر (f/11-22) استفاده شده است. اگر همه چیز به جز سوژه نرم و خارج از فوکوس باشد، احتمالا از یک دیافراگم بزرگتر (f/1.4-5.6) استفاده شده است. اگر DOF جایی بین این دو باشد، احتمالا دیافراگم حدود f/5.6-11 می باشد.
در نهایت، این اصول را می توان برای سرعت شاتر نیز به کار برد. احتمالا می دانید که سرعت شاتر بر نحوه ظاهر شدن حرکت در یک تصویر تاثیر می گذارد. اگراجسامی که انتظار دارید آنها را در حال حرکت ببینید بی حرکت و ثابت هستند،می فهمید که از یک سرعت شاتر سریع تر استفاده شده است. اگر کمی تاری حرکتی(motion blur) در تصویر وجود دارد، می فهیمد که سرعت شاتر آهسته تر بوده است.
[مهندسی معکوس یا تحلیل عکس]
می توانید ببینید که در اینجا از یک سرعت شاتر طولانی تر برای ایجاد جلوه ابریشمی آب استفاده شده است، که در عکاسی با نوردهی طولانی مرسوم است.
در یک عکس منظره، هر بار که آب ابریشمی نرم یا ابرهای کشیده شده در نوردهی هایطولانی را می بینید، می فهمید که آن عکس یک سرعت شاتر حداقل چند ثانیه ای دارد. اگر کمی حرکت می بینید، احتمالا سرعت شاتر کمتر از یک ثانیه است. برای متوقف کردن حرکت، انتظار سرعت شاتر حداقل ۱۰۰/۱ ثانیه را دارید.
برای ثبت آب در حال حرکت، یک سرعت شاتر بسیار کوتاه مورد نیاز است، همانطور که در این عکس منظره دریایی استفاده شده است.
اگرهیچ شیء در حال حرکتی در عکس وجود نداشته باشد، فهمیدن سرعت شاتر مورد استفاده بسیار سخت تر است. اما اگر هیچ حرکتی وجود نداشته باشد، آن وقت سرعت شاتر هم هیچ اهمیتی ندارد. فقط باید به اندازه کافی سریع باشد تا از هر گونه تاری ایجاد شده توسط حرکت دوربین جلوگیری کرده و یک تصویر شارپ را تضمین کند.
پس پردازش
مهندسی معکوس پس پردازشی که به یک تصویر اعمال شده است، سخت ترین بخش این کار است. امروزه تقریبا هیچ محدودیتی برای کارهایی که می توانید در فتوشاپ انجام دهید وجود ندارد، در نتیجه فهمیدن این که یک عکس چگونه پردازش شده دشوار است.
شما می توانید با نگاه کردن به عکس بفهمید که به طور تقریبی چقدر پس پردازش بر روی آن اعمال شده است. آیا واقعی به نظر می رسد؟ آیا رنگ ها و تُن ها همانطور که در واقعیت انتظار دارید به نظر می رسند؟ آیا کل تصویر از تاریک ترین سایه ها گرفته تا روشن ترین هایلایت ها به خوبی نوردهی شده است؟ آیا نور و سایه ها آنطور که انتظار دارید در کل تصویر یکنواخت هستند؟ آیا افرادواقعی به نظر می رسند، یا به طور غیر ممکنی عالی و بی نقص؟
پرسیدناین نوع پرسش ها به شما کمک خواهد کرد تا بفهمید باید به دنبال چه چیزی باشید. اگر به تصویر کلی نگاه کنید، به راحتی ممکن است از تجزیه و تحلیل آنناامید شوید. زمانی که عکس را تجزیه کرده و به تک تک جزئیات آن نگاه می کنید، دیدن ویرایش هایی که بر روی آن اعمال شده راحت تر می شود.
اعترافمی کنم که خودم با وجود کوررنگی، در این زمینه چندان مهارت ندارم. تشخیص درجه بندی رنگ یا جلوه هایی که اعمال شده، هیچ وقت برای من آسان نیست. اما با تمرین، خیلی بهتر شده ام. و اگر من توانستم این کار را انجام دهم، پس شما هم می توانید.
[مهندسی معکوس یا تحلیل عکس]
با نگاه کردن به کلیسا می توانید ببینید که برای تاکید بر خورشید گرم بعد از ظهر، در پس پردازش گرمای بیشتری به تصویر اضافه شده است.
بهیاد دشته باشید که عکاسان و روتوش کننده هایی که در زمینه فتوشاپ بسیار ماهر هستند، خیلی خوب می توانند کاری کنند که تصاویرشان طبیعی و ویرایش نشده به نظر برسند. فقط به این دلیل که یک تصویر واقعی به نظر می رسد، به این معنی نیست که واقعا همینطور است. مهندسی معکوس کردن عکسی که توسط یک متخصص فتوشاپ ویرایش شده، بسیار دشوار است.
داده های Exif
زمانیکه هیچ کدام از این کارها موفقیت آمیز نبود، و شما به شدت می خواستید تنظیمات استفاده شده برای گرفتن یک عکس را بدانید، ممکن است بتوانید به داده های exif تصویر دسترسی پیدا کنید. هنگامی که یک عکس دیجیتال گرفته می شود، مجموعه ای از داده ها در یک فایل جاسازی می شود. این داده ها شامل فاصله کانونی، سرعت شاتر، دیافراگم، مدل دوربین، و اغلب مجموعه ای از اطلاعات دیگر است.
داده های exif یک عکس اغلب توسط عکاس یا وب سایتی که بر روی آن آپلود شده حذف می شود. اما اگر حذف نشده باشد، به راحتیمی توانید به یکی از روش های زیر به آن دسترسی داشته باشید:
– استفاده از یکی از وب سایت هایی که داده های exif یک عکس را برای شما تجزیه و تحلیل می کنند.
برخی از وب سایت ها مانند exifdata.com حتی می توانند با استفاده از URL تصویر نیز آن را تجزیه و تحلیل کنند.
[مهندسی معکوس یا تحلیل عکس]
سایه افراد در عکس به وضوح جهت خورشید را نشان می دهد
از توانایی های جدید خود عاقلانه استفاده کنید
حالاکه فهمیدید چطور یک عکس را مهندسی معکوس کنید، بروید و تمرین کنید. هرچه بیشتر این کار را انجام دهید، راحت تر خواهد شد. به عنوان یک عکاس، تواناییتجزیه و تحلیل یک عکس، مهارت بسیار ارزشمندی است. با انجام این کار می توانید چیزهای بسیار زیادی از عکاسان دیگر یاد بگیرید.
اما بازهم تکرار می کنم، این آموزش درس سرقت هنری نیست؛ بلکه در مورد رشد کردن بهعنوان یک عکاس با یادگیری از عکس های افراد دیگر است، نه بازسازی یا کپی برداری از آنها.
حالا بروید چند عکسی که دوست دارید را پیدا کرده و با استفاده از توانایی های جدید خود آنها را تجزیه و واکاوی کنید. امیدواریم که این آموزش عکاسی برای شما عزیزان مفید واقع شده باشد.
نویسنده: روان سیمز (Rowan Sims)

منبع:

لنزک

خطا ...
آدرس ایمیل وارد شده نامعتبر است.
متوجه شدم